تنگه هرمز و بازار خودرو؛ زمان بازنگری در یک مسیر پرهزینه

تنگه هرمز
تنگه هرمز

مسدود ماندن تنگه هرمز، علاوه بر فشار بر تجارت و درآمدهای ارزی، هزینه حمل‌ونقل و واردات را افزایش داده و آثار آن به بازار خودرو نیز رسیده است؛ شرایطی که با دور شدن شرکای اقتصادی، شاید زمان بازنگری در هزینه و فایده این مسیر پرهزینه را ضروری کرده باشد.

به گزارش پایگاه خبری اسب‌بخار، اتفاقات ماه‌های اخیر نشان داده است که تنگه هرمز فقط یک گذرگاه دریایی نیست، اما وقتی بسته بودن آن از یک اهرم فشار به عاملی برای افزایش هزینه تجارت، کاهش درآمد ارزی، سخت‌تر شدن واردات و فشار بر بازار خودرو تبدیل می‌شود، دیگر نمی‌توان فقط از هزینه‌ای که دیگران می‌پردازند سخن گفت. پرسش مهم‌تر این است که ایران برای حفظ این وضعیت چه‌قدر هزینه می‌دهد؟

قبض سنگین یک انسداد

اکونومیست نیز در ارزیابی خود از وضعیت هرمز، بر یک واقعیت مهم دست گذاشته است؛ تداوم اختلال در این مسیر می‌تواند بیش از آن‌که صرفاً رقیبان ایران را تحت فشار قرار دهد، اقتصاد خود ایران را نیز متضرر کند. دلیل چندان پیچیده نیست؛ کشوری که هم صادرکننده نفت است و هم برای تأمین بخشی از کالا، مواد اولیه، قطعات و تجهیزات خود به تجارت خارجی وابسته است، نمی‌تواند از اختلال طولانی‌مدت در یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت جهانی مصون بماند.

اولین قبض این وضعیت، قبض حمل‌ونقل است. بسته بودن مسیر دریایی یعنی افزایش زمان سفر، هزینه بیمه، ریسک حمل و هزینه انتقال کالا. مسیرهای جایگزین هم رایگان نیستند. هر کیلومتر اضافه، هر روز تأخیر و هر ریسک جدید، در نهایت روی قیمت تمام‌شده کالا می‌نشیند و مصرف‌کننده ایرانی باید آن را پرداخت کند.

عوارض ۲ میلیاردی پاکستان

حتا مسیر زمینی نیز به راه نجات ارزان‌قیمت تبدیل نشده است. وقتی برای عبور کشنده‌ها از مسیرهای جایگزین، عوارضی در حدود ۲ میلیارد تومان مطالبه می‌شود، معنای اقتصادی ماجرا روشن است: هزینه‌ای که از مسیر دریا حذف شده است، از مسیر زمین دوباره به تجارت ایران تحمیل می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که باید واقع‌بین بود؛ کشورها در شرایط بحران، اول از همه منافع خودشان را محاسبه می‌کنند. پاکستان هم از این قاعده مستثنا نیست. اگر قرار باشد هر مسیر جایگزین با هزینه‌های سنگین همراه شود، دور زدن تنگه هرمز الزاماً به معنای دور زدن هزینه‌های آن نیست.

نفت کمتر، ارز گران‌تر

اما خطرناک‌تر از افزایش هزینه حمل، فشار بر درآمدهای ارزی است. کاهش فروش نفت یعنی کاهش ورود ارز و در شرایطی که عرضه ارز تحت فشار قرار دارد، افزایش نرخ ارز قابل انتظار است.

این همان نقطه‌ای است که بحران خارجی مستقیماً وارد اقتصاد داخلی می‌شود. وقتی دلار گران‌تر می‌شود، قطعه، مواد اولیه، تجهیزات، خودروهای وارداتی و حتا هزینه تولید خودرو نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

خودرو؛ قربانی بی‌صدا

بازار خودرو دقیقاً در همین نقطه آسیب می‌بیند. خودرو فقط یک محصول نهایی نیست که از یک بندر وارد کشور شود. زنجیره‌ای از قطعات، مواد اولیه، تجهیزات تولید، حمل‌ونقل، تأمین ارز و خدمات پس از فروش پشت آن قرار دارد.

هرچه تجارت گران‌تر و ارز ناپایدارتر شود، هزینه تولید و واردات هم افزایش پیدا می‌کند. نتیجه نیز روشن است: فشار بیشتر بر قیمت خودرو و کاهش قدرت خرید مردم.

در چنین شرایطی، حتا سیاست واردات خودرو نیز با یک تناقض جدی روبه‌رو می‌شود. از یک سو، قرار است واردات، بازار را رقابتی و قیمت‌ها را کنترل کند؛ از سوی دیگر، همان خودروی وارداتی با هزینه حمل بالاتر، بیمه گران‌تر، مسیرهای پیچیده‌تر و ارز گران‌تر وارد می‌شود.

یعنی بخشی از سیاست کنترل قیمت، پیش از رسیدن خودرو به بازار، در هزینه‌های تجارت خنثا می‌شود.

چین هم اول خودش را می‌بیند

از سوی دیگر، نمی‌توان انتظار داشت شرکای اقتصادی ایران نیز تا ابد هزینه تصمیمات تهران را بپردازند. چین منافع اقتصادی عظیمی در تجارت جهانی و امنیت مسیرهای انرژی دارد و طبیعی است که در جایی که منافع‌اش به خطر می‌افتد، اولویت را به منافع خودش بدهد. شراکت استراتژیک، چک سفیدامضا نیست.

اگر حتا شرکای نزدیک نیز در برابر تداوم اختلال در هرمز موضع متفاوتی اتخاذ کنند، باید پذیرفت که هزینه این وضعیت فقط اقتصادی نیست؛ سرمایه تجاری و اعتماد شرکا نیز می‌تواند تحت فشار قرار گیرد.

وقت محاسبه هزینه‌ها

اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که تنگه هرمز «قدرت» ایران است یا نه. پرسش این است که چگونه می‌توان از این قدرت استفاده کرد، بدون این‌که هزینه آن به اقتصاد ایران و سفره مردم منتقل شود؟

بازار خودرو یکی از روشن‌ترین تابلوهای هشدار است. وقتی حمل‌ونقل گران می‌شود، ارز تحت فشار قرار می‌گیرد، صادرات نفت کاهش می‌یابد، واردات دشوارتر می‌شود و حتا مسیرهای جایگزین نیز هزینه‌های سنگین دارند، خودرو هم ارزان‌تر نخواهد شد.

بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که درباره تداوم بسته بودن تنگه هرمز و شیوه استفاده از این اهرم بازنگری شود. این حرف به معنای نادیده گرفتن اهمیت راهبردی هرمز نیست؛ دقیقاً برعکس، یعنی باید از یک دارایی راهبردی به شکلی استفاده کرد که هزینه آن، اقتصاد کشور را فرسوده نکند.

اهرم فشار زمانی برگ برنده است که صاحب آن را هم زیر فشار نگذارد؛ اگر هزینه نگه داشتن یک اهرم از منفعت استفاده از آن بیش‌تر شود، بازنگری در آن دیگر انتخاب نیست، ضرورت است.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.