ایرانخودرو؛ خروج از زیان یا جابهجایی زیان در صورتهای مالی؟

ایرانخودرو در نخستین سال مدیریت بخش خصوصی از زیان خارج و به سود خالص ۱۵۰ میلیارد تومانی رسید؛ مدیرعامل این تغییر را حاصل اصلاحات و افزایش بهرهوری میداند، اما منتقدان با اشاره به درآمدهای غیرعملیاتی و معاملات درونگروهی، درباره کیفیت و پایداری این سود تردید دارند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، حسن قرهیی، مدیرعامل ایرانخودرو، در مجمع عمومی سالانه این شرکت، سال ۱۴۰۴ را یکی از دشوارترین سالهای صنعت خودرو توصیف کرد. به گفته او، انفجار بندر شهید رجایی، دو جنگ تحمیلشده، ناترازی انرژی، نوسانهای شدید نرخ ارز و محدودیتهای تأمین قطعات، تولید کل صنعت خودرو را حدود ۲۸ درصد کاهش داد.
با وجود این شرایط، ایرانخودرو در سال ۱۴۰۴ موفق به تولید ۵۵۵ هزار دستگاه خودرو شد و حدود سه درصد رشد تولید را ثبت کرد. سهم این شرکت از بازار خودروهای سواری کشور نیز به ۵۸ درصد رسید و در بهار ۱۴۰۵ به ۶۷ درصد افزایش یافت.
از نگاه مدیریت شرکت، این عملکرد در سالی که صنعت خودرو با افت تولید مواجه شده، نشانهای از توانایی ایرانخودرو برای حفظ تولید و تقویت جایگاه خود در بازار است.
روایت مدیریت از خروج از زیان
مدیرعامل ایرانخودرو، تغییر وضعیت مالی شرکت را نتیجه مجموعهای از اصلاحات مدیریتی دانست. کنترل هزینهها، اصلاح ساختار سازمانی، ساماندهی شرکتهای زیرمجموعه، کاهش تنوع قطعات، بازنگری در خریدهای داخلی و خارجی و افزایش داخلیسازی، مهمترین محورهای این اصلاحات عنوان شده است.
قرهیی همچنین اعلام کرد که تنها از محل مدیریت خریدهای خارجی، حدود ۵۰ میلیون دلار صرفهجویی ارزی به دست آمده است. او تأکید کرد سودآوری زمانی ارزشمند است که حاصل افزایش بهرهوری باشد، نه درآمدهای مقطعی یا غیرعملیاتی.
بر اساس گزارش مالی ایرانخودرو، زیان انباشته حدود ۱۹ هزار میلیارد تومانی شرکت در سال ۱۴۰۴ به سود خالص ۱۵۰ میلیارد تومانی تبدیل شده است. از نگاه مدیریت، این تغییر نتیجه اصلاحات انجامشده و نشانهای از بهبود عملکرد شرکت در نخستین سال مدیریت بخش خصوصی است.
سود از کجا آمده است؟
در مقابل، برخی تحلیلگران و کارشناسان درباره منشأ و کیفیت این سود پرسشهای جدی مطرح میکنند. منتقدان میگویند ثبت سود خالص بهتنهایی به معنای آن نیست که شرکت در فعالیت اصلی خود، یعنی تولید و فروش خودرو، به سود عملیاتی پایدار رسیده است.
بر اساس این تحلیلها، بررسی بندهای ۱۰ و ۱۲ صورتهای مالی نشان میدهد بخشی از سود شناساییشده از محل درآمدهای غیرعملیاتی و رویدادهایی به دست آمده که ممکن است در سالهای آینده تکرار نشوند.
بنابراین، اختلاف اصلی میان دو روایت، بر سر اصل ثبت سود نیست، بلکه درباره این است که این سود از چه مسیری ایجاد شده و چه میزان از آن میتواند در سالهای آینده تکرار شود.
معاملات درونگروهی زیر ذرهبین
یکی از مهمترین محورهای نقد منتقدان، واگذاری سهام شرکتهای تابعه، از جمله ایساکو و ایسیکو، به شرکت نگار نصر است. از آنجا که نگار نصر نیز در مجموعه ایرانخودرو قرار دارد، منتقدان این معاملات را درونگروهی میدانند.
از نگاه آنان، این نوع معاملات الزاماً به معنای ورود منابع مالی جدید به کل گروه نیست، اما میتواند در صورتهای مالی شرکت سود ایجاد کند. به همین دلیل، این پرسش مطرح میشود که آیا بخشی از سود ثبتشده حاصل ایجاد ارزش اقتصادی جدید بوده یا نتیجه جابهجایی داراییها در داخل مجموعه ایرانخودرو؟
در مقابل، از نگاه مدیریت شرکت، ساماندهی داراییها و شرکتهای زیرمجموعه میتواند بخشی از اصلاح ساختار گروه باشد. بنابراین، درونگروهی بودن یک معامله بهتنهایی به معنای بیاعتباری آن نیست و قضاوت درباره آثار مالی آن به نحوه ارزشگذاری و ثبت معامله بستگی دارد.
۵.۷ هزار میلیارد تومان از محل ارز
تسعیر داراییهای ارزی نیز در نتیجه مالی ایرانخودرو نقش داشته است. براساس تحلیلهای صورتهای مالی، حدود ۵.۷ هزار میلیارد تومان از نتیجه مالی شرکت از محل تغییر ارزش داراییهای ارزی ایجاد شده است.
منتقدان معتقدند این نوع درآمد را نمیتوان بهطور کامل نشانه افزایش بهرهوری دانست، چراکه به نوسانهای نرخ ارز وابسته است و الزاماً در سالهای بعد تکرار نمیشود.
در مقابل، تغییر ارزش داراییهای ارزی و ثبت آثار آن در صورتهای مالی، بخشی از واقعیت اقتصادی شرکت است و نمیتوان آن را صرفاً به دلیل غیرعملیاتی بودن نادیده گرفت. مسئله اصلی، سهم این درآمد در سود نهایی و میزان اتکای شرکت به آن است.
افزایش هزینهها، افزایش قیمتها
در سال ۱۴۰۴، بهای تمامشده محصولات ایرانخودرو حدود ۵۰ درصد افزایش یافت و افزایش ۵۴ درصدی قیمت فروش محصولات توانست بخش مهمی از این رشد هزینه را پوشش دهد.
منتقدان از این ارقام نتیجه میگیرند که افزایش قیمت فروش نقش مهمی در جلوگیری از عمیقتر شدن زیان داشته است. از این منظر، بخشی از بهبود نتیجه مالی شرکت نه از کاهش هزینههای تولید، بلکه از افزایش قیمت محصولات ناشی شده است.
مدیریت ایرانخودرو اما تأکید دارد که کنترل هزینهها، مدیریت خریدها و اصلاح فرآیندهای تأمین نیز در این بهبود نقش داشتهاند. بنابراین، افزایش قیمت فروش تنها عامل توضیحدهنده تغییر وضعیت مالی شرکت نیست.
آزمون سودآوری
صورتهای مالی ایرانخودرو اکنون دو واقعیت را همزمان پیش روی سهامداران و بازار قرار داده است. واقعیت نخست این است که شرکت پس از سالها زیان، در سال ۱۴۰۴ سود خالص ثبت کرده، تولید خود را افزایش داده و سهم بیشتری از بازار به دست آورده است.
واقعیت دوم آن است که براساس تحلیلهای منتقدان، بخشی از این سود به درآمدهای غیرعملیاتی، تسعیر داراییهای ارزی، فروش مواد اولیه و معاملات درونگروهی وابسته بوده است. در نتیجه، درباره میزان سود عملیاتی و تکرارپذیر شرکت همچنان پرسشهایی وجود دارد.
به همین دلیل، به نظر میرسد ایرانخودرو، با عنوان پیشران خصوصیسازی خودروسازی در ایران و همچنین با توجه به جایگاهی که در بازار و صنعت خودروسازی ایران دارد، باید در این خصوص توضیحات لازم را ارائه و شفافسازی کند.








دیدگاه ها