ترامپ، دلالیسم و پراید ۱۰۰ میلیونی/ تاریخچه صنعت خودرو ایران (قسمت دوازدهم)

پراید
پراید

بیش از یک قرن از ورود نخستین خودرو به ایران می‌گذرد، اما گویی زمان برای این صنعت درجا زده و این کالسکه آتشین در جاده‌ای از ابهام متوقف شده است. در تمام این سال‌ها، نه نیاز بازار و نه دانش فنی، بلکه تنش‌های سیاسی و عوامل بیرونی فرمان را در دست داشته‌اند؛ روزگاری ملی شدن نفت بهانه تحریم شد و روزگاری دیگر چالش‌های هسته‌ای. گویی در طالع این صنعت روزِ خوشِ پایداری نوشته نشده و تنها در مقاطعی کوتاه و گذرا، چون دهه ۴۰ و دو سالِ کوتاه پس از برجام، چرخِ این صنعت برای ایرانیان روان چرخیده است.

با این حال، مروری کوتاه بر تاریخچه صنعت خودروسازی خالی از لطف نیست. قصه‌ای پرغصه که نشان می‌دهد به‌رغم سال‌های تلاش و دوندگی و گذر از یک قرن، مشکلات همان هستند که بودند. با این حال، با بازخوانی این دوران شاید سرانجام راه به رستگاری پیدا شد.

در اولین بخش از تاریخچه صنعت خودروسازی ایران به «ورود اولین خودرو و چالش‌های آن دوران»، در بخش دوم به «معجزه آسفالت و تولید شوفرها»، در سومین بخش «رؤیاهای صنعتی در محاصره جنگ» پرداخته شد. در چهارمین قسمت، دهه ۱۳۲۰، «میراث ویرانی و نخستین طعم تحریم» بازخوانی شد. در بخش پنجم به «دهه ۱۳۳۰ و تولد غول‌ها در سایه مونتاژ»، سپس در بخش ششم به «شکوه جاده مخصوص و تولد یک اسطوره» و در بخش هفتم «غرق شدن جاده مخصوص زیر دلارهای نفتی»، در بخش هشتم دهه ۶۰ رسیده‌ایم؛ زمانی که «خودرو یک آرزوی دست‌نیافتنی» می‌شود و در نهمین قسمت، دهه هفتاد با «ظهور مدعیان جدید و خداحافظی با پیکان»، بخش دهم وقتی که جاده مخصوص به بن‌بست می‌رسد و در بخش یازدهم «عصر گذار به شرق و تنفس کوتاه برجام» بازخوانی شد.

در دوازدهمین بخش، میانه‌های دهه ۹۰، «توفان ترامپ، دلالیسم و پراید ۱۰۰ میلیون تومانی» بررسی می‌شود.

توفان ترامپ، دلالیسم و پراید ۱۰۰ میلیون تومانی

هرچند در دو سال برجام (۹۴-۹۶)، بازار با امید و تنوع و رقابت، دست بالای مشتریان سپری شد، اما این خوشی زودگذر بود. با طوفان ترامپ و حبس واردات از سوی دولت روحانی، بازار خودرو وارد عصر قرعه‌کشی، دلالیسم و پراید ۱۰۰ میلیونی شد؛ عصری که به نوعی همچنان در آن به سر می‌بریم.

اردیبهشت ۱۳۹۷، نقطه‌ی عطف سیاهی در تقویم صنعت خودرو بود. با خروج آمریکا از برجام، تمامیِ بافته‌های چندساله در یک شب پنبه شد. اما ضربه‌ی مهلک‌تر نه از بیرون، بلکه از درون فرود آمد؛ دولت در تیرماه ۹۷ برای مدیریت منابع ارزی، واردات خودرو را به‌طور کامل ممنوع کرد. این تصمیم، بازار را به یک دیگ زودپز تبدیل کرد. تقاضایی که پشت مرزها انباشته شده بود، به سمت تولیدات محدود داخلی هجوم آورد. در این دوره، پدیده‌ای به نام قرعه‌کشی متولد شد؛ لاتاریِ ملی که در آن میلیون‌ها نفر برای خرید چند هزار خودرو صف می‌کشیدند تا از اختلاف قیمت فاحش کارخانه و بازار سودی کسب کنند.

توقف قلب تپنده تولید و تورم افسارگسیخته

بزرگ‌ترین چالش این دوره، توقف قلب تپنده تولید بود. رنو و پژو که تازه سرمایه‌گذاری‌های سنگینی کرده بودند، دوباره ایران را ترک کردند و هزاران مشتری که پیش‌خرید کرده بودند، با حواله‌هایی بی‌ارزش تنها ماندند. چالش دوم، چاینیزه شدن کامل بود؛ خودروسازان خصوصی که راهی جز همکاری با چین نداشتند، قیمت‌ها را به بهانه نرخ ارز به‌شدت بالا بردند.

چالش سوم، تبدیل شدن خودرو به پناهگاه ارزی بود. مردم که شاهد سقوط ارزش ریال بودند، پس‌اندازهای خود را به خودرو تبدیل کردند. این هجوم سرمایه‌ای باعث شد قیمت خودروهایی مثل پراید که نماد خودروی ارزان بود، از مرز باورنکردنی ۱۰۰ و سپس ۱۵۰ میلیون تومان عبور کند. بازار در این سال‌ها نه توسط مهندسان، بلکه توسط نوسانات نرخ دلار در چهارراه استانبول مدیریت می‌شد. جاده مخصوص عملاً به انبار بزرگی از خودروهای ناقص تبدیل شد که به دلیل نبود یک قطعه کوچک الکترونیکی (چیپ‌ست‌ها)، امکان تجاری‌سازی نداشتند.

سیاه‌ترین روزهای بازار

بدون هیچ شک و تردیدی، این دوران سیاه‌ترین روزهای بازار بود. بازار نه در محاصره، بلکه در یک قحطی مصنوعی به سر می‌برد. حق انتخاب مردم به صفر رسید و کیفیت محصولات به دلیل قطع ارتباط با زنجیره تأمین جهانی و استفاده از قطعات جایگزینِ نامرغوب، به‌شدت افت کرد.

در این چهار سال، خودرو از دسترس طبقه متوسط خارج شد و به آرزویی برای طبقه ضعیف و حتی متوسط تبدیل شد. اگر در دهه‌های قبل صحبت از تکنولوژی و طراحی بود، در این دوران تنها صحبت از ثبت‌نام موفق و قیمت لحظه‌ای بود. آتشی که در سال ۹۷ روشن شد، تمام ساختارهای اقتصادی صنف خودرو را سوزاند و ویرانه‌ای به جا گذاشت که میراث آن به قرن جدید (۱۴۰۰) منتقل شد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.