اسنپ؛ روایتی تلخ از اقتصاد و گرانی بنزین

انتشار گزارش سال ۱۴۰۴ اسنپ، اگرچه در ظاهر از رشد یک سوپراپلیکیشن قدرتمند حکایت دارد، اما در لایههای عمیقتر، روایتی تلخ از اقتصاد ایران است؛ اقتصادی که نزدیک به ۱۲ درصد شاغلان آن برای تأمین معیشت، تماموقت یا پارهوقت، پشت فرمان خودرو یا موتورسیکلت نشستهاند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، گزارش سال ۱۴۰۴ اسنپ در نگاه نخست، تصویری از موفقیت یک پلتفرم فناوری ارائه میدهد؛ میلیونها کاربر، میلیونها سفر روزانه و میلیونها نفر که از طریق این پلتفرم درآمد کسب میکنند، اما اگر این آمار را کنار دادههای بازار کار ایران قرار دهیم، تصویر کاملاً متفاوتی شکل میگیرد.
ایران امروز حدود ۹۲ میلیون نفر جمعیت دارد. از این تعداد، حدود ۶۱ تا ۶۲ میلیون نفر در سن کار هستند، اما تنها حدود ۲۶ میلیون نفر شاغل محسوب میشوند. حال اگر حدود سه میلیون نفر بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق اسنپ خودرو و اسنپباکس درآمد داشته باشند، یعنی نزدیک به ۱۲ درصد جمعیت شاغل کشور به اقتصاد پلتفرمی وابسته شدهاند.
این آمار الزاماً به معنای اشتغال تماموقت همه این افراد نیست، اما واقعیتی انکارناپذیر را آشکار میکند؛ وقتی یک پلتفرم حملونقل به یکی از بزرگترین محلهای کسب درآمد کشور تبدیل میشود، مسئله دیگر موفقیت یک شرکت نیست، بلکه نشانهای از ضعف ساختاری اقتصاد و بازار کار است.
اقتصاد رانندگی
در اقتصادهای پویا، رشد اشتغال از دل سرمایهگذاری، توسعه صنعت، تولید، صادرات و نوآوری بیرون میآی، اما در اقتصادی که بخش قابل توجهی از نیروی کار برای جبران کاهش درآمد یا فرار از بیکاری به رانندگی روی میآورد، باید از خود پرسید که فرصتهای شغلی مولد کجا رفتهاند؟
واقعیت این است که طی سالهای اخیر، تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، افت سرمایهگذاری، رکود بسیاری از صنایع و کوچک شدن اقتصاد، باعث شده است میلیونها نفر برای حفظ حداقل سطح زندگی، شغل دوم یا حتا شغل جایگزین پیدا کنند. رانندگی در پلتفرمهای اینترنتی برای بسیاری از مردم انتخاب نخست نبوده؛ انتخاب آخر بوده است.
این همان چیزی است که اقتصاددانان از آن با عنوان «اقتصاد بقا» یاد میکنند؛ اقتصادی که در آن مردم بیش از آنکه به دنبال پیشرفت باشند، برای حفظ سطح زندگی خود میجنگند.
بنزین؛ آغاز دومینوی سقوط؟
در چنین شرایطی، هرگونه افزایش قیمت بنزین تنها یک تصمیم درباره سوخت نیست؛ آغاز زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی است.
گران شدن بنزین، هزینه حملونقل کالا، خدمات و تولید را افزایش میدهد. بسیاری از کسبوکارهای کوچک و متوسط که همین امروز نیز با حاشیه سود اندک فعالیت میکنند، با رشد هزینهها ناچار به کاهش تولید، تعدیل نیرو یا حتا تعطیلی خواهند شد.
نتیجه چنین روندی روشن است؛ بیکاری بیشتر، درآمد کمتر و کاهش بیشتر قدرت خرید خانوارها.
در این میان، بخشی از نیروهای تعدیلشده که خودرو یا موتورسیکلت دارند، احتمالاً مانند سالهای گذشته برای کسب درآمد راهی اسنپ خواهند شد، اما اینبار شرایط متفاوت است.
ضربه به آخرین سنگر
اگر تعداد رانندگان افزایش یابد، عرضه خدمات بیشتر میشود، اما همزمان هزینه فعالیت آنان نیز بهشدت بالا میرود. بنزین گرانتر، افزایش قیمت قطعات، لاستیک، روغن، بیمه، تعمیرات و استهلاک خودرو، هزینه تمامشده هر سفر را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، خانوارهایی که خود زیر فشار تورم و کاهش درآمد قرار دارند، توان پرداخت کرایههای بالاتر را ندارند. نتیجه، کاهش تعداد سفرها و افت تقاضاست.
در چنین شرایطی، رانندگان بیشتری برای تعداد سفرهای کمتر با یکدیگر رقابت خواهند کرد؛ یعنی درآمد متوسط هر راننده کاهش مییابد، حتا اگر تعداد رانندگان بیشتر شود.
به بیان دیگر، همان پلتفرمی که امروز نقش ضربهگیر بیکاری را بازی میکند، خود نیز زیر فشار سیاستهای اقتصادی، توان جذب موجهای جدید بیکاری را از دست خواهد داد.
هشدار یک آمار
سه میلیون نفر فعال در اکوسیستم اسنپ، صرفاً یک عدد نیست؛ هشداری درباره وضعیت اقتصاد ایران است. اقتصادی که نتواند فرصتهای شغلی مولد ایجاد کند، ناگزیر مردم را به سمت مشاغل انعطافپذیر و کمثبات سوق میدهد. این مشاغل ارزشمند و ضروریاند، اما قرار نیست ستون اصلی بازار کار یک کشور باشند.
اگر روند کنونی ادامه پیدا کند و اصلاحات ساختاری در سیاستهای پولی، مالی، سرمایهگذاری و بازار کار صورت نگیرد، افزایش قیمت بنزین میتواند دومینویی از بیکاری، کاهش درآمد، افت تقاضا و تضعیف اقتصاد پلتفرمی را رقم بزند.
واقعیت تلخ اقتصاد ایران
گزارش سال ۱۴۰۴ اسنپ، برخلاف ظاهر امیدوارکنندهاش، در واقع سندی از واقعیت تلخ اقتصاد ایران است؛ اقتصادی که هر روز افراد بیشتری را از کارخانه، کارگاه و کسبوکارهای مولد، به پشت فرمان خودرو و موتورسیکلت میفرستد. پرسش اصلی دیگر این نیست که اسنپ تا کجا رشد خواهد کرد؛ پرسش این است که اقتصادی که آخرین سنگر معیشت مردم را نیز در محاصره گرانی قرار داده است، چگونه میخواهد اشتغال پایدار و آیندهای مطمئن برای میلیونها ایرانی بسازد؟





دیدگاه ها