نمایشگاه حسرت در شهر آفتاب/ خودرو؛ کالایی برای اغنیا

هفتمین نمایشگاه خودرو تهران در شهر آفتاب در حالی میزبان طیف گستردهای از خودروهای داخلی، مونتاژی و وارداتی است که قیمت بسیاری از محصولات حاضر، عملاً نمایشگاه را از یک محل عرضه و انتخاب به ویترینی برای تماشای خودروهای دستنیافتنی تبدیل کرده است؛ جایی که ارزانترین خودروها نیز در محدوده ۳ تا ۴ میلیارد تومان قرار دارند و بخش بزرگی از جامعه تنها میتواند از پشت شیشه به آنها نگاه کند.
هفتمین نمایشگاه خودرو تهران از ۲۳ شهریور در مجموعه شهر آفتاب آغاز شده و شرکتهای مختلف، از خودروسازان داخلی و مونتاژکاران گرفته تا واردکنندگان خودروهای لوکس، برقی و هیبریدی، محصولات خود را به نمایش گذاشتهاند.
اما در میان نورپردازیهای پرزرقوبرق، غرفههای بزرگ و خودروهایی که با عنوان «محصول جدید»، «نسل تازه» و «فناوری روز» معرفی میشوند، یک واقعیت تلخ بیشتر از هر چیز دیگری به چشم میآید؛ فاصله عمیق میان خودروهای حاضر در نمایشگاه و توان خرید مردم.
در نمایشگاه امسال، حتی خودروهایی که در دسته محصولات اقتصادی یا متوسط قرار میگیرند، قیمتی حدود ۳.۵ تا ۴ میلیارد تومان دارند. این یعنی ارزانترین خودروهای نمایشگاه نیز برای بخش بزرگی از مردم، نه یک گزینه قابل خرید، بلکه چیزی شبیه یک کالای لوکس و دور از دسترس هستند.
بازدیدکننده وارد غرفه میشود، خودرو را از نزدیک میبیند، داخل کابین مینشیند، کیفیت صندلیها و نمایشگرها را بررسی میکند و شاید چند عکس هم بگیرد؛ اما وقتی صحبت از قیمت به میان میآید، ماجرا تمام میشود. خریدی در کار نیست. پرسشی درباره شرایط فروش شکل نمیگیرد و مذاکرهای انجام نمیشود. مردم فقط تماشا میکنند.
مردم از خریدار به تماشاگر تبدیل شدهاند
نمایشگاه خودرو در همه جای دنیا فرصتی برای معرفی محصولات جدید، مقایسه مدلها و ایجاد ارتباط مستقیم میان مشتری و خودروساز است. اما در ایران، نمایشگاه بیش از آنکه محل تصمیمگیری برای خرید باشد، به ویترینی برای نمایش فاصله طبقاتی تبدیل شده است.
خودروهایی که زمانی قرار بود بهعنوان گزینههای قابل دسترس وارد بازار شوند، حالا با قیمتهایی عرضه میشوند که خرید آنها برای بسیاری از خانوارها به رؤیا تبدیل شده است. حقوق، هزینه مسکن، تورم، مخارج روزمره و هزینههای سنگین نگهداری خودرو، همه در یک طرف قرار دارند و قیمت چند میلیارد تومانی خودرو در طرف دیگر.
برای خرید خودرویی ۳ میلیارد تومانی، یک خانواده باید سالها تمام درآمد خود را پسانداز کند؛ آن هم در شرایطی که قیمت خودرو، ارز و سایر کالاها در این مدت ثابت نمیماند. بنابراین حتی پسانداز هم الزاماً راهحل نیست. مردم هرچه بیشتر صبر میکنند، خودرو گرانتر میشود و فاصله آنها با بازار افزایش پیدا میکند.
خودروهایی برای عکس گرفتن، نه خریدن
غرفهها پر از خودروهای رنگارنگ و مدلهای متنوع است؛ از شاسیبلندهای بزرگ و لوکس گرفته تا خودروهای برقی و هیبریدی. شرکتها از امکانات رفاهی، فناوریهای ایمنی، طراحی مدرن و قوای محرکه جدید میگویند، اما کمتر کسی از خود میپرسد مخاطب واقعی این خودروها چه کسانی هستند؟
وقتی قیمت ارزانترین خودروهای حاضر در نمایشگاه از چند میلیارد تومان عبور کرده، دیگر نمیتوان از «بازار عمومی خودرو» صحبت کرد. این بازار به بخش کوچکی از جامعه اختصاص پیدا کرده است؛ گروهی که توان مالی خرید خودروهای گرانقیمت را دارند و برای آنها نمایشگاه میتواند محل انتخاب میان چند محصول باشد.
اما برای اکثریت مردم، نمایشگاه امسال بیشتر شبیه موزه است؛ موزهای از خودروهایی که میتوان آنها را دید، دربارهشان صحبت کرد و از آنها عکس گرفت، اما امکان خریدشان وجود ندارد.
ریشه این وضعیت را باید در سالها سیاستگذاری نادرست، انحصار، محدودیت واردات، کاهش قدرت خرید، تورم، نوسان نرخ ارز و نبود رقابت واقعی جستوجو کرد. در چنین شرایطی، حتی خودروهای معمولی نیز به دارایی سرمایهای تبدیل شدهاند. خودرو دیگر صرفاً وسیلهای برای رفتوآمد نیست؛ کالایی است که قیمت آن با تورم بالا میرود و همین موضوع، خرید مصرفی را دشوارتر میکند.
نمایشگاه خودرو امسال تصویری روشن از همین بحران است؛ صنعت خودرو محصول دارد، شرکتها برند دارند، غرفهها شلوغاند و مدلهای مختلف در معرض دید قرار گرفتهاند، اما مشتری واقعی توان خرید ندارد.
این نمایشگاه شاید برای خودروسازان و واردکنندگان فرصتی برای دیدهشدن باشد، اما برای مردم، بیشتر یادآور این حقیقت است که خودرو هر روز بیشتر از زندگی عادی فاصله میگیرد. در پایان، بازدیدکننده با چند عکس و یک حسرت از نمایشگاه خارج میشود؛ چون در بازار خودروی امروز، مردم دیگر برای خرید نمیآیند، فقط میآیند تا ببینند چه چیزهایی را نمیتوانند بخرند.





دیدگاه ها