خودروسازی؛ صنعت یا ابزاری سیاسی؟

دور دوم یا موج دوم تحریم ها در حالی سومین سال خود را آغاز کرده است که «محمود واعظی»، رییس دفتر ریاست جمهوری، در مراسم خداحافظی با «پراید» خبر از لغو تحریم ها در آینده نزدیک داد.
به گزارش پایگاه خبری «اسب بخار»؛ هنوز نه جزییاتی از این خبر منتشر شده و نه ابعاد آن بررسی شده است. همچنین این خبر بسیار مهم هنوز با واکنش رسمی یا غیررسمی نیز مواجه نشده است. در عین حال، این خبر درحالی اعلام شد که صنعت خودروی کشور تحت شدیدترین تحریم ها قرار گرفته است، به نحوی که، هم این صنعت در همان سال اول و حتا نیمه دوم دومین سال با مشکلات بسیاری مواجه شد و هم بسیاری از صنایع وابسته به آن. در عین حال، با رفتن بسیاری از شرکای خارجی، تولید و بازار نیز به شدت متأثر از این موضوع شد.
این عوامل در کنار افزایش نرخ ارز و رشد سرسام آور قیمت ها در صنایع خودروسازی و محصول نهایی، رشد فزاینده و صعودی خودرو در بازار، افزایش رشد هزینه های تولید و مواد اولیه تنها بخشی از مشکلات این صنعت بسیار مهم برای کشور است که در دور دوم تحریم ها به آن دچار شد.
هر چند طی سخنان افراد حاضر در مراسم رونمایی از دو محصول جدید «سایپا» و خداحافظی با پراید خبرهای خوبی از این صنعت به گوش رسید، اما با این حال، در این میان باید به این پرسش ها پاسخ داد؛ چرا آمریکا در دور دوم تحریم ها پس از نفت مستقیم صنعت خودرو را نشانه گرفت؟ چرا با توجه به انواع و اقسام تحریم ها طی مدت زمانی که از عمر انقلاب ۵۷ می گذرد، این صنعت به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و از تمام جنبه ها به آن فشار وارد شد؟ چرا این صنعت به رغم تمام حسابی که حتا دشمنان ایران روی آن باز کرده اند، از نظر تغییر تفکر مبنی بر کاهش اتکا به غیر، همچنان به راحتی آسیب پذیر است؟
بخشی از این پاسخ ها را محمود واعظی، عصر پنجشنبه در محل گروه خودروسازی سایپا بیان کرد: «اولین حوزهای که تحریم شد، همین صنعت بود تا از این طریق ارزش افزوده و اشتغال در کشور از بین برود و اگرچه در مقاطعی به مشکل هم برخوردیم، اما مدیران ما توانستند این شرایط را اداره کنند.»
این سخنان نشان می دهد که صنعت خودرو پس از نفت از چه اهمیتی برخوردار است، به حدی که دولت های مختلف نیز همواره روی این موضوع حساب ویژه ای باز کرده اند. از یک سو، در موقع لزوم برای رفع موضعی اشتغال، نیروی مازاد به آن ها تزریق می شود و در برخی مواقع، آن ها انحصارگر اعلام می شوند و ابزاری کنترلی به نام شورای رقابت بالای سر آن ها قرارمی گیرد.
اما واعظی در این مراسم نکته دیگری را نیز بیان کرد که ریشه در رفتار گذشته خودروسازان یا دقیق تر سیاست گذاران اقتصادی کشور دارد، به گفته وی: «با رفع تحریمها ممکن است که واردات برای خودروساز و قطعهساز سودآوری به همراه داشته باشد، اما مدیران نباید این دوره سخت را فراموش کنند و باید با تمام قوت ساخت داخل را جلو ببرند و خودروسازان ما نباید هیچوقت از خودرویی که میسازند راضی باشند، همیشه باید به فکر افزایش کیفیت به ویژه در بخش ایمنیسازی باشند.»
این سخنان نشان می دهد که همواره در دوره ای که در تنگنا قرار می گیریم یادمان می افتد که باید داخلی سازی کرد و از توانمندی های متخصصان داخلی بهره برد و به سمتی حرکت کرد که نه تنها مانع از خروج ارز از کشور شود، بلکه صادرات – محور بودن هم در دستور کار قرار می گیرد. با این حال، تجربه نشان داده به محض این که درهای کشور باز و تحریم ها برچیده شده اند، باز هم تمام این حرف ها و دستورالعمل ها آرام آرام به فراموشی سپرده شده و تبدیل به شعارهایی زیبا می شوند. پس از آن، باز هم روز از نو و روزی از نو و چرخیدن در بر همان پاشنه. مگر در دوران فوران دلارهای نفتی، کارشناسان با تکیه بر تجربه بیماری هلندی، مکرر هشدار نمی دادند؟ مگر کارشناسان کم عنوان می کردند که به جای سرکوب نرخ ارز و سودآور کردن واردات، هزینه سوبسید ارزی را صرف زیرساخت ها کنند؟
به نظر می رسد که شنوایی مسئولان و سیاست گذاران و سیاست مداران کشور رابطه مستقیمی با درآمدهای دلاری کشور دارد. به بیان دیگر، در هر زمانی که ایران به دلیل افزایش قیمت نفت و یا افزایش میزان فروش با درآمدهای بالایی همراه می شود، داخلی سازی، بحث های کارشناسی، توانمندی داخلی و کاسته شدن از نیاز به خارج از کشور به محاق می رود. از سوی دیگر، انواع و اقسام نیازها یکباره برای گرفتن ارز دولتی مانند قارچ رشد می کنند؛ جایی که واردات چوب بستنی، غلاف شمشیر و دستمال گردن هم جز اقلامی قرار می گیرند که ارز دولتی به آن ها تخصیص داده می شود. اما اکنون که شرایط ارزی و درآمدی دولت مساعد نیست هر کالایی که نیاز به واردات و ارز دارد باید در سامانه بانک مرکزی ثبت شود و پس از بررسی در صورت تأیید، ارز مورد نیاز به آن اختصاص پیدا می کند. شرایط به گونه ای پیش می رود که کاهش معوقات از ۳۵۰ هزار دستگاه به ۱۲۰ هزار دستگاه از سوی یک خودروساز، خبری خوب تلقی می شود، یا اعلام خبر میزان قراردادهای میلیون دلاری برای داخلی سازی. این در حالی است که این قراردادها می توانست در دورانی که تحریم نشده ایم با دوراندیشی و نگاه های فرابخشی و فراجناحی با محوریت تخصص مدنظر قرار بگیرد. اگر نگوییم صنعت خودروسازی، حداقل صنعت قطعه سازی ایران در شرایط عادی با توجه به مزیت های بالای رقابتی از توانمندی بالایی برای صادرات برخوردار است، اما جهت گیری ها و سیاست گذاری ها نامناسب موجب شده است همچنان این صنعت وابستگی شدیدی به واردات داشته باشد. با این حال، اعلام اخبار خوش، چه برچیده شدن تحریم ها و چه میزان تعمیق داخلی سازی و چه همکاری مشترک دو غول خودروساز بر پلتفرمی مشترک، می تواند فضای مثبتی را در این بخش ایجاد کند. اما چه تضمینی وجود دارد که با برچیده شدن تحریم و تغییر سکاندار اجرایی کشور، مجدد شاهد تغییر رویه و تصمیم ها نباشیم؟ به نظر می رسد تمام کسانی که در صنعت خودرو و مسائل مؤثر بر آن تأثیرگذار هستند باید یکبار برای همیشه تکلیف خود را با این صنعت و در واقع مردم مشخص کنند؛ این که خودروسازی با دایره گسترده ای از صنایع وابسته یک صنعت است یا ابزاری سیاسی چرا که نحوه نگاه به این موضوع و تصمیم گیری و سیاست گذاری برای این صنعت منوط به نگرشی است که به این صنعت وجود دارد. حاصل هر یک از تفکرات می تواند در مسیری مخالف نتیجه ای مخالف نیز به همراه بیاورد، نتیجه ای که یک سوی آن انتفاع تمام کشور و سوی دیگرش خسران یک ملت.
پایگاه خبری اسب بخار
علی طجوزی





دیدگاه ها