چرا در میانه ابهام خودرو پیشخرید میکنیم؟/ قمار پیشخرید خودرو در جادههای مهآلود؟

در حالیکه، فردای اقتصاد و صنعت خودروسازی و در کل، جاده مخصوص چندان روشن و شفاف نیست، استقبال از پیشفروش خودروها این پرسش را ایجاد میکند که چرا در میانه ابهام خودرو پیشخرید میکنیم؟ آیا قمار پیشخرید خودرو در جادههای مهآلود سرانجام خوبی خواهد داشت؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در ادبیات اقتصادی، «عدم قطعیت» بزرگترین دشمن سرمایهگذاری است. در شرایطی که سایه احتمالی جنگ یا تنشهای سیاسی بر فضای کشور سنگینی میکند، قاعدتاً باید شاهد انجماد خرید و فروش کالاهای سرمایهای باشیم. اما پارادوکس عجیبی در بازار خودروی ایران خودنمایی میکند؛ هرچه غبارِ آینده غلیظتر میشود، صفهای پیشخرید خودرو طولانیتر میگردد. بهراستی چرا وقتی آینده صنعتی و اقتصادی با ابهام و بلاتکلیفی مطلق همراه است، مصرفکننده ایرانی همچنان به پیشفروشها روی خوش نشان میدهد؟
تورم انتظاری، اولین عامل محرک
در نگاه نخست، تحلیلگران کلاسیک به سراغ تورم انتظاری میروند. در اقتصادی که تورم مزمن در آن نهادینه شده، خودرو از یک وسیله مصرفی به یک سنگر برای حفظ ارزش پول تبدیل شده است. خریدار با خود میگوید امروز بخرم، بهتر از فرداست. فاصله معنادار قیمت کارخانه و بازار آزاد نیز این پیشخرید را به یک رانت شیرین یا دستکم راهی برای کسب سود کوتاهمدت بدل کرده است، اما این تمام ماجرا نیست و تقلیل دادن این رفتار به صرف سودجویی، نادیده گرفتن لایههای عمیقتر اعتماد در بازار است.
اعتماد به برند در سالهای سخت
آنچه در این سالهای سخت و پرتحریم تغییر کرده، بازتعریف مفهوم «اعتماد به برند» است. اگر در گذشته، غولهای دولتی تنها پناهگاه خریداران بودند، امروز بخش خصوصی خودروسازی توانسته است با عملکرد خود وزنه اعتبار را جابهجا کند. استقبال از پیشفروشهای بخش خصوصی در شرایط جنگی و بحرانی، بیش از آنکه ناشی از هیجان باشد، ریشه در تجربه تاریخی دارد. مصرفکننده به درستی درک کرده است که شرکتهای خصوصی، به دلیل ماهیت غیردولتی و بقای وابسته به بازار، نسبت به ایفای تعهدات خود حساسیت و تقید بیشتری دارند. این شرکتها در دور قبلی تحریمها نشان دادند که برای حفظ بقا و آبروی برند خود، حتا در سختترین شرایط تأمین قطعه، مسیرهای جایگزین را پیدا کرده و اجازه نمیدهند سرمایه مشتری در میان بوروکراسیهای دولتی مفقود شود.
انتخاب مصرف کننده کدام است؛ خصوصی یا دولتی؟
در واقع، خریدار امروز بین ناکارآمدی تضمینشده دولتی و انعطافپذیری بخش خصوصی، دومی را انتخاب میکند. او میداند که بخش خصوصیِ ارزنده، اعتبارش را از جلب رضایت مشتری میگیرد، نه از بودجههای عمومی؛ بنابراین در شرایط ابهام، به شرکتی اعتماد میکند که در کارنامه خود عبور از میانه میادین مینِ تحریم را ثبت کرده است.
فرار از تورم و پذیرش ریسک
با این حال، نباید از یاد برد که هر پیشخریدی در شرایط جنگی، نوعی پذیرش ریسک است. اگرچه اعتماد به برندهای اثباتشده خصوصی یک استراتژی عقلانی به نظر میرسد، اما خریداران باید با چشمانی باز دست به انتخاب بزنند.
واقعیت تلخ این است که هیچکس نمیداند آینده این صنعت آبستن چه حوادثی خواهد بود. گسست ناگهانی زنجیره تأمین جهانی یا انسداد مسیرهای مالی، میتواند حتا منعطفترین بازیگران خصوصی را نیز با چالشهای پیشبینیناپذیر روبهرو کند. در نهایت، پیشخرید خودرو در این شرایط، نه یک انتخاب ساده، بلکه ترکیبی از فرار از تورم و شرطبندی روی اعتبار برندهایی است که در گذشته امتحان خود را پس دادهاند.





علتش تو اعتماد به بخش خصوصی و دولتی نیس، علتش اینه که مردم میگن کالا کمیاب میشه و افزایش قیمتش از ارز هم بیشتر خواهد بود.
(اما پارادوکس عجیبی در بازار خودروی ایران خودنمایی میکند؛ هرچه غبارِ آینده غلیظتر میشود، صفهای پیشخرید خودرو طولانیتر میگردد)
مردم ایران مدت هاست که از اصل افتادن . مدت هاست که برخلاف عقل و منطق دنیا رفتار میکنن . یک درصد احتمال نمیدن که یک اتفاق مثبت بیوفته و این ماشینا با سر بخورن به زمین . همین اشغال سواری رو قبول کردن و دوست دارن
پیشخرید کجا بود مرد حسابی، سایت باز نمیشه اصلا!
یا دارن برای کنترل بازار فیلم بازی میکنن، یا همه رو رانتی بین خودشون پخش کردن
پیشخرید کجا بو. مرد حسابی، سایت باز نمیشه اصلا!
یا دارن برای کنترل بازار فیلم بازی میکنن، یا همه رو رانتی بین خودشون پخش کردن