سمفونی برندها؛ از شکوه کادیلاک تا نفوذ فولکسواگن/ تاریخچه واردات خودرو (قسمت سوم)

واردات خودرو در ایران نه با نگاهی توسعهمحور، که از فانتزی ملوکانه و پرهزینه قجری آغاز شد؛ جادهای ۱۲۰ ساله که هنوز به سرانجام نرسیده است. بررسی این تاریخ پرتلاطم نشان میدهد که چالشهای کهنهای چون ممنوعیت، بحران ارزی و تغییر ریلهای سیاسی، تنها تغییر شکل داده است و همچنان در چرخهای ملالآور تکرار میشوند. در بخش نخست، «تفریح ملوکانه؛ آغاز واردات خودرو به ایران»، در بخش دوم، «ظهور آمریکاییها؛ جادهسازی و تولد نخستین نمایندگیها» بررسی شد، و در بخش سوم به «سمفونی برندها؛ از شکوه کادیلاک تا نفوذ فولکسواگن» میپردازیم.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، با پایان جنگ جهانی دوم و خروج نیروهای اشغالگر، عطش برای خرید خودرو در ایران به انفجار رسید. در این دو دهه، واردات خودرو از انحصار ارتش و دولت خارج شد و به دست بخش خصوصی قدرتمند افتاد.
آزادترین دوره واردات خودرو
این دوران را میتوان آزادترین و متنوعترین دوره واردات در تاریخ ایران دانست. دیگر فقط خودروهای قلدر آمریکایی در جادهها نبودند، بلکه ظرافت مهندسی اروپایی هم جای خود را در دل ایرانیها باز کرد.
در دهه ۳۰، خیابانهای تهران شاهد حضور برندهایی بود که هر کدام نماد یک سبک زندگی بودند. مرسدسبنز و بامو از آلمان وارد شدند و به نماد ثروت و پرستیژ تبدیل شدند. از سوی دیگر، فولکسواگن قورباغهای به عنوان یک خودروی وارداتی ارزان و جانسخت، طبقه متوسط و دانشجویان را هدف گرفت. برندهای انگلیسی مثل آستین و موریس هم به دلیل مصرف سوخت کمتر نسبت به غولهای آمریکایی، طرفداران زیادی پیدا کردند، اما همچنان، شورولت و کادیلاک وارداتی، پادشاهان بلامنازع بزرگراههای تازهتأسیس تهران بودند.
چالشهای دوران رقابت و بحران ارزی
چالش اصلی این دوره، آشفتگی در خدمات پس از فروش بود. به دلیل تنوع بیش از حد برندهای وارداتی، تأمین قطعه برای هر مدل کار دشواری بود. هر تاجر چند دستگاه وارد میکرد و سپس خریدار را با دنیایی از قطعات نایاب تنها میگذاشت. چالش دوم، نوسانهای سیاسی و کودتای ۱۳۳۲ بود که باعث شد در برهههایی، واردات خودرو به دلیل کمبود ارز و بحرانهای اقتصادی به شدت محدود شود.
اولین زمزمههای محدودیت واردات
در اواخر دهه ۳۰، دولت متوجه شد که حجم عظیم خروج ارز برای واردات خودروهای لوکس، تراز تجاری کشور را بههم زده است. به همین دلیل، زمزمههای محدودیت واردات و حمایت از مونتاژ داخلی شنیده شد. اولین کارخانهها مثل ایرانناسیونال و سایپا در اواخر همین دوره نطفهگذاری شدند تا به جای واردات خودروی کامل، قطعات وارد شده و در داخل سرهم شوند.
بهشت انتخاب و پایان دوران خوش
این دوره را میتوان بهشت انتخاب نامید. هیچگاه در تاریخ ایران، تنوع برندهای وارداتی به اندازه این دوره نبود. قیمتها رقابتی بود و هر کس با هر بودجهای میتوانست یک خودروی خارجی، از یک فولکس ارزان تا یک بنز گرانقیمت، تهیه کند. اما این دوران خوش، یک آرامش پیش از توفان بود، چراکه دولت تصمیم گرفته بود با بستن مرزها به روی بسیاری از این برندها، راه را برای تولید خودروی ملی، پیکان، باز کند.





دیدگاه ها