تفریح ملوکانه؛ آغاز واردات خودرو به ایران/ تاریخچه واردات خودرو (قسمت اول)

واردات خودرو در ایران نه با نگاهی توسعهمحور، که از فانتزی و تفریح ملوکانه و پرهزینه قجری آغاز شد؛ جادهای ۱۲۰ ساله که هنوز به سرانجام نرسیده است. بررسی این تاریخ پرتلاطم نشان میدهد که چالشهای کهنهای چون ممنوعیت، بحران ارزی و تغییر ریلهای سیاسی، تنها تغییر شکل داده و همچنان در چرخهای ملالآور تکرار میشوند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، داستان واردات خودرو در ایران با یک سفر تفریحی و بوی خوش پاریس شروع شد. در سال ۱۲۷۹ شمسی (۱۹۰۰ میلادی)، مظفرالدینشاه قاجار، در جریان سفر به فرنگ، در نمایشگاه جهانی پاریس شیفته پدیدهای شد که فرنگیها به آن اتومبیل میگفتند. شاه که شیفته ابزارهای نوین و البته تفریحات گرانقیمت بود، بیدرنگ دستور خرید دو دستگاه خودروی رنو را صادر کرد. او احتمالاً هرگز تصور نمیکرد که این خرید تفننی، روزی به بزرگترین صنعت و چالش اقتصادی کشورش تبدیل شود.
آغاز تراژیک واردات خودرو
اما اولین محموله وارداتی تاریخ ایران، با یک تراژدی دراماتیک روبهرو شد. این دو خودرو با کشتی به بندر انزلی رسیدند، اما جادههای مالرو و صعبالعبور آن زمان، پذیرای این مهمانان نبودند. در مسیر انتقال به تهران، یکی از خودروها بر اثر بیاحتیاطی و نبود جاده مناسب نابود شد. تنها یک دستگاه رنو، زخمی و خسته، به کاخ گلستان رسید تا ناماش به عنوان نخستین خودروی ایران ثبت شود. این رنو، نه یک وسیله نقلیه، بلکه یک اسباببازی ملوکانه بود که فقط در محوطه قصر و خیابانهای محدود اطراف راه میرفت.
در ۲۰ سال اولیه (تا پایان قرن ۱۳ شمسی)، واردات خودرو هیچ شباهتی به یک فعالیت تجاری نداشت. خودروها به صورت کامل (CBU) وارد میشدند. اصلاً چیزی به نام خدمات پس از فروش یا تعمیرگاه وجود خارجی نداشت. اگر قطعهای میشکست یا موتور از کار میافتاد، شاه و درباریان و تجار بزرگ باید ماهها منتظر میماندند تا قطعهای با کشتی از اروپا برسد یا مکانیکی فرانسوی برای تعمیر کالسکه آتشین راهی ایران شود. جالب است بدانید که در آن زمان، بنزین را نه از پمپبنزین، بلکه از داروخانهها یا به صورت حلبی از تجارتخانههای خاص تهیه میکردند.
چالشهای دوران نخستین؛ تقابل سنت و مدرنیت
چالش اصلی این دوره، فراتر از نبود جاده، یک شوک فرهنگی بود. عامه مردم که به صدای سم اسب و سکوت کوچهها عادت داشتند، با دیدن این ارابههای پرسر و صدا که دود سیاه تولید میکردند، دچار وحشت میشدند. القابی مثل کالسکه آتشین یا ارابه شیطان حاصل همین ترس و ناباوری بود. برخی مذهبیان و مردم سنتی، این خودروها را نماد نفوذ شوم بیگانگان و برهمزننده نظم الهی طبیعت میدانستند.
از سوی دیگر، انحصار مطلق واردات در دست دربار و سفارتخانهها بود. در این دوره، برندهایی مثل فورد مدل T نیز به صورت بسیار محدود توسط تاجران تراز اول یا دیپلماتها وارد شدند، اما بازار خودرو به معنای امروزی هنوز متولد نشده بود. خودرو در این بیست سال، مرز میان اشرافیت و رعیت بود.
بذر پاشیدن در برهوت تکنولوژی
بهطور طبیعی، واردات خودرو برای مردم عادی که زیر چرخهای این خودروها گرد و خاک میخوردند و اسبهایشان از ترس رم میکردند، خوب نبود. اما برای آینده ایران، این دوران، بذر پاشیدن در برهوت تکنولوژی بود. واردات ملوکانه، اگرچه خودخواهانه شروع شد، اما ذائقه ایرانی را با مفهوم سرعت و موتور آشنا کرد. با پایان دوران قاجار، این ارابههای شیطانی دیگر نه یک وسیله تفریحی، بلکه به ضرورت اول دولتی تبدیل شدند که قصد داشت ایران را به زور وارد عصر مدرن کند.





مطلب خیلی جالبی بود.
لطفا ادامه بدید.