انفجار بی‌وقفه بازار خودرو؛ بازار خودرو تا کجا تاب می‌آورد؟

بازار خودرو
بازار خودرو

این روزها بازار خودرو نه یک بحران ساده، بلکه یک فروپاشی ساختاری در نظام قیمت‌گذاری را تجربه می‌کند. جهش‌های پی‌درپی و چندصد میلیون و میلیارد تومانی در برخی مدل‌ها، این پرسش اساسی و نگران‌کننده را ایجاد کرده است: انفجار بی‌وقفه در بازار خودرو تا کی ادامه دارد و از آن مهم‌تر این بازار تا کجا تاب می آورد؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، موج شدید و جدید انفجار قیمت‌ها در بازار خودرو هر چند از نظر وزیر صمت غیرطبیعی تلقی شده است، اما هر چه هست و نیست از یک «فرابحران» خبر می‌دهد. وضعیت حاضر نه حاصلی برای خودروساز و فعالان این صنعت دارد و نه روزنه امیدی برای خریدارن واقعی باقی گذاشته است. در این شرایط بسیاری از مردم به‌دلیل سختی معیشت و کاهش درآمد اساساً یا قید خرید خودرو را زده‌اند یا آن را از اولویت‌های زندگی خود خارج کرده‌اند. با این حال، به‌دلیل این‌که بازار خودرو آینه‌ای از حال و روز اقتصاد کشور به‌شمار می آید و بر سایر بازارها نیز اثرگذار است این پرسش مطرح می شود که این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت؟ ظرفیت پذیرش جامعه و اقتصاد برای این ارقام نجومی تا چه زمانی دوام می‌آورد؟

سقف پرواز قیمت‌ها کجاست؟

واقعیت تلخ این است که در اقتصادهای تورمی، قیمت‌ها تا زمانی‌که ارزش پول ملی در حال سقوط است و عرضه در بن‌بست قرار دارد، هیچ سقف تئوریکی ندارند. وقتی خودرو از یک کالای مصرفی به یک دارایی سرمایه‌ای و حتا ارز متحرک تبدیل می‌شود، قیمت آن دیگر براساس هزینه تولید یا کیفیت فنی تعیین نمی‌شود، بلکه تابع مستقیم انتظارات تورمی و هراس عمومی از بی‌ارزش شدن نقدینگی است. تا زمانی‌که محاصره دریایی، انسداد کدهای تعرفه و تنش‌های ژئوپلیتیک سایه خود را از سر جاده مخصوص برندارند، قیمت‌ها به پرواز بی‌هدف خود ادامه خواهند داد. در واقع، سقف قیمت خودرو را نه قدرت خرید مردم، بلکه نرخ رشد دلار و عمق ناامیدی از ثبات اقتصادی تعیین می‌کند.

کشش بازار؛ عبور از نقطه جوش

اما آیا بازار کشش پذیرش این وضعیت را دارد؟ پاسخ به این پرسش دو لایه دارد؛ از منظر حجم معاملات، بازار مدت‌هاست که نقطه جوش را رد کرده و دچار ایست قلبی شده است، معاملات واقعی میان مصرف‌کنندگان به حداقل رسیده و بازار در تسخیر سفته‌بازانی است که میان خود به امید گران‌تر شدن، کالا را دست‌به‌دست می‌کنند؛ از منظر روانی اما، جامعه در حالتی از کما قرار گرفته است، جایی‌که شوک‌های قیمتی به‌جای اعتراض، به‌نوعی بهت و کناره‌گیری اجباری منجر شده است. بازار خودرو دیگر برای طبقه متوسط کشش ندارد، بلکه تنها برای اقلیتی که به‌دنبال جابه‌جایی سرمایه‌های کلان هستند، جذابیت دارد.

ادامه وضع موجود؛ سناریوی سقوط

تداوم این روند، بازار خودرو را به سمتی خواهد برد که بازگشت از آن مدت‌های زیادی زمان می‌برد. اولین بلایی که سر بازار می‌آید، مرگ کامل تقاضای مصرفی است. با حذف طبقه متوسط از چرخه خرید، بازار خودرو به یک کلوب اختصاصی برای دلالان و بخشی از بدنه ثروتمند جامعه تبدیل می‌شود. دومین پیامد، فرسودگی خطرناک ناوگان حمل‌ونقل است؛ وقتی خرید خودروی نو برای ۹۰ درصد جامعه به رؤیا تبدیل شود، خودروهای قدیمی به‌مدت طولانی‌تری در چرخه باقی می‌مانند که نتیجه آن افزایش تصادفات، آلودگی هوا و هزینه‌های گزاف سوخت است.

علاوه بر این، ادامه این وضعیت منجر به «تخریب زنجیره تأمین» می‌شود. قطعه‌سازانی که در منگنه قیمت‌های دستوری و تورم مواد اولیه قرار دارند، یا به تولید قطعات بی‌کیفیت (زیرپله‌ای) روی می‌آورند و یا به کلی از چرخه تولید خارج می‌شوند که نتیجه آن، سقوط کیفیت و ایمنی خودروهای داخلی خواهد بود.

بازار خودروی ایران در حال حاضر بر روی لبه تیغ حرکت می‌کند. ادامه سیاست‌های فعلی و چالش‌های حوزه دیپلماسی اقتصادی و مدیریت بازار، جاده مخصوص را به یک جزیره متروکه تبدیل خواهد کرد. اگر برای شکستن محاصره دریایی، آزادسازی واقعی واردات و حذف رانت‌های سیستمی اقدامی فوری صورت نگیرد، انفجار قیمت‌ها نه تنها بازار، بلکه اعتماد اجتماعی را نیز زیر آوار خود دفن خواهد کرد؛ بازار خودرو دیگر ظرفیتی برای شوک جدید ندارد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.