مالیات جدید از خودروهای صفر بالای یک میلیارد؛ حذف سهمیه بنزین

خودروی صفر کیلومتر حالا فقط با قیمت کارخانه و بازار خریداری نمیشود؛ بنزین آن هم قیمتگذاری شده است. دولت برای خودروهای نوشماره بالای یک میلیارد تومان، سهمیه بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی را حذف کرده و ۱۱۰ لیتر بنزین ۱۰ هزار تومانی را جایگزین آن کرده است. تصمیمی که اگرچه نام مالیات روی آن نیست، اما در عمل یک هزینه جدید برای مالک خودروی گرانتر ایجاد میکند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بر اساس اعلام مدیر سامانه هوشمند سوخت، خودروهای نوشمارهای که ارزش آنها بیش از یک میلیارد تومان باشد، مشمول سهمیههای یارانهای نمیشوند و سهمیه آنها با نرخ ۱۰ هزار تومان محاسبه خواهد شد.
در ظاهر، سیاست ساده است؛ هر کس خودروی گرانتری دارد، باید سهم بیشتری از هزینه سوخت را بپردازد. اما اقتصاد خودرو در ایران آنقدر ساده نیست که بتوان قیمت خودرو را معیار مناسبی برای تشخیص توان مالی مالک دانست.
در بازاری که قیمت خودرو تحت تأثیر تورم، جهش نرخ ارز، هزینه تولید، قیمتگذاری دستوری و کاهش ارزش پول ملی بالا میرود، عبور یک خودرو از مرز یک میلیارد تومان الزاماً به معنای ثروتمندتر شدن مالک آن نیست.
ممکن است یک خودرو امروز ۹۸۰ میلیون تومان باشد و فردا بهدلیل افزایش قیمت کارخانه از یک میلیارد عبور کند؛ در این فاصله، نه خودرو تغییر کرده و نه مصرف سوخت آن. فقط عدد روی فاکتور تغییر کرده است. اما دولت با همان تغییر عدد، هزینه سوخت مالک را هم افزایش میدهد.
مالیات بدون نام مالیات
در این شرایط، این موضوع مطرح میشود که چرا مستقیم نام مالیاتستانی جدید را برای این اقدام خود اعلام نمیکنند.
اگر هم مالیات نیست، چرا مالک خودروی گرانتر باید برای همان میزان مصرف، پول بیشتری بپردازد؟ اگر هدف، مدیریت مصرف سوخت است، چرا معیار، قیمت خودروست و نه میزان مصرف واقعی؟
خودرویی که مصرف بالاتری دارد باید طبیعتاً هزینه سوخت بیشتری ایجاد کند. اما قیمت خودرو، لزوماً شاخص مصرف نیست. ممکن است خودرویی یک میلیارد و چند صد میلیون تومان قیمت داشته باشد، اما از خودرویی ارزانتر کممصرفتر باشد. ضمن اینکه این شرایط به وجود آمده و صدالبته حاصل تصمیمات و سیاستگذاری حاکمیت است که قیمت خودروها سرسامآور شده است.
بنابراین دولت به جای آنکه سراغ مصرف واقعی، استاندارد آلایندگی و بهرهوری سوخت برود، سادهترین شاخص ممکن را انتخاب کرده است: قیمت خودرو.
این همان جایی است که سیاست اصلاح مصرف میتواند به مالیات پنهان تبدیل شود.
بحران بنزین، پشت فرمان خودرو
واقعیت این است که دولت با یک مسئله بزرگتر روبهروست؛ ناترازی بنزین.
وقتی مصرف روزانه کشور به محدوده ۱۳۰ میلیون لیتر نزدیک میشود و تولید داخلی نمیتواند همپای آن حرکت کند، سیاستگذار ناچار است بین افزایش تولید، کاهش مصرف، واردات یا افزایش قیمت انتخاب کند.
اما هر بار که اصلاح ساختاری دشوار میشود، سادهترین گزینه روی میز قرار میگیرد: افزایش هزینه برای مصرفکننده.
این بار اما سیاستگذار مستقیماً به سمت خودرو نشانهگیری کرده است.
خودروی صفر بالای یک میلیارد تومان، از یک طرف قربانی تورم و افزایش قیمت تمامشده است و از طرف دیگر باید بابت همان افزایش قیمت، بنزین گرانتری هم مصرف کند.
یعنی تورم، قیمت خودرو را بالا میبرد و دولت همان افزایش قیمت را بهانهای برای حذف سوخت یارانهای قرار میدهد. یک دور باطل شکل گرفته است؛ تورم قیمت خودرو را بالا میبرد و سیاست سوخت، هزینه مالکیت را دوباره افزایش میدهد.
بازار خودرو زیر فشار تازه
پیامد این تصمیم فقط در جایگاه سوخت دیده نمیشود.
خریدار خودروی صفر از این پس هنگام انتخاب خودرو باید علاوه بر قیمت خرید، استهلاک، بیمه، مالیات و هزینه تعمیرات، سهمیه و نرخ بنزین را هم محاسبه کند.
در نتیجه ممکن است یک خودروی گرانتر نهتنها به دلیل قیمت خرید، بلکه به دلیل هزینه سوخت نیز جذابیت کمتری داشته باشد. این مسئله میتواند ترکیب تقاضا در بازار خودرو را تغییر دهد و حتی روی قیمتگذاری محصولات اثر بگذارد.
دولت میگوید هدف، مدیریت مصرف و کنترل ناترازی است. اما سؤال بزرگتر این است: چرا باید هزینه ناکارآمدی سیاست انرژی، کاهش بهرهوری و ناترازی تولید و مصرف، باز هم از جیب خریدار خودرو پرداخت شود؟
امروز مرز یک میلیارد تومان است. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، فردا معیار بعدی چه خواهد بود؟ حجم موتور؟ قیمت بازار؟ تعداد خودروهای مالک؟ مصرف سوخت؟
مسئله فقط ۱۱۰ لیتر بنزین ۱۰ هزار تومانی نیست. مسئله این است که دولت آرامآرام در حال تغییر تعریف هزینه مالکیت خودرو است.
از این پس ممکن است خودرو را گران بخری، گران بیمه کنی، گران تعمیر کنی و حالا گرانتر هم بنزین بزنی.
این دیگر صرفاً اصلاح سیاست سوخت نیست؛ نشانهای است از اینکه وقتی دولت برای حل ناترازی بنزین





دیدگاه ها