ادغام یا انقضا؛ دوراهی سرنوشت‌ساز خودروسازان خصوصی در بحران

خودروسازان بخش خصوصی
خودروسازان بخش خصوصی

بحران‌های اقتصادی و تنش‌های ژئوپلیتیک معمولاً حکم غربال را برای صنایع ایفا می‌کنند. در این شرایط، این تنش‌ها خودروسازان بخش خصوصی را که با فراز و نشیب‌های فراوانی مواجه بوده‌اند، به یک دوراهی سرنوشت‌ساز رسانده است؛ ادغام یا انقضا. انتخابی که می‌تواند آینده آن‌ها را در این شرایط مشخص کند.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، پس از سال‌ها تلاطم اقتصادی و فشارهای بی‌سابقه، اکنون غبار جنگ و بحران‌های منطقه‌ای سایه سنگینی بر صنعت خودروسازی کشور افکنده است. در این شرایط، به نظر می‌رسد دیگر مدل توسعه جزیره‌ای و فعالیت پراکنده شرکت‌های متعدد، نه یک استراتژی، بلکه یک تهدید جدی برای بقا محسوب می‌شود، چراکه بسیاری از شرکت‌های حاضر در این صنعت از توان و بنیه کافی برای عبور از بحران برخوردار نیستند. در این وضعیت، ادغام خودروسازان بخش خصوصی بیش از پیش ضروری به نظر می‌رسد. اما آیا اشتیاقی برای این کار وجود خواهد داشت؟

بن‌بست هزینه‌ها و تله مقیاس

واقعیت این است که در حال حاضر، صنعت خودروسازی ایران با وجود داشتن بیش از ۴۰ شرکت تولیدکننده در بخش خصوصی، با یک پارادوکس ساختاری روبه‌روست. از یک سو، تعدد این شرکت‌ها نشان‌دهنده اشتیاق بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری است، اما از سوی دیگر، اکثر این واحدها از نظر مقیاس تولید به حد نصاب اقتصادی نرسیده‌اند. در دنیای امروز، خودروسازی صنعتی است که سودآوری آن با تیراژ بالا گره خورده است؛ در حالی که بسیاری از خصوصی‌های کشور در تیراژهای خرد (زیر ۱۰ هزار دستگاه در سال) متوقف شده‌اند. این مقیاس کوچک، آن‌ها را در برابر jوفان‌های اقتصادی به‌شدت «تاب‌ناپذیر» کرده است.

در سال‌های اخیر، خودروسازان خصوصی تنها با تحریم‌های بین‌المللی دست‌وپنجه نرم نکرده‌اند؛ آن‌ها در یک جنگ فرسایشی داخلی نیز گرفتار بوده‌اند. نوسان‌های شدید نرخ ارز، کمبود منابع ارزی برای واردات قطعات کلیدی (CKD)، فقدان نقدینگی و افزایش سرسام‌آور قیمت مواد اولیه، حاشیه سود این شرکت‌ها را به حداقل رسانده است. هزینه‌های لجستیک نیز به دلیل ناامنی‌های منطقه‌ای جهش یافته و تأمین قطعه از شرق دور به جاده‌ای پر از دست‌انداز تبدیل شده است.

سرمایه‌های معلق در غبار نااطمینانی

در چنین وضعیتی، مدیران این شرکت‌ها با یک دوراهی فلج‌کننده روبه‌رو هستند؛ آن‌ها نه می‌توانند سرمایه‌گذاری‌های سنگینی را که در زمینه‌های مختلف انجام داده‌اند رها کنند و نه با وضعیت فعلی هزینه‌ها، توان ادامه فعالیت مستقل را دارند. رها کردن این سرمایه‌ها به معنای سوخت شدن ثروت ملی و بیکاری هزاران نفر است و ادامه دادن به شکل فعلی، چیزی جز فرو رفتن بیش‌تر در باتلاق بدهی نخواهد بود. آینده برای بسیاری از این واحدها غبارآلود است، چراکه سیگنال‌های ثبات جای خود را به عدم قطعیت‌های ناشی از تنش‌های نظامی و سیاسی داده‌اند.

ادغام؛ فراتر از یک گزینه

در این شرایط، برای بقا در محیطی که منابع کمیاب و خطرات زیاد است، هم‌زیستی و ادغام از یک گزینه فراتر رفته و به یک ضرورت تبدیل می‌شود. ادغام خودروسازان خصوصی به معنای تعطیلی برندها نیست، بلکه به معنای تجمیع توانمندی‌هاست. اگر دو یا چند خودروساز خصوصی که پلتفرم‌های مشابهی دارند، خطوط تولید خود را با هم ادغام کنند، چندین اتفاق مثبت رخ می‌دهد؛ از جمله اشتراک زیرساخت‌های گران‌قیمت، افزایش قدرت چانه‌زنی و تجمیع نقدینگی که در نهایت تاب‌آوری آن‌ها را افزایش می‌دهد. همچنین مقیاس تولید به سمت سودآوری حرکت کرده و قدرت رقابت افزایش می‌یابد.

امنیت ملی اقتصادی

اگرچه در سال‌های اخیر جرقه‌هایی از ادغام در بخش خصوصی دیده شده است، اما این روند با سرعت بحران‌های پیش‌رو همخوانی ندارد. نهادهای متولی، به‌ویژه وزارت صمت، باید به این موضوع به عنوان یک پروژه امنیت ملی اقتصادی نگاه کنند. دولت نباید تنها به فکر صدور مجوزهای جدید باشد، بلکه باید با تعریف مشوق‌های هدفمند، مسیر ادغام را هموار کند. اولویت در تخصیص ارز یا معافیت‌های مالیاتی ویژه برای شرکت‌هایی که وارد فرآیند تولید مشترک می‌شوند، می‌تواند محرک‌های بسیار قدرتمندی باشد. حاکمیت باید بسترهای حقوقی لازم را فراهم کند تا پیچ‌وخم‌های قانونی مانع این جراحی حیاتی نشود.

حفظ اشتغال و رؤیای توسعه ملی

در واقع، شرکتی که مقتدر و سودآور باشد، بسیار بهتر از ده شرکت ضعیف و در آستانه ورشکستگی می‌تواند از حقوق کارگران خود دفاع کند. علاوه بر این، ادغام راه را برای تحقیق و توسعه (R&D) واقعی باز می‌کند. شرکت‌های کوچک توان تأمین هزینه‌های مراکز تحقیق را ندارند، اما یک هلدینگ بزرگ ناشی از ادغام می‌تواند روی پلتفرم‌های ملی و خودروهای برقی سرمایه‌گذاری کند؛ موضوعی که در دنیای پساجنگ برای بقا حیاتی است.

به بیان دیگر، آینده صنعت خودروی خصوصی در ایران نباید در غبار تردید گم شود. اگرچه ادغام ممکن است با مقاومت‌های ناشی از فرهنگ مدیریتی تک‌نفره روبه‌رو شود، اما واقعیت‌های سخت اقتصادی در سال ۱۴۰۵ مجالی برای این تعلل‌ها باقی نگذاشته است. زمان آن رسیده که شرکت‌های خصوصی، نه به‌عنوان رقیب، بلکه به‌عنوان هم‌سنگر به یکدیگر بنگرند. ادغام، جاده‌ای است که از پراکندگی شکننده به سمت تمرکز تاب‌آور منتهی می‌شود. بقا در توفان، سهم کسانی است که به‌جای ساختن دیوارهای بلندتر، یاد می‌گیرند با هم یک کشتی بزرگ‌تر بسازند.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.