کرمان موتور و معمای تأخیر تحویل؛ قطعات در راه، خودروها در انتظار

تأخیر در تحویل خودرو، حتی وقتی ریشه آن خارج از خط تولید باشد، در نهایت برای مشتری با یک نتیجه مشخص معنا پیدا میکند: خودرویی که باید تحویل میشد، هنوز تحویل نشده است. در شرایطی که اختلال در مسیرهای تجاری و حملونقل بینالمللی به زنجیره تأمین خودروسازان فشار وارد کرده، تعهدات کرمان موتور نیز با مسئله زمان مواجه شده است؛ مسئلهای که برای فهم آن باید از سالن تولید فراتر رفت و مسیر قطعه تا کارخانه را دنبال کرد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بررسی شرایط موجود نشان میدهد بخشی از قطعات منفصله مورد نیاز برای انجام تعهدات کرمان موتور سفارشگذاری شده و در مسیر حمل قرار دارند و بخشی نیز در بنادر منتظر تعیین تکلیف و امکان ادامه مسیر هستند. بنابراین، نمیتوان تأخیرهای ایجادشده را صرفاً به معنای توقف تولید یا نبود سفارش قطعه تعبیر کرد.
مسئله فقط تولید نیست
مسئله اصلی در این مقطع، به همان اندازه که به تأمین مربوط است، به دسترسی به مسیر حمل نیز ارتباط دارد. وقتی قطعه سفارش داده شده اما امکان جابهجایی آن با ظرفیت و سرعت معمول وجود ندارد، خط تولید عملاً با یک گلوگاه لجستیکی مواجه میشود؛ گلوگاهی که اثر آن با فاصله زمانی روی تحویل خودرو به مشتری دیده میشود.
این همان نقطهای است که شرایط فعلی را از یک تأخیر عادی در زنجیره تأمین جدا میکند. محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای دریایی و وضعیت بنادر، زمان رسیدن قطعات را افزایش داده و در نتیجه، برنامهریزی تولید و تحویل را نیز با عدم قطعیت مواجه کرده است.
راه زمینی باز بار زنجیره تأمین را نمیکشد
در چنین شرایطی، گزینههای حمل زمینی و ریلی نیز بررسی شده و مورد استفاده قرار گرفتهاند؛ اما ظرفیت این مسیرها قابل مقایسه با ظرفیت حمل دریایی نیست. به همین دلیل، حتی استفاده از مسیرهای جایگزین نیز الزاماً به معنای جبران کامل اختلال ایجادشده نیست.
در واقع، مسئله این نیست که هیچ مسیر دیگری وجود ندارد؛ مسئله این است که مسیر جایگزین ظرفیت لازم برای انتقال حجم مورد نیاز را ندارد. همین محدودیت باعث میشود بخشی از قطعات در مسیرهای جایگزین حرکت کنند، اما سرعت بازگشت زنجیره تأمین به وضعیت عادی همچنان پایین باشد.
از این زاویه، تأخیر در تحویل خودرو را باید حاصل جمع چند عامل دانست؛ از وضعیت حمل دریایی و بنادر گرفته تا ظرفیت محدود مسیرهای زمینی و ریلی و در نهایت، تأثیر این زنجیره بر برنامه تولید.
مشتری در دوراهی انتظار و انصراف
اما بخش مهم ماجرا برای مشتری از جایی آغاز میشود که تأخیر لجستیکی به تعهد قراردادی تبدیل میشود. در قراردادهای فروش قطعی، اعم از نقدی و اقساطی، بند انصراف پیشبینی نشده است. در قراردادهای پیشفروش نیز سود انصراف حداکثر ۲۶ درصد سالانه در نظر گرفته شده است.
با این حال، کرمان موتور اعلام کرده برای شرایط فعلی، امکان انصراف با سود سالانه ۱۰۰ درصد را برای مشتریان در نظر گرفته است؛ امکانی که استفاده از آن اختیاری است و پرداخت وجه انصراف نیز طبق اعلام شرکت، ظرف هفت روز کاری انجام میشود.
این تصمیم را البته نباید با حل مسئله تأخیر یکی دانست. پرداخت سود بالاتر میتواند بخشی از فشار اقتصادی ناشی از انتظار را برای مشتری جبران کند، اما جای تحویل خودرو را نمیگیرد. به همین دلیل، اهمیت این اقدام بیش از آنکه در حل تأخیر باشد، در ایجاد یک گزینه قراردادی برای مشتریانی است که نمیخواهند منتظر بمانند.
ایگل؛ یک انتخاب جدید برای مشتری
کرمان موتور همچنین از اجرای طرح تبدیل به ایگل برای قراردادها و خودروهای مختلف خبر داده است؛ طرحی که جزئیات آن قرار است اعلام شود و استفاده از آن نیز اختیاری خواهد بود.
در نهایت، مشتری سه مسیر خواهد داشت: ادامه قرارداد و انتظار برای تحویل، استفاده از امکان انصراف یا در صورت فراهم بودن شرایط، انتخاب طرح تبدیل. با این حال، هیچکدام از این گزینهها اصل مسئله را تغییر نمیدهد: تحویل خودرو زمانی انجام میشود که زنجیره تأمین دوباره به ظرفیت لازم برسد.
بنابراین، معمای تأخیر کرمان موتور را نمیتوان تنها با یک عبارت مانند کمبود قطعه توضیح داد. قطعات سفارشگذاری شدهاند، بخشی در حال حمل است و بخشی نیز در بنادر قرار دارد؛ اما گلوگاه اصلی در مقطع فعلی، مسیر رساندن این قطعات به خط تولید است. همین تفاوت میان «وجود قطعه» و «دسترسی به قطعه» است که زمان تحویل را طولانی کرده و در نهایت، هزینه اصلی آن را مشتری با انتظار بیشتر پرداخت میکند.





دیدگاه ها