آیا صنعت خودرو می‌تواند سپر دیپلماتیک ایران باشد؟

صنعت خودرو
صنعت خودرو

آیا صنعت خودروسازی ایران توان آن را دارد که با جذب شرکای استراتژیک جدید، به عنوان یک سپر دیپلماتیک عمل کند؟ آیا در حال حاضر به رغم تمام تنش ها و ابهام همچنان امکان این وجود دارد که با درگیر کردن خودروسازان بزرگ، مانع از تشدید تحرکات علیه تهران شد؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، جاده مخصوص هم مانند سایر بخش‌های اقتصاد و صنعتی چشم به دیپلماسی دوخته است. هر چند فعلاً در آتش‌بس به‌سر می برد، اما غبار جنگ رمضان هنوز فرو ننشسته و فردای صنعت خودروسازی نامشخص است. در این شرایط شاید طرح این پرسش آن هم درست در موقعیت حساس کنونی چندان محلی از اعراب نداشته باشد و بیش‌تر یک پرسش تخیلی محسوب می شود؛ آیا می توان از خودرو به عنوان یک سپر دیپلماتیک استفاده کرد؟

جذب شریک خارجی برای مهار فشار سیاسی

آیا می توان با جذب شریک خارجی برای مهار فشار سیاسی بر این فرض استوار شد که اگر به عنوان مثال غول‌هایی مانند تویوتا، فولکس‌واگن یا حتا برندهای تراز اول چینی در ایران سرمایه‌گذاری سنگین و نه فقط مونتاژ انجام دهند، دولت‌های متبوع آن‌ها برای محافظت از سرمایه اتباع خود، در مجامع بین‌المللی و تنش‌های نظامی نقش میانجی یا بازدارنده را ایفا خواهند کرد؟ آیا خودروسازی فعلی ایران چنین ظرفیتی دارد؟

خودروسازی ایران؛ فرصتی طلایی یا باتلاق

واقعیت این است که خودروسازی ایران در وضعیت فعلی، نه یک فرصت طلایی، بلکه یک باتلاق پرخطر برای سرمایه‌گذاران خارجی به‌شمار می آید. ناترازی شدید انرژی، نوسان‌های ارزی افسارگسیخته و زیرساخت‌های فرسوده، عملاً جذابیت سودآوری را تحت‌شعاع ریسک‌های امنیتی قرار داده است. حالا در این فضا وقوع جنگ و ابهام در آینده و محدودیت ها و تحریم ها جدید نیز به این صنعت افزوده شده است.

چرا شرکای جدید ریسک نمی‌کنند؟

برای آن‌که یک شرکت خارجی به لابی‌گر یک کشور تبدیل شود، باید پای منافع حیاتی و سودهای کلان و تضمین سرمایه‌گذاری در میان باشد. در حال حاضر، همکاری‌های خارجی ما به مونتاژکاری قطعات منفصله محدود شده است. در این مدل، شریک خارجی (عمدتاً چینی) هیچ دارایی ثابتی در ایران ندارد که نگران نابودی آن در جنگ باشد؛ آن‌ها پول قطعه را پیش‌پیش می‌گیرند و در صورت بروز تنش، به سادگی خط تأمین را قطع می‌کنند. برای جذب شریک به قصد بازدارندگی، به «سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در لایه‌های زیرساختی» نیاز است؛ امری که با وجود تحریم‌های بانکی و فضای بی‌ثبات فعلی، به یک شوخی شباهت دارد. هیچ شریک هوشمندی حاضر نیست اعتبار جهانی خود را فدای صنعتی کند که حتا در تأمین برق و گاز مورد نیاز خط تولیدش ناتوان است.

گزاره‌ای غلط در زمانی نادرست

استفاده از صنعت خودرو به عنوان ابزار چانه‌زنی سیاسی، گزاره‌ای است که شاید در دهه ۷۰ یا ۸۰ قابل بررسی بود، اما در سال ۱۴۰۵، این رویکرد بیش از حد خوش‌بینانه و حتا آسیب‌زا به‌نظر می‌رسد. تکیه بر این فرض که فلان شرکت خارجی اجازه نمی‌دهد به ما حمله شود، نوعی خلع سلاح فکری در دیپلماسی است. واقعیت تاریخ نشان داده است که حتا رنو و پژو با وجود قراردادهای استراتژیک، با یک تلفن از واشینگتن، شبانه ایران را ترک کردند. روسیه نیز که خود درگیر جنگ است، ثابت کرده که هرگاه منافع‌اش اقتضا کند، پشت ایران را خالی می‌کند. بنابراین در حال حاضر به این پرسش تخیلی حتا در خیال هم نمی‌توان جوابی مثبت داد.

مأموریت غیرممکن

در واقع عبور از جنگ با خودرو در زمانی ممکن است که زنجیره تأمین کشور بخشی جدایی‌ناپذیر از زنجیره ارزش جهانی باشد؛ به‌طوری‌که توقف تولید در ایران، خطوط تولید در پاریس، برلین یا پکن را با چالش جدی مواجه کند. امروز اما صنعت خودروی ایران جزیره‌ای جدا افتاده است که تنها برای بقای خود دست‌وپا می‌زند. ادعای جذب شریک برای مهار فشارها، در حال حاضر بیش‌تر به یک «فرار رو به جلو» برای توجیه ناکارآمدی‌های داخلی شبیه است. تا زمانی که اقتصاد کلان به ثبات نرسد و امنیت سرمایه‌گذاری تضمین نشود، هیچ شرکت معتبری حاضر نیست هزینه سیاسی تنش‌های ایران را به جان بخرد. خودرو در ایران امروز متأسفانه، خود قربانی جنگ به‌شمار می‌آید، نه راهی برای عبور از آن.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.