اثر توافق ایران و آمریکا بر قیمت دلار و خودرو

پس از ۴۰ روز جنگ و تنشهای فرساینده و شرایط جنگی، زمزمههای توافق بار دیگر بازار دلار و خودرو را در وضعیت تعلیق انتظاری قرار داده است. اثر توافق ایران و آمریکا بر قیمت دلار و خودرو در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت چه خواهد بود؟ آیا واقعاً باید چشمانتظار ریزش بود یا بازار مسیر دیگری را در پیش میگیرد؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، با نزدیک شدن به روزهای پایانی آتشبس دو هفتهای، هر دو طرف از آمادگی مشروط خود برای دستیابی به یک توافق پایدار خبر میدهند. شاید این شروط پذیرفته شود و شاید هم نه، اما در صورت رسیدن به یک نقطه مشترک، اثر توافق ایران و آمریکا بر قیمت دلار و خودرو چگونه خواهد بود؟
سقوط آزاد و شوک روانی
با توجه به تجربههای قبلی، در لحظه انتشار خبر توافق یا آتشبس پایدار، بازارها بلافاصله واکنش نشان میدهند. این واکنش بیش از آنکه منطق اقتصادی داشته باشد، ناشی از تخلیه حباب انتظاری است. معاملهگرانی که از ترس جنگ اقدام به انبار کردن دلار کرده بودند، به سرعت فروشنده میشوند. این فشار عرضه میتواند قیمت دلار را در چند روز بین ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش دهد.
بازار خودرو که بهشدت با نرخ دلار همبسته است، دچار سکته موقت میشود. خریداران به امید ریزش بیشتر دست از خرید میکشند و دلالان برای خروج از بازار مسابقه میدهند. در این مرحله، قیمت خودروهای وارداتی و مونتاژی که حباب بیشتری دارند، با سرعت بیشتری نسبت به خودروهای داخلی ریزش میکند.
گشایشهای ارزی و احیای زنجیره تأمین
در بازه ۳ تا ۶ ماهه پس از توافق، اثرات واقعی خود را نشان میدهند. اگر توافق منجر به آزادسازی منابع ارزی بلوکهشده و رفع محدودیتهای کشتیرانی شود، پس از ریزش اولیه، قیمت دلار در یک کف قیمتی جدید به ثبات میرسد. بانک مرکزی با دسترسی به منابع ارزی، قدرت مداخله پیدا کرده و نوسانها را کنترل میکند.
همچنین با رفع موانع بانکی و لجستیکی، خودروهای وارداتی با سرعت و تنوع بیشتری وارد بنادر میشوند. این موضوع حق انتخاب را به بازار بازمیگرداند و رقابت ناشی از عرضه، قیمتهای نجومی در بازار آزاد را شکسته و به قیمتهای مصوب گمرکی نزدیک میکند. واردات قطعات منفصله برای خودروسازان و مواد اولیه برای قطعهسازان نیز با کاهش هزینه و افزایش سرعت همراه میشود.
رویارویی با واقعیتهای سخت اقتصادی
در بلندمدت، اثر توافق کمرنگ شده و جای خود را به متغیرهای بنیادین میدهد. توافق میتواند تنش را از بین ببرد، اما نمیتواند ناترازی بودجه، رشد نقدینگی و تورم ساختاری ایران را بهتنهایی درمان کند.
اگر اصلاحات اقتصادی در داخل صورت نگیرد، تورم داخلی دوباره شروع به پیشروی میکند. در این مرحله، قیمت دلار و خودرو دوباره شروع به رشد میکنند، اما اینبار با شیبی ملایمتر و بدون جهشهای ناشی از ترس جنگ.
رؤیای دلار و خودروی ارزان
بسیاری از مردم انتظار دارند با توافق، قیمتها به سطح سال ۱۴۰۲ یا اوایل ۱۴۰۳ بازگردد، اما این تصور با واقعیتهای اقتصادی همخوانی ندارد. حتا پیش از آغاز درگیریهای سال ۱۴۰۴، اقتصاد ایران درگیر تورم بالای ۴۰ درصد بود. توافق، سرعت رشد قیمتها را کم میکند، اما سطح قیمتها را به عقب نمیبرد. هزینه مواد اولیه، دستمزدها و نهادههای تولید پیش از جنگ بهشدت رشد کرده بودند و حالا این هزینهها در قیمت خودرو تثبیت شدهاند. در همین حال، شرایط جنگی باعث آسیب به برخی زنجیرههای تأمین و افزایش هزینههای استهلاک شده است. جبران این خسارات، هزینههایی دارد که در قیمت تمامشده کالاها لحاظ خواهد شد.
ارزانی یا پیشبینیپذیری
با این حال، به نظر میرسد توافق پایدار میان ایران و آمریکا بیش از آنکه باعث ارزانی شود، باعث پیشبینیپذیری بازارها میشود. در صورت توافق، باید منتظر یک ریزش هیجانی و سپس ثبات نسبی بود، اما نباید توقع داشت که قیمتها به دوران پیش از جنگ بازگردند. بازار خودرو از یک کالای سرمایهای برای فرار از ترس به یک کالای مصرفی رقابتی تبدیل خواهد شد که بزرگترین دستاورد آن، نه ریزش عظیم قیمت، بلکه فراوانی عرضه و «پایان قرعهکشی» خواهد بود. توافق تنها یک «فرصت» برای تنفس است؛ درمان نهایی در گرو اصلاحات ساختاری در بودجه و صنعت است.





همینکه قمت دلار تا حد کمی هم پایین بیاد در کنار اینکه تورم کاهش قابل توجهی رو داشته باشه و قیمتها چند سال ثابت بمونه، باعث میشه خوی واسطه گری مردم کاهش پیدا کنه و نقدینگی بجای سرمایه گذاری به سمت تولید حرکت کنه و همین در صورت توافق و ارتباط با دنیا میتونه باعث پیشرفت کشور بشه