چهارچرخ‌های تبعیض؛ چگونه خودرو شکاف اجتماعی ایجاد می‌کند؟

در حالی‌که افزایش قیمت خودرو باعث ایجاد نگرانی و حتا ناامیدی زیادی برای اقشار متوسط و ضعیف جامعه شده است، یک معضل دیگر نیز به همراه دارد: افزایش گسست اجتماعی. اما چهارچرخ‌های تبعیض چه تأثیری بر جامعه می‌گذارد. به بیان دیگر، چگونه خودرو شکاف اجتماعی ایجاد می‌کند؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در دورانی نه‌چندان دور، خودرو در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران نماد گذار از سنت به مدرنیته و موتور محرک توسعه صنعتی بود. قرار بود چرخ‌های تولید بچرخند تا طبقه متوسط با تکیه بر رفاهی که یک وسیله نقلیه شخصی فراهم می‌کند، مسیر پیشرفت را هموارتر ببیند. اما امروز، در پی انباشت دهه‌ها تصمیمات فاجعه‌بار مدیریتی، اصرار بر انحصار در محیطی گلخانه‌ای و گره زدن معیشت مردم به تلاطم‌های سیاسی و بین‌المللی، خودرو از یک وسیله رفاهی به یک دیوار طبقاتی و ابزاری برای تحقیر اجتماعی تبدیل شده است.

سقوط اخلاقی و اجتماعی

آن‌چه امروز در بازار خودروی ایران می‌گذرد فراتر از یک ناهنجاری اقتصادی است؛ یک سقوط اخلاقی و اجتماعی است. قیمت‌ها به‌شکلی شگفت‌انگیز و ابلهانه از تمام مرزهای منطق عبور کرده‌اند. وقتی بهای یک خودروی معمولیِ میان‌رده در بازار ایران با قیمت لوکس‌ترین خودروهای روز جهان برابری می‌کند، یعنی یک جای کار نه فقط لنگ می‌زند، بلکه از ریشه ویران است. این قیمت‌های فضایی، خودرو را از سبد مصرفی اکثریت جامعه خارج کرده و آن را به یک کالای سرمایه‌ای و ابزاری برای حفظ ارزش پول در دست اقلیتی خاص تبدیل کرده است.

نشانه روشن و تلخ شکاف طبقاتی

در این میان، آن‌چه بیش از همه روح جامعه را می‌خراشد، تبدیل شدن مدل و برند خودرو به نشانه روشن و تلخ شکاف طبقاتی است. خیابان‌های شهر به صحنه رژه‌ خودروهایی بدل شده‌اند که هر کدام با صدای موتور خود فاصله نجومیِ میان دارا و ندار را فریاد می‌زنند. خودرو دیگر ابزاری برای جابه‌جایی از نقطه الف به نقطه ب نیست، بلکه پیامی است از سوی مالک که جایگاه اجتماعی و دسترسی او به مواهب اقتصادی را به‌رخ می‌کشد. این تضاد بصری در ترافیک‌های شهر، بنزین به باک نفرت طبقاتی می‌ریزد.

خرید خودرو؛ سرخوردگی گزنده

برای خیل عظیم متقاضیان، به ویژه نسل جوانی که با سودای ساختن یک زندگی معمولی وارد بازار کار شده‌اند، اکنون خرید یک خودروی ساده به رؤیایی دست‌نیافتنی و حتا مضحک تبدیل شده است. این سرخوردگی گزنده، پیامدهای روانی و اجتماعی عمیقی دارد. فردی که می‌بیند با تمام تلاش و تخصص خود، حتا توان خرید بی‌کیفیت‌‌ترین و ارزان‌ترین محصولات داخلی را ندارد، به مرور دچار بیگانگی با ساختارها می‌شود. او احساس می‌کند از حق شهروندی رفاه محروم شده است تا سودهای کلان به جیب مافیای خودرو و دلالان این بازار آشفته سرازیر شود.

به بیان صریح‌تر، خودرو اکنون به وسیله‌ای برای گسست انسجام اجتماعی بدل شده است. وقتی داشتن یا نداشتن یک خودرو، مرز میان آدم موفق و دارا و آدم شکست‌خورده و ندار را تعیین کند، انسجام ملی جای‌اش را به حسد، کینه و خشم می‌دهد. این شکاف عمیق، لایه‌های زیرین جامعه را به هم می‌کوبد و باعث می‌شود آحاد مردم به‌جای حس همبستگی، در یک مسابقه نابرابر و بی‌رحمانه برای بقا، روبه‌روی هم بایستند.

پیکر نیمه‌جان سرمایه اجتماعی

دولت‌ها و سیاست‌گذارانی که با تصمیمات غلط خود صنعت خودرو را به این بن‌بست کشانده‌اند، باید بدانند موضوع دیگر فقط چند هزار میلیارد تومان زیان انباشته یا افت تولید نیست؛ موضوع عدالت اجتماعی است که زیر چرخ‌های این ارابه‌های تبعیض له شده است. اگر خودرو نتواند دوباره به جایگاه اصلی خود به‌عنوان یک کالای در دسترس و رفاهی بازگردد، به‌زودی به نمادی برای انفجار نارضایتی‌هایی بدل خواهد شد که ریشه‌اش در تحقیر طبقاتی و حسرت داشتن یک زندگیِ معمولی است. امروز هر خودروی لوکسی که از کنار یک شهروند سرخورده عبور می‌کند، نه یک وسیله نقلیه، که ضربه‌ای به پیکر نیمه‌جان سرمایه اجتماعی است.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.