از فولاد تا پتروشیمی؛ زنجیره‌ای از گرانی خودرو، شبکه‌ای از بی‌مسئولیتی

ورق های فولادی خودروسازان
ورق های فولادی خودروسازان

در بازار آشفته و زخمی خودرو، هر روز یک روایت تازه رو می‌شود و هر بار نیز یک مقصر تازه برای گران‌سازی معرفی می‌شود، اما حقیقت، برخلاف نمایش‌های تکراری و سیاه‌بازی‌های آشنا چیز دیگری است؛ از فولاد تا پتروشیمی، زنجیره‌ای از گرانی خودرو، شبکه‌ای از بی‌مسئولیتی دست به دست هم داده است تا در کنار تحقیر شعور مردم، آرزو و اعتماد جامعه را هم از بین ببرند.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، درحالی‌که، گرانی خودرو حاصل یک زنجیره معیوب، و یک ساختار بیمار در روزهای اخیر است، خودروسازان افزایش قیمت فولاد را سپر دفاعی خود کرده‌اند؛ فولادسازان اما می‌گویند اثر این افزایش، در بهترین حالت، چیزی حدود ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان بر قیمت خودروست. همین اختلاف روایت، به‌خوبی نشان می‌دهد که مسئله فقط فولاد نیست، بلکه مجموعه‌ای از هزینه‌های رو‌ به‌ افزایش، از پتروشیمی و مواد اولیه گرفته تا قطعات، انرژی، حمل‌ونقل، مالیات، تأمین مالی و انبوه هزینه‌های پنهان و آشکار، در شکل‌گیری قیمت نهایی نقش دارند.

بازی مقصرسازی

اما نکته اصلی این‌جاست؛ وقتی تمام ارکان و نهادهای بالادستی و زیرساختی مرتبط با خودرو در این گرانی سهم دارند، دیگر بازی مقصرسازی معنایی ندارد. نمی‌شود هر بار یک حلقه از زنجیره را قربانی کرد و بقیه را تبرئه نمود. گرانی خودرو محصول تصمیم‌های انباشته، ناکارآمدی ساختاری و فقدان شفافیت است؛ محصول شبکه‌ای از مسئولیت‌های تقسیم‌شده که در نهایت هیچ‌کس مسئولیت نهایی را نمی‌پذیرد. خودروساز می‌گوید فولاد گران شد؛ فولادساز می‌گوید اثرش محدود است؛ پتروشیمی‌ از نرخ خوراک و مواد اولیه می‌گوید؛ دولت از تحریم و جنگ و شرایط منطقه‌ای می‌نالد؛ و در نهایت، مردم می‌مانند و یک بازار بی‌رمق که هر روز از دسترس‌شان دورتر می‌شود.

فقدان صداقت در حکمرانی اقتصادی

حکمرانی اقتصادی کشور، به‌جای این‌که با صداقت بگوید مشکل چیست و کجاست، همچنان در حال اجرای نمایش است؛ نمایشی که در آن همه می‌گویند «من نبودم، دست‌ام بود» و با آدرس‌های غلط، اصل ماجرا را به حاشیه می‌رانند. اصل ماجرا همان گرانی بی‌حد و حصر است؛ همان روندی که مدت‌ها پیش از جنگ اخیر، پیش از تنگ‌تر شدن گلوگاه‌های تجارت، پیش از التهاب‌های منطقه‌ای و حتا در دوران رکود سنگین بازار آغاز شده بود. یعنی صعود قیمت‌ها نه نتیجه یک حادثه مقطعی، بلکه نتیجه یک مسیر فرسایشی و مزمن بوده است. حالا نیز اثرات جنگ، تحریم، تهدید تنگه هرمز و محاصره دریایی فقط این روند را شدیدتر کرده‌اند، نه این‌که خودشان به‌تنهایی علت اولیه باشند.

قتل تدریجی امید

بازار خودرو امروز با هجوم ۸۴ درصدی تقاضا به بخش زیر ۱.۵ میلیارد تومان روبه‌روست، اما تناقض تلخ این‌جاست که در همین بازه نیز عملاً خودروی مناسبی یافت نمی‌شود. یعنی مردم به بازاری هجوم برده‌اند که هر روز کوچک‌تر، گران‌تر و بی‌رحم‌تر می‌شود. مسئولان اما به‌جای حل مسئله، به‌جای ایجاد شرایط تولید ارزان‌تر و اصلاح ساختار هزینه‌ها، فقط دنبال فرار از واقعیت‌اند. واقعیتی که برای آن‌ها شاید یک بحران اداری در دوره مسئولیت باشد، اما برای مردم، معنای بسیار روشن‌تری دارد؛ قتل تدریجی امید، فرسایش رؤیاها و آتش گرفتن سفره‌های خالی.

این بازار، بیش از هر چیز، قربانی بی‌مسئولیتی و ناتوانی در حکمرانی است؛ و تا وقتی شفافیت جایگزین فریب نشود، و مسئولیت‌پذیری جایگزین فرافکنی نشود، خودرو نه کالای مصرفی، که نماد آشکار فاصله دولت و مردم باقی خواهد ماند.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.