جنگ «گوشی‌های چرخ‌دار» چینی با ماشین‌های مکانیکی آلمانی

ولت پارک بی وای دی
ولت پارک بی وای دی

پس از اظهار نظر اخیر دونالد ترامپ درباره خودروسازان چینی و از بین رفتن بازار خودروسازان آلمانی، این پرسش مطرح شده است که ژرمن‌ها چگونه می‌توانند بازارهای خود را احیا کنند. تقابل «گوشی‌های هوشمند چرخ‌دار» چینی با «ماشین‌های مکانیکی» آلمانی به نفع کدام طرف تمام خواهد شد؟ آیا باید آماده خداحافظی با غول‌های خودروساز سنتی بود؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، ترامپ به‌عنوان یک تاجر-سیاست‌مدار، یا سیاست‌مداری که تجارت را به‌خوبی می‌شناسد، به بسیاری از موضوعات و مسائل از دریچه اقتصاد و سودآوری نیز نگاه می‌کند.

در همین رابطه، ترامپ در اظهارنظری جنجالی که بخشی از آن ناشی از تقابل اقتصادی میان غول‌های اقتصادی جهان به شمار می‌آید، گفته است که خودروهای چینی در حال نابود کردن اروپا هستند، زیرا کسب‌وکار مرسدس و بی‌ام‌و را از آن‌ها می‌گیرند. او همچنین تأکید کرده است: «ما هیچ خودروی چینی در کشورمان نداریم.»

بیشتر بخوانید: چرا ترامپ اجازه ورود خودروهای چینی را به آمریکا نمی‌دهد؟

واکنش اروپا به سیاست‌های خودرویی آمریکا و نفوذ چین

در این میان، هر یک از طرف‌های درگیر با این مسئله از زاویه دید خود به موضوع نگاه کرده و در تلاش برای جلوگیری از تبعات اقتصادی آن هستند. اما خودروسازان آلمانی چگونه می‌توانند با موج سنگین خودروسازی چینی مقابله کنند؟ آیا می‌توانند در برابر این سیل مقاومت کرده و خود را احیا کنند، یا رفته‌رفته به بخشی از امپراتوری خودرویی چین بدل خواهند شد؟ مسیر بازگشت به صدر چگونه خواهد بود؟

تلاش برای پیشتازی در نرم‌افزار

در این میان، کارشناسان بزرگ‌ترین نقطه ضعف خودروسازان آلمانی در برابر چینی‌ها را در حوزه نرم‌افزار می‌دانند. طی سال‌های اخیر، خودروهای چینی بیشتر شبیه «گوشی‌های هوشمند چرخ‌دار» شده‌اند، در حالی که خودروهای آلمانی بیشتر «ماشین‌های مکانیکی پیشرفته» هستند.

برای تغییر جریان بازی، شرکت‌هایی مانند فولکس‌واگن سرمایه‌گذاری‌های سنگینی روی واحدهای نرم‌افزاری مانند «Cariad» انجام داده‌اند تا بتوانند سیستم‌های هوش مصنوعی و رانندگی خودکار را به سطح استانداردهای چینی برسانند.

آن‌ها می‌خواهند ثابت کنند که اگرچه قیمت محصولاتشان بالاتر است، اما «تجربه کاربری دیجیتال» و «امنیت نرم‌افزاری» آن‌ها برتری قابل توجهی دارد.

تنوع‌بخشی و مدیریت ریسک در چین

موضوع مهم دیگر این است که برندهای آلمانی در حال حاضر با یک پارادوکس بزرگ روبه‌رو هستند؛ از یک سو چین بزرگ‌ترین رقیب آن‌هاست و از سوی دیگر یکی از بزرگ‌ترین بازارهای فروششان به شمار می‌آید.

آن‌ها به جای صادرات خودرو از آلمان به چین، استراتژی «تولید در چین برای بازار چین» را در پیش گرفته‌اند؛ یعنی کارخانه‌های خود را در چین گسترش می‌دهند تا هزینه‌ها را کاهش داده و سریع‌تر با سلیقه مشتری چینی که به تکنولوژی اهمیت زیادی می‌دهد، سازگار شوند.

در این میان، برخی برندها به جای جنگ تمام‌عیار، با شرکت‌های چینی همکاری می‌کنند تا به تکنولوژی باتری و نرم‌افزار آن‌ها دسترسی پیدا کنند. این یک بازی برد-برد به شمار می‌آید؛ هم کمک به رقیب است و هم یادگیری از او.

تعریف بازاری جدید برای خودروهای برقی

در همین حال، برخی کارشناسان معتقدند که مرسدس‌بنز و بی‌ام‌و می‌دانند نمی‌توانند در بازار خودروهای ارزان‌قیمت (Mass Market) با برندهایی مانند BYD رقابت کنند.

بنابراین، آن‌ها استراتژی خود را روی بخش فوق‌لوکس متمرکز کرده‌اند. آن‌ها می‌خواهند این پیام را منتقل کنند: «شما می‌توانید یک خودروی برقی خوب و ارزان داشته باشید، اما اگر به دنبال نماد قدرت، کیفیت ساخت بی‌نقص و پرستیژ هستید، باید از ما خرید کنید.»

همچنین آن‌ها روی کیفیت سواری (Ride Quality) و استفاده از مواد اولیه بسیار باکیفیت تمرکز دارند تا حسی را منتقل کنند که خودروهای چینی هنوز در سطح جهانی به‌طور کامل به آن نرسیده‌اند.

با وجود تمام این استراتژی‌ها، یک مشکل بزرگ وجود دارد که آلمانی‌ها را شب‌ها بی‌خواب می‌کند: شکاف قیمتی.

حتی اگر یک مرسدس‌بنز از نظر تکنولوژی برتر باشد، وقتی یک خودروی چینی با ۸۰ درصد امکانات مشابه، با قیمتی نصف عرضه می‌شود، بازار «طبقه متوسط» به سمت چین حرکت خواهد کرد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که اروپا با «تعرفه‌های دفاعی» تلاش می‌کند از برندهای خود محافظت کند.در نهایت، این پرسش همچنان باقی است: آیا «نام و اعتبار تاریخی» برندهای آلمانی می‌تواند در برابر «قیمت پایین و پیشرفت سریع تکنولوژی» چینی‌ها دوام بیاورد، یا دوران سلطه مهندسی آلمان به پایان رسیده است؟

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.