واردات خودرو؛ مُسکن کوتاهمدت یا فریب حکمرانی اقتصادی؟

دور جدید فروش خودروهای وارداتی در حالی آغاز شده است که آنچه طی سالهای اخیر از سوی مسئولان وعده داده شده بود، همچنان بیشتر روی کاغذ باقی مانده و جز گرانی، حسرت و افزایش فاصله طبقاتی و ناتوانی در خرید، دستاورد ملموسی برای مردم نداشته است. در چنین شرایطی این پرسش بار دیگر مطرح میشود که واردات خودرو، مُسکنی کوتاهمدت است یا فریبی در قالب حکمرانی اقتصادی؟
به گزارش پایگاه خبری اسببخار، بازار خودروی ایران سالهاست با واژهای آشنا زندگی میکند؛ «ناترازی». ناترازی میان عرضه و تقاضا، ناترازی میان قیمت کارخانه و بازار، ناترازی میان قدرت خرید مردم و بهای خودرو و مهمتر از همه، ناترازی میان وعدههای سیاستگذاران و واقعیت معیشت خانوار. در این میان، هر بار که فشار افکار عمومی افزایش مییابد، نسخهای تکراری روی میز قرار میگیرد: واردات خودرو. اما پرسش اصلی اینجاست؛ آیا واردات خودرو، آن هم با مدیریت و هدایت حکمرانی اقتصادی فعلی، واقعاً میتواند این ناترازی مزمن را درمان کند یا صرفاً مُسکنی کوتاهمدت برای آرامسازی جامعه است؟
سهمیهبندیهای مبهم
مدافعان واردات معتقدند ورود خودروهای خارجی رقابت ایجاد میکند، قیمتها را میشکند و دست دلالان را کوتاه میسازد. این گزاره در ظاهر جذاب است، اما نگاهی دقیق به شیوه اجرای واردات در ایران، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد. وارداتی که با تعرفههای سنگین، سهمیهبندیهای مبهم، انحصار در مجوزها و تخصیص ارز رانتی همراه است، نهتنها ابزار تنظیم بازار نیست، بلکه خود به بخشی از بحران تبدیل میشود.
کالایی برای لوکسنشینان
واقعیت تلخ این است که واردات خودرو در چارچوب حکمرانی اقتصادی فعلی، بیش از آنکه راهحلی برای بهبود شرایط خرید عموم مردم باشد، به کالایی در دسترس طبقات متوسط رو به بالا و لوکسنشینان تبدیل شده است. وقتی ارزانترین خودروی وارداتی با قیمت چند میلیارد تومان به دست مصرفکننده میرسد، چگونه میتوان از بهبود قدرت خرید مردم سخن گفت؟ آیا کارگری که سالهاست از خرید یک خودروی داخلی ساده هم بازمانده، با دیدن ویترین خودروهای وارداتی امیدی به آینده پیدا میکند یا صرفاً احساس تبعیض و بیعدالتی در او تشدید میشود؟
معجزه با واردات خودرو؟
از سوی دیگر، حکمرانی اقتصادی در حوزه خودرو با تناقضی آشکار مواجه است. همان ساختاری که سالها با قیمتگذاری دستوری، سیاستهای غیرواقعی و حمایتهای بیقیدوشرط، صنعت خودروسازی داخلی را به وضعیتی ناکارآمد و زیانده رسانده، اکنون مدعی است که میتواند واردات را «هوشمندانه» مدیریت کند. پرسش اساسی اینجاست که چگونه ساختاری که از تنظیم بازار داخلی ناتوان بوده، قرار است با واردات، معجزه بیافریند؟
صف قرعهکشی، صف ثبت سفارش
واردات بدون اصلاح ریشهای سیاستها، تنها ناترازی را از شکلی به شکل دیگر منتقل میکند. به جای صف قرعهکشی، صف ثبت سفارش شکل میگیرد؛ به جای رانت تولید، رانت واردات ایجاد میشود؛ و به جای دلال بازار آزاد، دلال مجوز و ارز قدرت میگیرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرجا پای محدودیت و امضای طلایی در میان بوده، نتیجه نه کاهش قیمت، بلکه افزایش فساد و تعمیق بیاعتمادی عمومی بوده است.
در واقع، این نوع واردات بیش از آنکه اصلاحی واقعی باشد، به نمایش سیاستگذاری شباهت دارد.
اعتراض اصلی مردم نه به اصل واردات، بلکه به فقدان عدالت و عقلانیت در تصمیمگیری اقتصادی بازمیگردد. مردمی که هر روز با کاهش قدرت خرید، افزایش هزینههای زندگی و بیثباتی سیاستها مواجهاند، واردات خودرو را نه نشانه گشایش، بلکه نمادی از شکاف عمیق طبقاتی میبینند. وقتی خودروی خارجی به ابزار سرمایهگذاری و نمایش ثروت تبدیل میشود، دیگر نمیتوان از آن بهعنوان ابزار تنظیم بازار دفاع کرد.
در نهایت، واقعیت این است که واردات خودرو بدون اصلاح حکمرانی اقتصادی، نهتنها ناترازی بازار را از بین نمیبرد، بلکه آن را عمیقتر و پیچیدهتر میکند. تا زمانی که شفافیت، رقابت واقعی، حذف رانت و احترام به قدرت خرید مردم در اولویت قرار نگیرد، هر سیاستی ـ حتی واردات ـ به ضد خود تبدیل خواهد شد. بازار خودرو بیش از هر چیز قربانی تصمیمات نصفهنیمه و نگاههای نمایشی است؛ و مردم دیگر حوصله آزمونوخطای پرهزینه ندارند.





دیدگاه ها