خودرو یا دسته اسکناس؛ دوراهی خریداران در اقتصاد جنگی

بازار خودروهای دستدوم در فاصله میان جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان یکی از مهمترین تغییرات رفتاری خود را تجربه کرده است؛ بازاری که از یکسو با افزایش قیمت خودروهای صفر، تورم و رشد هزینههای نگهداری، بزرگتر شده و از سوی دیگر، با کاهش قدرت خرید و افت تقاضای واقعی، با خطر رکود عمیقتری مواجه است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، روند قیمتی و عرضه و تقاضا در بازار خودروهای کارکرده این پرسش را ایجاد کرده است که آیا در این یک سال واقعاً رونق گرفتهاند یا فقط به دلیل فرار خریداران از بازار خودروهای صفر، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند؟
بازار دستدوم؛ برنده بحران یا قربانی کاهش قدرت خرید؟
در نگاه نخست، افزایش قیمت خودروهای کارکرده میتواند نشانهای از رونق این بازار باشد. وقتی قیمت خودروهای صفر افزایش پیدا میکند، فاصله میان توان مالی خانوارها و قیمت خودرو بیشتر میشود و بخشی از تقاضا به سمت مدلهای کارکرده حرکت میکند. با این حال، این تغییر الزاماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست.
در یک سال گذشته، بسیاری از خریدارانی که پیشتر امکان خرید خودروی صفر یا مدلهای جدیدتر را داشتند، به سمت خودروهای قدیمیتر و ارزانتر حرکت کردند. گروهی دیگر نیز خرید خود را به تعویق انداختند. بنابراین، بازار دستدوم همزمان دو روند متفاوت را تجربه کرده است: افزایش اهمیت و رشد قیمت از یک طرف و کاهش توان خرید و دشوارتر شدن معامله از طرف دیگر.
به همین دلیل، بازار خودروهای کارکرده را نمیتوان تنها با قیمتها سنجید. افزایش قیمت یک پژو ۲۰۶، کوییک، پژو ۲۰۷ یا حتی یک خودروی چینی کارکرده، بهتنهایی نشان نمیدهد که بازار رونق گرفته است. پرسش مهمتر این است که آیا خریدار واقعی توان پرداخت این قیمتها را دارد یا خیر.
فاصله میان قیمت و قدرت خرید
در تیر ۱۴۰۵، قیمت خودروهای کارکرده در طیف گستردهای از خودروهای داخلی همچنان بالا است؛ از مدلهای اقتصادی مانند پراید و کوییک تا خودروهایی مانند پژو ۲۰۷ و دنا که قیمت آنها به محدوده چند میلیارد تومان رسیده است. این وضعیت نشان میدهد رشد قیمت تنها به خودروهای صفر محدود نمانده و بازار دستدوم نیز از تورم عمومی و افزایش هزینه جایگزینی تأثیر گرفته است.
اما در همین نقطه، یک تناقض مهم شکل میگیرد. افزایش قیمت خودروهای صفر، ارزش خودروهای کارکرده را نیز بالا میبرد؛ با این حال، رشد درآمد خانوارها با همان سرعت اتفاق نمیافتد. نتیجه، بازاری است که قیمتهای آن افزایش یافته، اما تعداد خریداران توانمند در آن لزوماً بیشتر نشده است.
به بیان دیگر، بخشی از رونق ظاهری بازار دستدوم در واقع حاصل کوچ اجباری تقاضاست. خریدارانی که دیگر توان خرید خودروی صفر را ندارند، به بازار کارکرده وارد میشوند؛ اما این ورود به معنای آن نیست که قدرت خرید آنها افزایش یافته باشد.
ایرانخودرو و سایپا؛ همچنان ستون بازار
در میان برندهای حاضر در بازار دستدوم، محصولات ایرانخودرو و سایپا همچنان از مزیت مهمی برخوردارند: نقدشوندگی، فراوانی قطعات و دسترسی گستردهتر به تعمیرکار و خدمات.
خودروهایی مانند پژو ۲۰۶، پژو پارس، پژو ۲۰۷ و دنا در بازار دستدوم همچنان تقاضای خود را حفظ کردهاند. این خودروها حتی در شرایط رکودی نیز به دلیل شناختهشده بودن، دسترسی به قطعات و امکان فروش مجدد، برای بخش قابل توجهی از خریداران جذاب باقی میمانند.
در سوی دیگر، محصولات اقتصادی سایپا مانند کوییک و ساینا بیشتر از کاهش قدرت خرید تأثیر گرفتهاند. این خودروها برای بخشی از مشتریانی که از خرید مدلهای گرانتر عقب نشستهاند، به گزینههای جایگزین تبدیل شدهاند. با این حال، افزایش قیمت آنها نیز نشان میدهد حتی پایینترین بخش بازار خودرو از فشار تورمی در امان نمانده است.
به همین دلیل، بازار دستدوم داخلی را میتوان بازاری دانست که در آن، قابلیت فروش مجدد و هزینه نگهداری گاهی از امکانات و حتی سن خودرو مهمتر شده است.
خودروهای چینی؛ جذابیت در برابر ریسک
بازار خودروهای چینی کارکرده مسیر متفاوتی را طی کرده است. افزایش قیمت خودروهای صفر چینی، ارزش نمونههای کارکرده را نیز بالا برده و در برخی مدلها، خودروهای دستدوم با قیمتهایی عرضه میشوند که تا چند سال قبل برای خودروهای صفر قابل تصور بود.
اما در این بازار، افزایش قیمت الزاماً به معنای افزایش تقاضا نیست. هزینه قطعات، نگرانی درباره تأمین برخی قطعات، کیفیت خدمات پس از فروش و میزان افت قیمت، همچنان بر تصمیم خریداران اثر میگذارد.
مدلهایی مانند جک، امویام، چری، فیدلیتی و دیگنیتی در بازار کارکرده مشتری خود را دارند، اما رفتار خریداران نسبت به آنها با محصولات سنتی ایرانخودرو و سایپا متفاوت است. خریدار خودروی چینی کارکرده بیش از گذشته به سابقه نگهداری، سلامت فنی، موجود بودن قطعات و هزینه تعمیرات توجه میکند.
در واقع، بازار چینیها در یک سال گذشته دوگانه بوده است؛ از یک طرف، رشد قیمت خودروهای صفر، ارزش نمونههای کارکرده را بالا برده و از طرف دیگر، نگرانی درباره هزینههای آینده، سرعت نقدشوندگی آنها را در برخی مدلها محدود کرده است.
خودروهای وارداتی؛ بازار کوچک اما حساس
خودروهای وارداتی کارکرده نیز بیش از هر بخش دیگری به نرخ ارز و سیاستهای وارداتی وابستهاند. افزایش نرخ ارز، هزینه جایگزینی خودرو و قطعات را بالا میبرد و همین موضوع میتواند قیمت خودروهای وارداتی موجود در بازار را افزایش دهد.
با این حال، این بازار به دلیل قیمت بالا و هزینههای نگهداری، همچنان بازاری محدود است. خودروهایی مانند کیا، هیوندای، مزدا، تویوتا و مدلهای قدیمیتر وارداتی، در صورت سلامت فنی و بدنه، مشتری خود را دارند؛ اما خریدار آنها معمولاً از طبقهای است که توان مالی بیشتری دارد و حساسیت او نسبت به هزینه تعمیرات با خریدار خودروهای اقتصادی متفاوت است.
در این بخش، افزایش قیمت میتواند حتی به کاهش معاملات منجر شود؛ زیرا هرچه خودرو گرانتر میشود، تعداد خریداران بالقوه آن نیز محدودتر خواهد شد.
جنگ و نااطمینانی؛ اثری فراتر از نرخ ارز
تأثیر تنشهای نظامی بر بازار خودرو تنها از مسیر افزایش نرخ ارز منتقل نمیشود. نااطمینانی نسبت به آینده اقتصادی، اختلال احتمالی در واردات و حملونقل، دشواری تأمین قطعات و افزایش هزینه خدمات، همگی بر رفتار خریدار اثر میگذارند.
در چنین شرایطی، خودرو از یک کالای صرفاً مصرفی فاصله میگیرد و به داراییای تبدیل میشود که خریدار هنگام انتخاب آن به امکان فروش آینده نیز توجه میکند. به همین دلیل، خودروهایی که بازار گستردهتر و نقدشوندگی بیشتری دارند، معمولاً در دورههای بیثباتی موقعیت بهتری پیدا میکنند.
این موضوع توضیح میدهد چرا در بازار دستدوم، یک خودروی قدیمی اما شناختهشده میتواند مشتری بیشتری از یک مدل جدیدتر اما کمتقاضا داشته باشد.
بازار گرانتر یا بزرگتر؟
پاسخ به این سؤال ساده نیست. از نظر ارزش اسمی، بازار خودروهای دستدوم در یک سال گذشته بزرگتر شده است. قیمت خودروها افزایش یافته، فاصله خرید خودروی صفر با کارکرده بیشتر شده و اهمیت بازار دستدوم افزایش پیدا کرده است.
اما از نظر قدرت خرید و معاملات واقعی، تصویر متفاوت است. بخشی از تقاضا به دلیل ناتوانی در خرید خودروی صفر به بازار کارکرده آمده و بخشی دیگر به دلیل افزایش قیمتها از بازار خارج شده است.
بنابراین، نمیتوان هر افزایش قیمتی را نشانه رونق دانست. بازار خودروهای دستدوم در فاصله میان دو جنگ، بیشتر از آنکه شاهد رونق کلاسیک باشد، با انتقال تقاضا، کوچک شدن قدرت خرید و افزایش اهمیت خودروهای نقدشونده مواجه شده است.
خریدار امروز بیش از گذشته به قیمت خرید، هزینه نگهداری، دسترسی به قطعات و امکان فروش خودرو فکر میکند. همین تغییر رفتار، ترکیب تقاضا را نیز تغییر داده است.
در نهایت، بازار خودروهای دستدوم در این دوره شاید از نظر اهمیت بزرگتر شده باشد، اما این بزرگتر شدن الزاماً به معنای رونق نیست. واقعیت این است که بسیاری از خریداران به این بازار نیامدهاند چون توان خرید بیشتری پیدا کردهاند؛ آنها آمدهاند چون بازار خودروی صفر برایشان دورتر از همیشه شده است.
بازار خودروهای دستدوم بین دو جنگ، بنابراین نه یک بازار کاملاً برنده است و نه بازاری شکستخورده؛ بازاری است که قیمتهایش بالا رفته، اما خریدارانش فقیرتر شدهاند.




دیدگاه ها