الزام واردکننده به ارائه برنامه؛ توهم در سایه بحران حکمرانی اقتصادی

اظهارات اخیر مدیر سامانه خودروهای وارداتی مبنی بر الزام شرکتها به ارائه برنامه واردات برای خودرو، در نگاه اول تصویری از نظم و شتاب در روند واردات را ترسیم میکند، اما برای تحلیلگران و فعالان بازار، پرسشی بنیادین باقی میماند: آیا در فضای فعلی، برنامهریزی اساساً معنا دارد، یا توهمی در سایه بحران حکمرانی اقتصادی نیست؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، هیچ تردیدی نیست که شرکتهای واردکننده، بهویژه مجموعههای قدیمی و باسابقه، در مدیریت زنجیره تأمین، پیشبینی تقاضا و برنامهریزی لجستیکی متخصص هستند. این شرکتها بهخوبی میدانند چگونه سبد محصولات خود را متناسب با نیاز بازار بچینند و فرآیندهای خرید و ترخیص را مدیریت کنند. در واقع، مشکل هیچگاه «ناتوانی در برنامهریزی» یا «کمبود تجربه» در سطح بخش خصوصی نبوده است؛ بلکه گره اصلی در جایی است که تمام این برنامهها با دیواری به نام «حکمرانی اقتصادی» برخورد میکنند.
حکمرانی اقتصادی، در واقع همان متغیری است که تمام پیشبینیهای دقیق مدیریتی را به شکست میکشاند. وقتی مدیر سامانه واردات اذعان میکند که تاکنون در سال جاری تخصیص ارزی انجام نشده است، اما برنامهریزی برای آن وجود دارد، در واقع بر تاریکترین نقطه این مسیر دست گذاشته است. برای هر مدیر باتجربهای، برنامهریزی برای واردات، بدون تضمین تخصیص ارز، چیزی جز یک «تخیل اداری» نیست. چگونه میتوان برای سبدی از خودروها برنامهریزی کرد، در حالی که ابزار اصلی اجرای آن برنامه، در هالهای از ابهام قرار دارد و دسترسی به آن تابع تصمیمات لحظهای و نوسانات پیشبینیناپذیر است؟
علاوه بر این، ابهام در آینده تفاهمات بینالمللی و تنشهای ژئوپلیتیک منطقه، ریسک برنامهریزی را به مدیران تحمیل میکند. در محیطی که هر لحظه احتمال تغییر قواعد بازی یا بروز اختلال در مسیرهای ترانزیتی وجود دارد، هرگونه برنامهریزی بلندمدت، با ریسک شکست ۱۰۰ درصدی مواجه است.
بنابراین، الزام شرکتها به ارائه برنامه به وزارت صمت، اگرچه در ظاهر تلاشی برای سازماندهی است، اما تا زمانی که حکمرانی اقتصادی نتواند محیطی پیشبینیپذیر، شفاف و پایدار، بهویژه در حوزه تخصیص ارز و قوانین گمرکی ایجاد کند، این برنامهها تنها روی کاغذ باقی خواهند ماند.
نتیجه این است که برنامهریزی، پیشنیاز موفقیت نیست، بلکه ثبات در حکمرانی، پیشنیاز تحقق هرگونه برنامه است. تنها در صورتی که ثبات اقتصادی حاکم شود و ابهامات ژئوپلیتیک به پیشبینیپذیری تبدیل گردند، میتوان از توانمندیهای مدیریتی شرکتهای باسابقه برای تحقق اهداف وارداتی استفاده کرد. در غیر این صورت، هرگونه ادعایی درباره شتاب در واردات یا کنترل قیمتها، تنها تکرار الگوهای کوتاهمدت است که هیچ گرهی از مشکلات ساختاری بازار باز نمیکند.





عالی