دانگ فنگ بازیگر هزارچهره در بازار خودروی ایران

اگر دانگ فنگ را بازیگر هزارچهره در بازار خودروی ایران بدانیم، چندان اغراق نکردهایم، چراکه این خودروساز چینی توانسته است همزمان با محصولات گوناگون در کلاسهای مختلف جای پای خود را در ایران باز کرده و محکم کند، اما فقط محصول فروخته و خبری از انتقال تکنولوژی نبوده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، صنعت خودروسازی ایران در دو دهه اخیر، فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کرده است؛ از خروج ناگهانی برندهای اروپایی در پی تحریمها تا تلاطمهای ارزی که قدرت خرید مصرفکننده را نشانه رفت. در این میان، یک نام بیش از بقیه توانست خود را با تمامی این تغییرات وفق دهد؛ دانگفنگ.
شرکتی که فعالیت خود را در ایران با کامیونهای سنگین و همکاریهای محدود آغاز کرد، امروز به چنان نفوذی دست یافته است که ردپای آن را میتوان در سبد محصولات بزرگترین خودروسازان دولتی و خصوصی کشور دید. دانگفنگ برخلاف رقبای چینی خود مانند چری، که ابتدا بر یک شریک واحد تمرکز کردند، استراتژی تعدد شرکا را برگزید؛ رویکردی که آن را به یکی از اصلیترین ستونهای بازار خودروی ایران تبدیل کرده است.
طلوع اژدها در جاده مخصوص
نخستین جرقههای حضور دانگفنگ در ایران به اواسط دهه ۱۳۸۰ مربوط می شود. در آن سالها، تمرکز این شرکت نه بر خودروهای سواری، بلکه بر بخش خودروهای تجاری و سنگین بود. سایپادیزل، که به دنبال جایگزینی برای محصولات قدیمی اروپایی و توسعه ناوگان حملونقل جادهای بود، همکاری با دانگفنگ را آغاز کرد. ورود کامیونهای سری T300 و بعدها T375 نخستین مواجهه رانندگان ایرانی با تکنولوژی این شرکت چینی بود. هرچند در ابتدا نقدهایی به کیفیت این محصولات در مقایسه با رقبایی مثل ولوو و اسکانیا وارد میشد، اما قیمت رقابتی و خدمات پس از فروش گسترده، دانگفنگ را در بخش تجاری تثبیت کرد. این دوره، مرحله شناسایی بازار برای دانگفنگ بود؛ مرحلهای که در آن غول چینی آموخت چگونه در فضای خودروسازی دولتی ایران دوام بیاورد.
ایرانخودرو؛ سکوی پرتاب به دنیای سواری
نقطه عطف واقعی دانگفنگ در بازار ایران، ورود به خطوط تولید بزرگترین خودروساز خاورمیانه، ایرانخودرو، بود. در اوایل دهه ۱۳۹۰، با تشدید تحریمها و خروج شرکای فرانسوی، ایرانخودرو با خلأ بزرگی در کلاس خودروهای اقتصادی و میانرده مواجه شد. در این مقطع، دانگفنگ با محصولی به نام H30 Cross وارد میدان شد. این خودرو یک ویژگی استراتژیک داشت: بهرهگیری از پیشرانه TU5 پژو و پلتفرمی که با محصولات پژو-سیتروئن (PSA) قرابت داشت.
دانگفنگ بهواسطه جوینتونچر گسترده با پژو در چین، دانش فنی لازم برای تولید محصولاتی را داشت که با زیرساختهای مهندسی ایرانخودرو سازگار بود. اچ سی کراس بهرغم طراحی نهچندان مدرن، به دلیل قیمتگذاری هوشمندانه، گیربکس اتوماتیک (آیسین) و اشتراک قطعات فنی با خانواده پژو، به سرعت به یکی از پرفروشترین خودروهای مونتاژی ایران تبدیل شد. این موفقیت، نام دانگفنگ را از یک برند کامیونساز به یک برند عمومی در ذهن خانوادههای ایرانی ارتقا داد.
چرا دانگفنگ تنوع طلب بود؟
یکی از تحلیلهای کلیدی در مورد حضور دانگفنگ در ایران، هوشمندی مدیریتی این شرکت در عدم انحصار است. برخلاف برندهایی مثل رنو یا پژو که قراردادهای انحصاری با یکی از دو قطب خودروسازی ایران داشتند، دانگفنگ با زیرکی تمام، خود را به عنوان تأمینکننده آزاد معرفی کرد. این شرکت همزمان که با ایرانخودرو کار میکرد، باب جدید همکاری با گروه بهمن، آرین موتور، فردا موتورز و حتا سایپا را باز کرد.
این رویکرد چند مزیت استراتژیک برای دانگفنگ داشت: نخست، ریسک ناشی از تغییرات سیاسی و مدیریتی در ایران را به حداقل رساند، دوم، اجازه داد محصولاتاش در کلاسهای مختلف قیمتی به بازار عرضه شوند بدون آنکه تصویر برند در یک بخش خاص قفل شود، سوم، رقابتی را میان خودروسازان داخلی برای جذب محصولات برتر این شرکت ایجاد کرد که در نهایت منجر به سهمخواهی بیشتر دانگفنگ از کل بازار ایران شد.
عصر دیگنیتی و لاماری
از اواخر دهه ۱۳۹۰، دانگفنگ وارد فاز جدیدی از حضور در ایران شد: برندسازی مجدد از طریق کیفیت و طراحی. با ورود خودروهایی مانند دیگنیتی (Dignity) توسط گروه بهمن، که در واقع همان دانگفنگ Fengon ix5 است، ذهنیت عمومی نسبت به خودروهای چینی شروع به تغییر کرد. دیگنیتی با طراحی کوپه کراساوور و امکانات رفاهی مدرن توانست بخشی از مشتریانی را که پیشتر به دنبال خرید خودروهای دستدوم کرهای یا ژاپنی بودند، به سمت خود بکشد.
مدتی بعد، آرین موتور با معرفی لاماری ایما (T5 Evo)، که محصولی از زیرمجموعه فورثینگ (Forthing) دانگفنگ است، استانداردهای طراحی خودروهای چینی را در ایران جابهجا کرد. موفقیت خیرهکننده لاماری در بازار نشان داد که دانگفنگ پتانسیل بالایی در تولید محصولات با زبان طراحی جهانی دارد. در این مرحله، دانگفنگ دیگر نه یک جایگزین ارزانقیمت، بلکه به عنوان یک صاحب سبک و استایل در بازار ایران شناخته شد.
سلطه بر ناوگان تجاری؛ از کامیون تا پیکاپ
درحالیکه، خودروهای سواری دانگفنگ در حال فتح خیابانها بودند، این شرکت بخش تجاری و کار را نیز رها نکرد. همکاری با سایپادیزل در تولید کشندههای مدرن سری KX مانند KX480 که با استانداردهای آلایندگی روز مطابقت داشتند، جایگاه این برند را در حملونقل جادهای تثبیت کرد. همچنین ورود به بازار پیکاپها با محصولاتی مانند کاپرا (در نسخههای جدیدتر) و همکاری با شرکتهایی نظیر زامیاد و بهمن دیزل، نشان داد که دانگفنگ قصد دارد از تمام پتانسیلهای صنعتی ایران بهرهبرداری کند. تنوع محصولات دانگفنگ در بخش تجاری، از کامیونتهای ۶ تُن تا کشندههای فوق سنگین، این شرکت را به شریک استراتژیک وزارت راه و شهرسازی در نوسازی ناوگان فرسوده تبدیل کرده است.
بازی با کارت فردا موتورز
یکی دیگر از اضلاع قدرت دانگفنگ در ایران، همکاری با خودروسازان کوچکتر خصوصی مانند فردا موتورز است. عرضه کراساوورهایی نظیر SX5 و T5 تحت برند FMC، به دانگفنگ اجازه داد در لایههای زیرین بازار نیز نفوذ کند. این خودروها که اغلب با شرایط فروش اقساطی و منعطف عرضه میشدند، دسترسی طبقه متوسط به خودروهای شاسیبلند را تسهیل کردند. دانگفنگ با این کار نشان داد که برای هر سلیقه و هر سطح درآمدی در ایران، یک گزینه در آستین دارد.
نیمه تاریک ماه
با وجود موفقیتهای خیرهکننده، حضور دانگفنگ در ایران بدون چالش نبوده است. یکی از اصلیترین انتقادها، آشفتگی برند است. از آنجا که محصولات دانگفنگ با نامهای مختلف (دیگنیتی، لاماری، فردا، شاینمکس و…) و توسط شرکتهای گوناگون عرضه میشوند، مشتری در شناسایی هویت اصلی خودرو دچار سردرگمی میشود. این موضوع در بلندمدت میتواند به خدمات پس از فروش و تأمین قطعات آسیب بزند، چراکه شبکه خدمات این شرکتها از یکدیگر جداست.
علاوه بر این، وابستگی شدید صنعت خودروی ایران به قطعات و مجموعههای دانگفنگ، نوعی مونوپولی پنهان ایجاد کرده است. اگر به هر دلیلی روابط تجاری ایران و چین یا سیاستهای داخلی دانگفنگ تغییر کند، بخش بزرگی از زنجیره تولید در چندین خودروساز داخلی بهطور همزمان فلج خواهد شد.
چشمانداز الکتریکی؛ پایان یا آغاز؟
با نگاهی به آینده، به نظر میرسد دانگفنگ اسب خود را برای پیشتازی در بازار خودروهای برقی ایران زین کرده است. معرفی شاینمکس (Shine Max) در نسخههای بنزینی و هیبریدی توسط ایرانخودرو و مذاکرات برای ورود خودروهای برقی این برند به ناوگان تاکسیرانی کلانشهرها، نشان از تغییر فاز دوباره دانگفنگ دارد. این شرکت که در چین یکی از پیشروان تکنولوژی برقی است، قصد دارد ایران را به آزمایشگاه بزرگی برای محصولات نوین خود در منطقه تبدیل کند.
دانگفنگ به خوبی میداند که دولت ایران تحت فشار برای کاهش مصرف سوخت و آلودگی هواست؛ بنابراین، ارائه پلتفرمهای برقی و هیبریدی، تضمینکننده تداوم حضور این شرکت در دهههای آتی خواهد بود.
دانگفنگ؛ فراتر از یک خودروساز
بررسی تاریخچه حضور دانگفنگ در ایران نشان میدهد این شرکت فراتر از یک فروشنده خودرو، به یک «تأمینکننده پلتفرم و راهکار» تبدیل شده است. از همکاری با غولهای جاده مخصوص تا مشارکت با شرکتهای بخش خصوصی، دانگفنگ توانسته است از تهدید تحریمها به عنوان یک فرصت طلایی برای تسخیر بازار ایران استفاده کند.
امروز دانگفنگ در ایران تنها یک برند نیست، بلکه نمادی از دوران گذار صنعت خودروی کشور از وابستگی به غرب به سمت مشارکت با شرق است. هرچند نقدهایی به کیفیت برخی محصولات یا پراکندگی شرکا وارد است، اما نمیتوان کتمان کرد که بدون حضور دانگفنگ، چرخهای صنعت خودرو و حملونقل جادهای ایران در سالهای اخیر به سختی میچرخید. آینده این برند در ایران، در گرو چگونگی مدیریت خدمات پس از فروش و انتقال واقعی تکنولوژی در حوزه خودروهای برقی خواهد بود. دانگفنگ اکنون در اوج قدرت است. این قدرت شاید در حال حاضر به رغم تحمیل هزینه های گزاف و کلان به صنعت خودروسازی ایران و در اصل مصرف کننده در هر صورت مانع خاموشی چراغ تولید شده، اما آینده را در ابهام فرو برده است. شرکای چینی نشان دادهاند که سودآوری برای آنها حرف اول را میزند؛ بارها این موضوع را ثابت کردهاند. با این حال، سیاستهای ایران بهگونهای بوده است که هرروز بیشتر از دیروز در باتلاق خودروسازی چین فرو میرویم.





سلام به یک قسمت مهم اشاره نکردید اونم سه مدل نیسان که پارس خودرو در اوایل دهه هشتاد آورد یعنی رونیز و سرانزا و ماکسیما از نیسان ژاپن نبودن و از نیسان دانگ فنگ چین بودن رونیز که عینا همون پالادین (نسخه چینی نیسان اکسترا) بود سرانزا هم پلتفرم مشترک نیسان و دانگ فنگ بود که توی وانت ریچ هم استفاده شد بعدا ماکسیما هم اون مدلش در برخی بازارها مثل خود ژاپن اسمش سفیرو بود و در برخی بازارهای دیگه مثل اروپا و استرالیا و البته چین اسمش ماکسیما qv بود
حرف حساب و منطقی از طرف دلسوزان واقعی کشور (مانند نویسنده محترم این مقاله) مطرح میشود اما سران کشور اصرار بر نفهمیدن دارند