تلاشهای نافرجام کامیون سازان ملی؛ از آریا تا آذر

در دوران اوج امید به نوسازی ناوگان باری کشور، دو محصول جدید روی میز قرار گرفتند، آریا از ایرانخودرو دیزل و آذر از زامیاد. هر دو آمده بودند که چهره قدیمی جادهها را تغییر دهند، اما خود بسیار زودتر از آنچه تصور میشد از صحنه کنار رفتند.
در تاریخ صنعت حمل و نقل ایران، نام هایی وجود دارد که نهتنها بخشی از جادهها، بلکه بخشی از حافظه جمعی مردم شدهاند. بنز مایلر و نیسان آبی از جمله همین نامها هستند، وسایلی که دههها بدون تغییر جدی، مسیرها را درنوردیده و بار اقتصاد کشور را بر شانههای آهنی خود کشیدهاند. هیچ رانندهای نیست که از آنها خاطرهای نداشته باشد، از صدای خاص موتورشان در دل شب گرفته تا نقش بزرگشان در رساندن بار و کالا به دورترین نقاط کشور.
با این حال، هرچند این دو محصول به نمادهای پایداری و دوام تبدیل شدهاند، اما همیشه پرسش مهمی در ذهن کارشناسان و فعالان صنعت خودرو باقی مانده است: آیا میتوان بر پیکره محصولات نیم قرن پیش، جامهای نو پوشاند و آنها را با نیازهای دنیای امروز هماهنگ کرد؟ آیا زمان آن نرسیده بود که برای این قهرمانان جاده، نسلی تازه خلق شود و تکنولوژیهای مدرن جایگزین طراحیهای قدیمی گردد؟
ایدههای نا فرجام!

در سالهایی نهچندان دور، هنگامی که زمزمههای نوسازی ناوگان باری در فضای صنعتی کشور شدت گرفته بود دو خودروساز بزرگ ایران تصمیم گرفتند پاسخی عملی به این پرسش بدهند. ایرانخودرو دیزل و زامیاد هر یک به شیوهای متفاوت، پروژههایی را آغاز کردند که هدف آنها زندهکردن هویت تازهای برای محصولات کلاسیک و ماندگارشان بود. نتیجه این تلاشها تولد دو نام شد: آریا و آذر، دو پروژهای که قرار بود نقطه آغاز دوران تازهای باشند.
ایدههای نخستین، پر از امید و شور بودند، مهندسان و طراحان با اشتیاق فراوان روی آن کار کردند. رسانهها از آن استقبال کردند و بسیاری انتظار داشتند که این دو محصول بتوانند سرآغاز تحولی مهم در ساختار حمل و نقل کشور باشند. اما سرنوشت این داستان، آنگونه که انتظار میرفت پیش نرفت.
آریا و آذر هرچند با اهداف بزرگ پا به صحنه گذاشتند، اما مسیرشان کوتاه و سرنوشتشان آرام و خاموش بود. این دو خودرو، بهجای آنکه طلایهداران یک تحول بزرگ باشند، به تجربههایی نیمهتمام تبدیل شدند. تجربههایی که بیشتر از آنکه نقطه عطف باشند، امروز همچون پاورقیهای فراموش شده در کتاب تاریخ خودروسازی کشور دیده میشوند.
آریا؛ تلاش ایران خودرو دیزل برای آفرینش نسلی تازه

کامیونهای سری L مرسدس بنز که در دهه ۵۰ میلادی متولد شدند بهسرعت جای خود را در بازارهای درحالتوسعه پیدا کردند. استحکام مثال زدنی، قابلیت تعمیر آسان و توان حمل بار مناسب سبب شد این کامیونها در سراسر جهان به محصولی قابل اعتماد تبدیل شوند.
در ایران، مونتاژ این سری از سال ۱۳۳۸ آغاز شد و نسلهای مختلفی از مدلهای ۱۹۲۱، ۹۱۱ و ۲۶۲۴ طی سالهای بعد به خطوط تولید خاور، که امروز ایرانخودرو دیزل نام دارد راه یافتند. این کامیونها آن قدر در ایران جا افتاده و محبوب شدند که نام مایلر برای همیشه با آنها گره خورد و بسیاری از رانندگان، آنها را تنها با همین نام میشناسند.
با گذشت سالها و افزایش انتظارات از صنعت حمل و نقل، نیاز به نوسازی و ایجاد یک جانشین مدرن احساس میشد. اولین تلاش جدی ایران خودرو دیزل برای این کار با معرفی نمونهای به نام سهند صورت گرفت. ظاهری اندکی تازه روی پیکرهای قدیمی، سهند هرگز از مرحله ساخت نمونه اولیه فراتر نرفت و تنها به عنوان طرحی آزمایشی باقی ماند.
در پروژه آریا، شرکت تصمیم گرفت کاری فراتر از یک بازطراحی ساده انجام دهد. کابین کامیون فراز که نسل جدیدی از کشندههای هوو محسوب میشد، با تغییراتی برای هماهنگی بیشتر با بازار ایران، بر شاسی واگن هود نصب شد. حاصل این تلفیق کامیونی بیدماغ بود که هویت تازهای به خود گرفته بود اما همچنان از شاسی و پیشرانه شناخته شده سری L بهره میبرد.
آریا در نسخههای تک محور و جفت محور با کدهای ۱۹۲۴ و ۲۶۲۴ معرفی شد و مدلهای باری و کمپرسی آن نیز قابل سفارش بود. این کامیون جدید از نظر رفاه و تجهیزات داخلی، گامی بزرگ نسبت به نسل قدیمی محسوب میشد. فضای اتاق آن بزرگتر، طراحی آن مدرنتر و امکاناتی مانند کولر، بخاری درجا و حتی خوابگاه در برخی نسخهها، استانداردهایی را ارائه میداد که در کامیونهای کلاسیک بنز خبری از آنها نبود.
با وجود تمام این ویژگیها، سرنوشت آریا برخلاف ظاهر نوید بخشش رقم خورد. این کامیون در سال ۱۳۹۰ وارد بازار شد و از پاییز ۱۳۹۲ به تولید انبوه رسید اما تنها پس از عرضه تعداد محدودی، بیآنکه توضیحی رسمی درباره علت توقف تولید منتشر شود، از خط کنار رفت. پروژهای که میتوانست سرآغاز تحولی مهم باشد، ناگهان در سکوت به پایان رسید و جایگزینی برای میراث مایلر معرفی نشد.
آذر؛ جانشین بد شانس نیسان آبی!

نیسان آبی یکی از شناخته شدهترین خودروهای تاریخ ایران است. این وانت در اصل نسل سوم نیسان جونیور بود که سال ۱۹۷۰ معرفی شد و تنها یک سال بعد در ایران به تولید رسید. از آن زمان، این خودرو به چنان محبوبیتی دست یافت که عملاً به یکی از پایههای اصلی حمل و نقل سبک کشور تبدیل شد.
دلیل این محبوبیت، استحکام بالا، تعمیرپذیری آسان و هزینه نگهداری کم بود. پس از خرید زامیاد توسط سایپا، تولید جونیور همچنان ادامه یافت و با وجود تغییرات محدود، نسل پایهای آن بدون تحول جدی باقی ماند.
در اوایل دهه ۱۳۸۰، زامیاد تصمیم گرفت چهرهای نو برای این وانت کهنهکار طراحی کند. نتیجه این تصمیم، محصولی بود با نام آذر، خودرویی بیدماغ که از کابینی متفاوت بهره میبرد. اتاق این خودرو شباهت زیادی به کامیونتهای کب استار داشت و با قرار گرفتن روی شاسی نیسان آبی، تصویری کاملاً متفاوت از این وانت قدیمی ارائه میکرد.
آذر نه تنها طراحی متفاوتی داشت، بلکه فضای بار نیز در آن بهمراتب بزرگتر و کارآمدتر شده بود. همین ویژگی آن را از نیسان آبی متمایز میکرد و میتوانست کاربردهای گستردهتری داشته باشد. با این حال، هنوز از همان پیشرانه ۲.۴ لیتری استفاده میکرد و همین موضوع باعث میشد بسیاری از خریداران درباره توان واقعی آن برای ایفای نقش یک کامیونت تردید داشته باشند.
با وجود قیمت کمتر نسبت به نیسان وانت، فروش آذر هیچگاه از حد متوسط فراتر نرفت. انتقال خط تولید به شرکت آذهایتکس نیز تغییر چندانی در سرنوشت این محصول ایجاد نکرد و نهایتا آذر نیز همانند آریا، در سکوت کامل کنار گذاشته شد و از بازار حذف گردید.





آریا رو از عمد کنار گذاشتن
چون نمیخواستند رفاه رانندگی برای جامعه رانندگان ایران به وجود بیاد
شاید این نظر رو بچگانه بدونید
ولی با دو سوال به این نتیجه میرسید
در تولید کامیون آریا موتور و گیربکس هیچ مشکل تامین وجود نداشت.. فقط قالب بدنه و قالب قطعات داخل کابین هست که تهیه این قالب کاری نداره
مثال امروزی: موتور تیبا رو حاضر نیستند ۱۶ سوپاپ کنند..مشکل تولید ندارند وقتی موتور شاهین ۱۶ سوپاپ میسازند و حتی نمونه موتور ۱۶ سوپاپ تیبا هم ساختند…
دلیل اینکه تجاری سازی نمیکنن؟؟! این هست که همیشه باید یه ماشین مزخرف و ایراد دار تحویل مردم بدن که واسه مردم انگیزه ایجاد کنند ۲ برابر بیشتر پول بدن که ماشین به ظاهر رفع ایراد شده رو از همون کارخانه بخرند