واکنش بازار خودرو به آتشبس با چاشنی موشک

بازار خودرو در ایران همواره نقشی فراتر از یک بازار مصرفی داشته است؛ این بازار، نبض تپنده و دماسنج دقیق تنشهای ژئوپلیتیک است. هر چند این بازار هنوز در سایه آتشبس نفس میکشد، اما پیرو تبادل آتش باید دید که واکنش بازار خودرو به آتشبس با چاشنی موشک چه خواهد بود؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بازار خودرو در وضعیتی متناقض قرار گرفته است: آتش در خرمن قیمتها از یک سو و زمزمههای مذاکره و آتشبس از سوی دیگر. در این میان این پرسش مطرح است که در میانه شلیک موشکها و چرخشهای دیپلماتیک، فرمان بازار خودرو به کدام سو میچرخد؟
تبدیل شوک موشکی به شوک ارزی
نخست باید پذیرفت که شوک موشکی، بلافاصله به شوک ارزی و سپس به هراس کالایی تبدیل میشود. در لحظاتی که خبر تبادل آتش تیتر اول رسانههاست، خودرو در ذهن مصرفکننده ایرانی از یک وسیله نقلیه به یک پناهگاه دارایی تغییر ماهیت میدهد. تجربه دهههای اخیر نشان داده است که با هر شلیک، قیمتها در بازار خودرو جهشی چندپلهای را تجربه میکنند. علت ساده است؛ هراس از بیارزش شدن پول ملی و قفل شدن مرزها.
در شرایط فعلی که آتش به خرمن قیمتها افتاده، حتا خبر احتمال مذاکره نیز نتوانسته است ترمز این قطار از ریل خارج شده را بکشد، چراکه بازار بیش از آنکه به وعدههای دیپلماتیک اعتماد داشته باشد، به واقعیت سخت میدان چشم دوخته است.
اما متغیرِ تعیینکننده و هولناکی که در این میان نباید نادیده گرفته شود، محاصره دریایی و تداوم تحریمهاست. حتا اگر فرض کنیم آتشبس موقتی برقرار شود و موشکها در لانچرها آرام بگیرند، جادههای تجارت همچنان مسدودند. محاصره دریایی یعنی قطع شریان ورود قطعات و مواد اولیه؛ یعنی توقف واقعی تولید زیر سایه شعارهای همیشگی. بازار خودرو به خوبی درک کرده است که آتشبس نظامی الزماً به معنای آتشبس اقتصادی نیست. تا زمانیکه تحریمها و محاصره به قوت خود باقیست، عرضه به بازار قطرهچکانی خواهد بود و هرگونه کاهش قیمت ناشی از اخبار مذاکره، تنها یک تله قیمتی یا نوسانی کوتاهمدت است.
از سوی دیگر، منطقه ملتهب است و این التهاب، هزینه فرصت و ریسک سرمایهگذاری را در صنعت خودرو به شدت بالا برده است. در فضای جنگی، سرمایهها به سمت نقدشوندگی بالای ارز و طلا حرکت میکنند، اما خودرو به دلیل انحصار و محدودیت عرضه در ایران، همچنان جذابیت خود را حفظ کرده است. تضاد عجیبی در جریان است؛ دیپلماتها از میز مذاکره سخن میگویند، در حالیکه رادارهای نظامی از رهگیری موشکها خبر میدهند. این بلاتکلیفی، بازار را در وضعیت کما قرار نداده، بلکه آن را به سمت گرانی تهاجمی برده است. فروشندگان از بیم آینده نمیفروشند و خریداران از ترس گرانی بیشتر هجوم میآورند.
اکنون بازار خودرو در خط مقدم دیپلماسی قرار دارد. واکنشی که شاهد آن هستیم، واکنشی به عدم قطعیت است. حتا اگر آتشبسی با چاشنی موشک شکل بگیرد، تا زمانیکه محاصره دریایی لغو نشود و «واقعگرایی اقتصادی» جایگزین «بازیهای سیاسی» نگردد، قیمتها پایین نخواهند آمد. بازار خودرو به مرحلهای رسیده است که دیگر با خبردرمانی تسکین نمییابد.
واقعیت گزنده این است که موتور قیمتها با سوخت ترس از آینده روشن مانده است و تا زمانیکه سایه سنگین تقابل نظامی و تحریم بر سر اقتصاد باشد، حتا آتشبس هم تنها به معنای فرصتی برای نفسگیری قیمتها پیش از جهش بعدی خواهد بود. در این میان، مصرفکننده واقعی، تنها تماشاچی درماندهای است که میبیند چگونه رؤیای خرید یک خودروی ساده، در میانه آتشبازی قدرتها دود میشود و به هوا میرود.





دیدگاه ها