آسفالت تهران هم قربانی جنگ می‌شود / تعمیر خیابان‌ها هزینه غیرضروری نیست

مهدی چمران
مهدی چمران

خیابان‌های تهران هنوز از چاله‌ها و ترک‌های خیابان‌هایش خلاص نشده و با این حال، آسفالت هم در فهرست هزینه‌های «غیرضروری» قرار گرفته است و به نظر می‌رشد شهرداری و شورای شهر به دنبال آن هستند که به بهانه جنگ، بهسازی معابر را متوقف کنند.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، رئیس شورای شهر تهران گفته است اگر هزینه‌های ناشی از جنگ ادامه پیدا کند، مدیریت شهری ناچار خواهد بود برخی پروژه‌ها از جمله جدول‌سازی، رنگ‌آمیزی و حتی آسفالت‌ریزی‌های «غیرضروری» را از بودجه حذف کند و منابع را به اولویت‌های ضروری اختصاص دهد. این سخن، در نگاه اول شاید منطقی به نظر برسد؛ هر بودجه‌ای محدود است و در شرایط بحرانی، اولویت‌بندی اجتناب‌ناپذیر.

اما یک سؤال ساده وجود دارد که آسفالت‌ریزی در تهران دقیقاً از چه زمانی غیرضروری محسوب می‌شود؟

وقتی شهروند هر روز با چاله‌ای تازه، ترک‌های طولی، نشست آسفالت، دریچه‌های فرورفته و خیابان‌هایی مواجه است که عبور از آنها بیشتر شبیه آزمون مهارت رانندگی است تا رفت‌وآمد شهری، صحبت از حذف «آسفالت‌ریزی غیرضروری» بیشتر از آنکه آرامش‌بخش باشد، نگران‌کننده است.

رئیس شورای شهر تهران در واکنش به انتقادها درباره وضعیت نامناسب آسفالت پایتخت گفته است این مسئله را قبول ندارد. این در حالی است که حتی آمارهای خود مدیریت شهری نشان می‌دهد تهران برای رسیدن به وضعیت مطلوب آسفالت، هنوز مسیر طولانی در پیش دارد. طبق اعلام مسئولان شهری، سالانه چندین میلیون تن آسفالت در تهران تولید و اجرا می‌شود و با این وجود این حجم امکان آسفالت و نوسازی درصد کمی از معابر را ایجاد می‌کند و پاسخگوی نیاز شهر نیست.

حالا سؤال اینجاست که شهری با چنین حجم عظیمی از شبکه معابر، اگر همین عملیات نگهداری و ترمیم را هم کاهش دهد، قرار است چند سال بعد با چه هزینه‌ای دوباره به سراغ همین خیابان‌ها برود؟

حذف آسفالت امروز، هزینه چندبرابری فردا

آسفالت هم مانند بسیاری از زیرساخت‌ها یک ویژگی مهم دارد؛ تأخیر در تعمیر، هزینه تعمیر را کاهش نمی‌دهد؛ معمولاً آن را چند برابر می‌کند.

یک ترک کوچک، اگر به‌موقع ترمیم نشود، با نفوذ آب و تکرار چرخه‌های گرما و سرما می‌تواند گسترش پیدا کند. یک خرابی سطحی می‌تواند به لایه‌های زیرین برسد. یک چاله کوچک ممکن است به تخریب گسترده‌تر سطح خیابان منجر شود.

در آن مرحله ممکن است نیاز به تراش، زیرسازی و اجرای چند لایه جدید باشد. بنابراین، حذف آسفالت‌ریزی ضروری، اگر به معنای حذف نگهداری پیشگیرانه باشد، صرفه‌جویی نیست؛ انتقال هزینه از امروز به آینده است. با این تفاوت که هزینه آینده معمولاً سنگین‌تر خواهد بود.

این هزینه را چه کسی می‌پردازد؟

راننده‌ای که هر روز از خیابان‌های پر از چاله عبور می‌کند، هزینه آن را در خرابی لاستیک، آسیب رینگ، فرسودگی جلوبندی، خرابی کمک‌فنر و افزایش هزینه تعمیر خودرو می‌پردازد. راننده موتورسیکلت با خطر بیشتری مواجه است. یک چاله در مسیر خودرو شاید فقط باعث ضربه به سیستم تعلیق شود، اما برای موتورسوار می‌تواند خطر سقوط ایجاد کند.

در نهایت، هزینه‌ای که شهرداری امروز برای نگهداری معبر پرداخت نمی‌کند، ممکن است فردا از جیب شهروندان برای تعمیر خودرو، پرداخت خسارت و تحمل زمان بیشتر در ترافیک پرداخت شود.

این همان بخش فراموش‌شده ماجراست: وقتی یک نهاد عمومی از هزینه نگهداری زیرساخت کم می‌کند، هزینه الزاماً از بین نمی‌رود؛ فقط به جای دیگری منتقل می‌شود.

جنگ نباید به چک سفیدامضا برای حذف نگهداری شهر تبدیل شود

هیچ‌کس منکر شرایط دشوار اقتصادی و ضرورت مدیریت منابع در شرایط بحرانی نیست. جنگ هزینه دارد و ممکن است منابع عمومی را به سمت نیازهای فوری و حیاتی سوق دهد.

اما استفاده از عنوان «هزینه‌های جنگ» نباید به معنای آن باشد که هر هزینه‌ای را می‌توان از فهرست خدمات ضروری حذف کرد.

ایمنی شهروندان، بدون تردید اولویت دارند. اما ایمنی فقط در ساختمان‌های مقاوم یا تجهیزات بحران خلاصه نمی‌شود. خیابان ناایمن، معبر تخریب‌شده و آسفالتی که خطر تصادف ایجاد می‌کند نیز بخشی از مسئله ایمنی شهری است.

به‌خصوص در شهری مانند تهران که بخش بزرگی از جابه‌جایی روزانه مردم با خودرو و موتورسیکلت انجام می‌شود.

اگر قرار است پروژه‌های غیرضروری حذف شوند، نخست باید روشن شود کدام پروژه‌ها واقعاً غیرضروری‌اند. آسفالت یک خیابان سالم شاید غیرضروری باشد؛ اما ترمیم معبری که هر روز به خودرو و شهروند آسیب می‌زند، نمی‌تواند در همان دسته قرار بگیرد.

مسئله، اولویت‌بندی است

در تهران، هر سال پروژه‌های مختلفی اجرا می‌شود. برخی پروژه‌ها در زندگی روزمره شهروندان اثر مستقیم دارند و برخی دیگر ممکن است بیشتر جنبه توسعه‌ای، نمایشی یا بلندمدت داشته باشند.

در شرایط محدودیت منابع، سؤال اصلی این نیست که آیا باید صرفه‌جویی کرد یا نه. سؤال این است که کدام هزینه باید اول حذف شود؟

آیا نگهداری معابر باید پیش از پروژه‌هایی قرار گیرد که اثر فوری بر ایمنی و زندگی روزانه مردم ندارند؟ آیا شهروندی که هر روز برای عبور از یک خیابان خراب هزینه می‌دهد، باید تا زمان بهبود شرایط اقتصادی منتظر بماند؟

این همان جایی است که «اولویت‌بندی» باید از یک شعار کلی به یک تصمیم شفاف تبدیل شود. مردم حق دارند بدانند چه پروژه‌ای حذف می‌شود، چرا حذف می‌شود و هزینه این تصمیم در نهایت به چه کسی منتقل خواهد شد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.