بازار خودرو ایران معلق در جنگ و صلح

بازار خودرو ایران در یکی از مبهمترین و پرتنشترین مقاطع خود ایستاده است؛ بازاری که نه مسیر صعودش قطعی است و نه سقوطش، اما بهشدت مستعد انفجار است. این بازار امروز بیش از هر زمان دیگری قربانی بلاتکلیفی سیاسی و اقتصادی است؛ بلاتکلیفیای که ریشه آن را باید در تنشهای فزاینده منطقهای و مذاکرات نیمهجان ایران و آمریکا جستوجو کرد.
سیاست، موتور محرک قیمتها
در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم بالا، کاهش قدرت خرید و بیثباتی ارزی دستوپنجه نرم میکند، بازار خودرو عملاً از منطق اقتصادی جدا شده است. دیگر نه عرضه و تقاضا تعیینکنندهاند و نه هزینه تولید. هر سیگنال سیاسی، هر خبر از میز مذاکره یا هر تهدید دیپلماتیک، مستقیماً روی قیمت خودرو اثر میگذارد.
با انتشار اخبار مثبت از مذاکرات، بازار وارد فاز انتظار میشود؛ معاملات کاهش مییابد، فروشندگان عقبنشینی میکنند و قیمتها بهطور مصنوعی ثابت میمانند. اما این سکون، شکننده است. تجربه نشان داده است که با کوچکترین خبر منفی یا نشانهای از بنبست سیاسی، بازار خودرو بهسرعت واکنش نشان میدهد و وارد مدار افزایش قیمت میشود.
مذاکرات ایران و آمریکا؛ متغیر تعیینکننده
مذاکرات ایران و آمریکا، خواه مستقیم یا غیرمستقیم، به متغیر اصلی بازار خودرو تبدیل شده است. فعالان بازار بهخوبی میدانند که نتیجه این مذاکرات میتواند مسیر آینده را تغییر دهد. در سناریوی توافق، کاهش فشار تحریمها میتواند امکان واردات، افزایش رقابت و کاهش انتظارات تورمی را فراهم کند. با این حال، حتی در خوشبینانهترین حالت نیز اثرات توافق فوری و عمیق نخواهد بود.
در مقابل، شکست مذاکرات یا تشدید تنشهای سیاسی بهمعنای ادامه محدودیتها، افزایش نرخ ارز و تداوم انحصار در صنعت خودرو است؛ شرایطی که مستقیماً به افزایش قیمتها و تشدید سوداگری منجر میشود.
افزایش تنشها و رفتار هیجانی بازار
همزمان با روند فرسایشی مذاکرات، افزایش تنشهای سیاسی و امنیتی در منطقه، فضای بازار خودرو را ملتهبتر کرده است. در چنین شرایطی، خودرو بیش از آنکه کالای مصرفی باشد، به ابزار حفظ ارزش دارایی تبدیل شده است. این تغییر کارکرد، تقاضای غیرمصرفی را تقویت کرده و بازار را از مسیر طبیعی خود خارج کرده است.
رفتار هیجانی بازار، نتیجه مستقیم نبود چشمانداز روشن سیاسی و اقتصادی است؛ وضعیتی که هر لحظه میتواند به شوک قیمتی جدید منجر شود.
نقش دولت؛ مدیریت یا انفعال؟
در این میان، نقش دولت همچنان محل سؤال است. سیاستهای کوتاهمدت، قیمتگذاری دستوری و وعدههای تکراری برای افزایش تولید یا واردات، نتوانستهاند آرامش پایدار به بازار بازگردانند. تا زمانی که تکلیف سیاست خارجی، نظام ارزی و ساختار صنعت خودرو مشخص نشود، ابزارهای دستوری کارایی محدودی خواهند داشت.
جمعبندی؛ بازاری در آستانه تصمیم سیاسی
بازار خودرو ایران امروز در نقطهای حساس قرار دارد؛ نقطهای میان جنگ و صلح. نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا و سطح تنشهای سیاسی، تعیین خواهد کرد که این بازار به سمت ثبات نسبی حرکت کند یا با موج جدیدی از افزایش قیمت و التهاب روبهرو شود.
تا آن زمان، بازار خودرو همچنان بازاری پرریسک، ناپایدار و وابسته به سیاست باقی خواهد ماند؛ بازاری که آینده آن نه در خطوط تولید، بلکه در تحولات دیپلماتیک رقم میخورد.
دیدگاه ها