جنون مصرف بنزین؛ مقصر کیست، مردم یا حکومت؟

آمارهای رسمی یک دهه اخیر، از سال ۱۳۹۵ تا دومین ماه سال ۱۴۰۵، پرده از حقیقتی هولناک برمیدارد؛ مصرف روزانه بنزین در ایران از حدود ۷۴ میلیون لیتر به ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده است. این یعنی جهشی ۸۰ درصدی در کمتر از ۱۰ سال. دلیل این رشد سرسام آور و هجوم برای سوزاندان کشور چیست؟ در این جنون مصرف بنزین مقصر کیست، مردم یا حکومت؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، افزایش مصرف بنزین تا ۱۳۵ میلیون لیتر و کسری روازنه ۲۵ میلیون لیتری، از آن جنس خبرهای ترسناکی است که حتا در میانه تنشهای منطقهای، شدت گرفتن تهدیدها و انواع و اقسام بحران نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
در نگاه اول، انگشت اتهام همواره به سمت «فرهنگ مصرف مردم» نشانه رفته است، اما با کالبدشکافی این فاجعه ملی، پرسشی کلیدی رخ مینماید: آیا مردم مقصرند یا سیاستگذارانی که کشور را در بنبست انرژی گرفتار کردهاند؟
آدرس غلط؛ مردم یا ساختارهای فرسوده؟
سیاستگذاران سالهاست که پشتِ کلیدواژه اسراف پنهان شدهاند تا از پاسخگویی فرار کنند، اما واقعیت این است که مردم ایران نه عاشق سوزاندن بنزین، بلکه «گروگان» تصمیمهای اشتباه هستند. وقتی ناوگان حملونقل عمومی در کلانشهرها به گل نشسته، مترو با کمبود واگن دستبهگریبان است و اتوبوسرانی به خاطرهای دور تبدیل شده است و اگر شهروندی بنا به هر علتی چارهای جز استفاده از حملونقل عمومی با اعمال شاقه را ندارند، برای جابهجایی جز پناه بردن به خودروی شخصی چاره دیگر باقی میماند؟
میراث شوم مدیران؛ ناترازی عقلانیت
در این میان، جدیترین و تندترین انتقادها به بدنه سیاست گذاری و مدیریتی کشور وارد است. همانهایی که با بستن درهای واردات و ایجاد انحصار، مردم را مجبور به استفاده از خودروهای داخلی کردهاند که در هر ۱۰۰ کیلومتر، دو برابر استانداردهای جهانی بنزین میبلعند. مقصر واقعی آن مدیرانی هستند که طرح نوسازی و اسقاط خودروهای فرسوده را در پیچوخم بوروکراسی خفه کردهاند و امروز میلیونها بمب مصرف سوخت در خیابانها تردد میکنند. آنهایی که سالها فرصت طلایی کاهش مصرف و بهبود موتور خودروها و حتا ظرفیتسازی برای توسعه CNG را فدای تفکرات پوپولیستی تثبیت قیمتها کردند.
آیا اکنون این سیستم میتواند از کسری حرف بزنند؟ اصلاً به چه رو و با چه استدلالی جرئت میکنند از «ناترازی» سخن بگویند؟ ناترازی بنزین، پیش از آنکه ناشی از مصرف مردم باشد، ناشی از «ناترازی عقلانیت» در مدیریت منابع است. میلیاردها دلار ارزی که امروز خرج واردات بنزین میشود تا ناترازی ۲۵ میلیون لیتری جبران شود، بهای سنگینِ بیکفایتی مدیرانی است که نوسازی پالایشگاهها و بهینهسازی مصرف و زمینهسازی برای مصرف بهینه را فدای مصلحت و تصمیمات مقطعی و نمایشی کردند.
پایان مصلحتاندیشی بهوقت بازخواست
امروز اما در سال ۱۴۰۵، مصرف ۱۳۵ میلیون لیتری، دیگر یک عدد نیست، بلکه یک اعلامجرم علیه نظام تصمیمگیر انرژی است. مسببان این وضعیت که با ترکِ فعلهای خود، سرمایههای ارزی کشور را در باک خودروهای غیراستاندارد دود کردهاند، باید پاسخگو باشند. نمیتوان با سفرههای خالی مردم بازی کرد و از اصلاح قیمت سخن گفت، در حالیکه، در زیرساختها، نوسازی ناوگان، کیفیت خودروهای تولیدی و از آن مهمتر منطق اقتصاد ردی از اصلاح دیده نمیشود.
آینه تمامنمای فلج مدیریتی
جنون مصرف بنزین، آینه تمامنمای فلج مدیریتی است. مقصر مردمی نیستند که راهی جز استفاده از خودرو ندارند، بلکه سیاستگذارانیاند که بیش از دو دهه در برابر هشدارهای کارشناسی ناشنوا بودند و اکنون که کفگیر به ته دیگ خورده، باز هم کوتاهترین دیوار را مردم میبینند. مسببان این میراث سوخته، باید پیش از هر اصلاحی، صندلیهای خود را به پاسخگویی گره بزنند. در کنار آن اثر تصمیماتشان نباید فقط به دوره مسئولیتشان محدود شود.



دم علی طجوزی گرم، دیواری کوتاه تر از مردم نیست. مردم چارهای ندارن…
یکی از علت ها ورود سیل آسا حدود ۲۰ میلیون افغان به کشور هست که باعث ایجاد نا ترازی در همه امور کشور شده است از نان اب برق گاز سوخت تا…… و در حال تصرف خاموش کشور عزیزمان هستند انگار زمان حمله مغول اما بدون حمله و با امار زیاد متولدین افغان در کشور که حدود ۷۰ درصد متولدین هستند به زودی جمعیت غالب کشور انها میشوند
یکی از علت ها ورود سیل آسا حدود ۲۰ میلیون افغان به کشور هست که باعث ایجاد نا ترازی در همه امور کشور شده ان از نان اب برق گاز سوخت تا…… و در حال تصرف خاموش کشور عزیزمان هستند انگار زمان حمله مغول اما بدون حمله و با امار زیاد متولدین افغان در کشور که حدود ۷۰ درصد متولدین هستند به زودی جمعیت غالب کشور انها میشوند