دستان دولت و پرورش مدیران خودرویی نالایق

شیوه مدیریتی صنعت خودرو در کشور به این صورت است که تولید رانت بیش از توسعه در نظر گرفته می شود؛ اما ماجرای این شیوه مدیریتی چیست و سرچشمه آن کجاست؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، صنعت خودروی کشور در سال های اخیر نشان داده که این صنعت تا کنون نه تنها نتوانسته به اهداف تولید و توسعه ای خود دست پیدا کند؛ بلکه موجب کمبودهای جدی در بخش عرضه خودرو بوده که نتیجه ای جز افزایش های پی در پی قیمت و عدم دسترسی مصرف کنندگان واقعی به خودرو نداشت.
اما چه عاملی مدیران خودروسازی را به اینجا کشاند؟ آن هم در جایگاهی که خودروسازان با وجود انحصار و سرمایه های گوناگونی که از سوی بانک ها و دولت به این صنعت سرازیر می شد، این صنعت به دلیل نارسایی های مدیریتی و نبود برنامه هیچ گاه نتوانست کامیاب شود و بازار خودروی کشور را سامان دهد.
این جریان از آنجا آغاز شد که دولت با دخالت های جدی در سطوح مدیریتی و مالکیتی این شرکت ها، تلاش کرد تا سیاست های خود را در خودروسازی های موجود در کشور به اجرا برساند.
دخالت های بی رویه دولتی ها در عزل و نصب مدیران و همچنین دیکته یک سری سیاست های مشخص به این خودروسازی ها منجر به تولد مدیرانی دست نشانده شد که هیچ یک میل خاصی به توسعه نداشتند و تنها در اجابت خواسته های بالادستی های خود کوشا بودند.
البته همین دخالت ها موجب شد که مدیران چشم اندازی برای آینده خود و شرکت های تحت مدیریت خود نداشته باشند؛ چرا که میدانند با تغییر مدیران دولتی دیگر جایگاهی در شرکت های خود نخواهند داشت و این تصدی دوره ای کوتاه مدت، بدون شک آن ها را مجاب می کند که در گام اول، بیش از توسعه به درآمدزایی توجه کنند و در مرحله دوم نیز برای طویل کردن مدت زمان تصدی خود، دست به ایجاد هر رانتی بزنند.
در چنین ساختاری که سهامداران و ذینفعان نمی توانند در تعیین مدیران و سیاست های سودآور نقشی ایفا کنند و دولت بدون در نظر گرفتن سود سهامداران، تنها به سیاست های خود اهمیت می دهد، نمی توان انتظار داشت که مدیران لایق و آینده نگر با برنامه های مدون سر کار بیاییند و تنها مدیرانی که تن به این وضع می دهند، امکان حضور در این صنعت را خواهند داشت.
بر این اساس می توان دریافت که عدم توجه به جریان های توسعه محور در صنعت خودرو و تمرکز بر رانت و انحصار، یکی از پیامدهای دخالت های بی رویه دولت در تعیین مدیران و سیاست های صنعت خودروسازی است و ادامه این جریان اجازه نخواهد داد که هیچ گاه صنعت خودرو به سوی توسعه حرکت کند.
البته این موضوع که بحران نبود مدیران کاربلد و دارای دانش در همه عرصه های اقتصادی کشور مشاهده می شود، این بحران را تقریبا ناپدید کرده است و گویی که ما مانند مردمان در مه، دیگر خود مه را نمی بینیم و به این مسئله عادت کرده ایم که هیچ مدیری عمل گرایی عالمانه و با برنامه را در دستور کار نداشته باشد.
حال همین سازوکار را باید در رده های پایین تر نیز متصور شد و مدیرعامل رانتی، معاونان رانتی بر می گزیند و معاونان، کارکنان رانتی و همین خط ادامه پیدا می کند تا آنجایی که در یک ساختار اقتصادی هیچ عنصری به دنبال توسعه و تولید نیست و هر کس تنها افزایش رانت خود و منافع شخصی خود را دنبال می کند. ساختاری که در آن نمی توان امیدی به توسعه داشت.
بسیار مطلب دقیق و درستی بود
لعنت بر مدیران نالایق
درود بر شما
خانه از پایبست ویران است …..
مدیران شرکت های خصوصی موتورسیکلت سازی چه چیزی تولید کرده اند؟
به نظر من رسانه هم خیلی داخل چهارچوب کار میکنه و از بالا دست دستور میگیره و در واقع هیچ رسانه آزادی هم نداریم و بهمسن دلیل هم رسانه فقط نقد رو در سطح دنبال میکنه و سعی مسکنه وارد عمق مشکل نشه و همسن موضوع عملا رسانه ها در کشور ما بیشتر جنبه دکوری دارن که گاها یه کمی سعی میکنن طوری محتوا تهیه کنن انگار همراه با مردم هستند در صورتی که بلا استثنا همه رسانه ها در کشور کاملا تحت سیستم جلو میرن و عملا نقد در رسانه تبدیل به یه موضوع سرگرم کننده شده بیشتر تا لجستیک و کاربردی. اینو نوشتم که فکر نکنید مخاطبتون متوجه موضوع نیست و …