چهار میلیون تخلف در یک سال؛ چرا تهران مسیر ویژه موتورسیکلت ندارد؟

تهران در سال ۱۴۰۴ بیش از چهار میلیون تخلف موتورسیکلت ثبت کرد، اما هنوز شبکهای امن برای تردد آنها ندارد؛ تجربه جهان نشان میدهد جریمه بدون طراحی شهری کافی نیست.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، تهران در سال ۱۴۰۴ بیش از چهار میلیون تخلف موتورسیکلت ثبت کرد. بیش از ۲۸۰ هزار مورد آن مربوط به ورود به خطوط ویژه بود و موتورسواران نیز ۴۴ درصد جانباختگان تصادفات پایتخت را تشکیل دادند. با وجود این حجم از تردد، تخلف و تلفات، شهر هنوز مسیر مشخص و پیوستهای برای موتورسیکلت ندارد.
عبور موتور از پیادهرو، خط اتوبوس یا خلاف جهت، خطرناک و غیرقابل دفاع است. عابر نباید هنگام قدمزدن نگران موتورسیکلتی باشد که ناگهان از پشت سر میرسد و اتوبوس نیز نباید مسیر خود را با موتورها تقسیم کند. اما وقتی رفتاری پس از میلیونها جریمه همچنان تکرار میشود، دیگر فقط با تخلف فردی روبهرو نیستیم؛ بخشی از مسئله به شهری بازمیگردد که برای یکی از پرکاربردترین وسایل حملونقل خود جایی طراحی نکرده است.
سالها جریمه کردیم، مسیر نساختیم
موتورسوار در ترافیک میان خودروها حرکت میکند، در نقاط کور قرار میگیرد و برای عبور سریعتر، خط اتوبوس یا پیادهرو را انتخاب میکند. توضیح این رفتار به معنای توجیه آن نیست، اما سیاستگذار باید بداند چرا جریمه و توقیف نتوانستهاند آن را متوقف کنند.
در سال ۱۴۰۱، مسیر ویژه موتورسیکلت در خیابان مولوی بهعنوان طرح آزمایشی مطرح شد، اما در حد ایده باقی ماند. دیماه ۱۴۰۲، پلیس راهور از ضرورت ایجاد خطوط اختصاصی و توقفگاههای ویژه سخن گفت. دو سال بعد، جانشین پلیس راهور دوباره اعلام کرد ساخت چنین مسیری وظیفه شهرداریهاست.
مسیر ویژه میان مطالعه، وعده و ارجاع مسئولیت جابهجا شد، اما موتورهای بیشتری وارد خیابانها شدند. حاصل این تعلل را میتوان در آمار سال ۱۴۰۴ دید: بیش از چهار میلیون تخلف، دو میلیون مورد استفاده نکردن از کلاه ایمنی، ۵۸ هزار عبور از چراغ قرمز و دهها هزار ورود غیرمجاز به خط اتوبوس و تونل.
مالزی جدا کرد، سائو پائولو فقط رنگ زد
تجربه جهانی نشان میدهد هر خطی که نام موتورسیکلت روی آن گذاشته شود، الزاماً ایمن نیست.
مالزی در برخی بزرگراهها مسیر موتورسیکلت را با مانع فیزیکی از خودروها جدا کرده است. مرور مطالعات انجامشده درباره خطوط کاملاً اختصاصی، از کاهش برخورد موتور با خودروهای سنگینتر و پایینآمدن احتمال آسیب حکایت دارد. در چنین مدلی، موتورسوار مسیر پیوسته خود را دارد و مجبور نیست مدام از میان خودروها وارد و خارج شود.
سائو پائولو در برزیل راه متفاوتی رفت. این شهر با رنگ آبی، فضایی میان خطوط خودرو برای موتورسیکلتها مشخص کرد. مسیر منظمتر به نظر میرسید، اما بررسی منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان داد سرعت موتورها بالا رفت و تصادفات مرگبار در تقاطعهای مسیر افزایش یافت. خط رنگشده بهجای مسیر امن، به دالان شتابگیری تبدیل شده بود.
تفاوت این دو تجربه در یک جداکننده ساده خلاصه نمیشود. عرض مناسب، کنترل سرعت، طراحی ورودی و خروجی، کیفیت آسفالت، روشنایی و شیوه عبور از تقاطع تعیین میکنند که مسیر ویژه جان موتورسوار را حفظ کند یا خطر تازهای بسازد.
مسیر ویژه نباید با خطکش ساخته شود
تهران به شبکهای جداگانه در تمام خیابانها نیاز ندارد. میتوان کار را از محورهایی آغاز کرد که هم تردد موتور در آنها بالاست و هم بیشترین تصادف را دارند. طبق آمار پلیس، نیمی از تصادفات موتورسواران در بزرگراهها رخ میدهد و بزرگراههای امامعلی، همت و آزادگان در میان محورهای پرخطر قرار دارند.
در بزرگراه، مسیر باید تا جای ممکن از خودروها جدا شود و ورودی و خروجی امن داشته باشد. در خیابانهای مرکزی که فضای کمتری وجود دارد، میتوان از خطوط کنترلشده، محل انتظار موتور در تقاطع، پارکینگهای حاشیهای و جایگاههای مشخص تحویل بار استفاده کرد.
مسیر موتورسیکلت نباید با دوچرخه مشترک باشد. تفاوت سرعت و وزن این دو وسیله، دوچرخهسوار را در معرض خطر قرار میدهد. آسفالت خراب، دریچه نامناسب، آبگرفتگی و مانع فلزی نیز برای وسیلهای که فقط روی دو نقطه با زمین تماس دارد، خطری بیشتر از یک خودرو ایجاد میکند.
مهمترین بخش طراحی، تقاطع است. اگر مسیر ویژه پیش از هر تقاطع ناگهان تمام شود و موتور دوباره وارد جریان خودروها شود، خطر فقط به چند متر جلوتر منتقل شده است. چراغ جداگانه، کنترل سرعت و میدان دید کافی باید از ابتدا بخشی از پروژه باشد.
رعایت قانون باید منفعت داشته باشد
سیاست ترافیکی فقط با افزایش مبلغ جریمه ساخته نمیشود. موتورسوار باید برای ورود به مسیر اختصاصی، پلاک خوانا، گواهینامه، بیمه، معاینه فنی و کلاه ایمنی داشته باشد. در مقابل، مسیری سریعتر، پیوستهتر و قابل پیشبینی در اختیارش قرار میگیرد.





دیدگاه ها