پنج خطای مرگبار سیاستگذاری خودرو در ایران

در حال حاضر بازار خودروی ایران تحت تأثیر تنشهای منطقهای و ابهام در آینده قرار گرفته است. اما پیش از آن، پنج خطای مرگبار سیاستگذاری خودرو در ایران، از این صنعت یک بیمار پرهزینه و پرانتقاد ساخته است. صنعتی که نهتنها به اندازه سرمایهگذاریهای انجامشده بازده ندارد، بلکه به ماشین تولید نارضایتی بدل شده است.
به گزارش پایگاه خبری اسببخار، صنعت خودروسازی ایران بیش از نیم قرن است که نه با نوآوری و برنامهریزی، بلکه با آزمون و خطای سیاستهای کوتاهمدت و شعارهای انتخاباتی اداره شده است. بررسیها نشان میدهد پنج خطای مرگبار، بهشدت به مصرفکننده و اقتصاد کشور آسیب زدهاند.
انحصار دولتی، قاتل رقابت
سیاست «خودکفایی» به انحصار تبدیل شده و مانع از ظهور بخش خصوصی قدرتمند با توان رقابت واقعی شده است. حمایتهای بیحد و مرز بدون نظارت واقعی، کیفیت خودروها را به پایینترین سطح رسانده و خلاقیت بازار را نابود کرده است. در نتیجه، با ادامه تولید خودروهای قدیمی، قیمت بالا و مصرفکنندهای در انتظار استانداردهای اولیه ایمنی، ورود سرمایهگذاری خصوصی و خارجی تقریباً غیرممکن شده است. اگر قرار بر سرمایهگذاری هم باشد، نمیتوانند از گزند دخالتهای گاهوبیگاه در امان باشند.
کیفیت قربانی سیاستهای کوتاهمدت
جهان به سمت خودروهای برقی و ایمن حرکت میکند، اما در ایران کیفیت خودرو هزینهای لوکس تلقی میشود. آزمونهای استاندارد داخلی اغلب صوری هستند و خودروهای عرضهشده فاقد حداقلهای ایمنیاند. آمار تصادفها و شکایتهای مصرفکنندگان گواه این خطای مرگبار است. تلفات انسانی، افزایش هزینههای بیمه و کاهش اعتماد عمومی، حاصل این نوع سیاستگذاری و فدای کردن کیفیت برای افزایش کمیت است.
قیمتگذاری دستوری، بذر فساد
دخالتهای سیاسی در قیمت و محدودیتهای صادراتی، بازار خودرو را به ابزاری برای سیاستهای انتخاباتی تبدیل کرده است. بازار سیاه پررونق، دلالان ثروتمند و مصرفکنندگان درمانده، نتیجه این سیاست پوچ و پوشالی است. سیاستگذاران فراموش کردهاند که کنترل دستوری قیمت بدون شفافیت، عدالت اجتماعی ایجاد نمیکند و فساد را تشدید میکند.
فناوری و نوآوری قربانی انزوا
کشورهایی مثل کره و چین با جذب سرمایهگذاری خارجی و انتقال فناوری، صنعت خودروی خود را متحول کردهاند، اما ایران در انزوا باقی مانده است. سیاستگذاران هیچ برنامه منسجمی برای جذب تکنولوژیهای نوین نداشتهاند. این مسئله باعث شده است که خودروهای ایرانی همچنان با تکنولوژیهای قدیمی، مصرف سوخت بالا و آلودگی محیطی زیاد تولید شوند و توان رقابت منطقهای را ندارند.
فقدان برنامه بلندمدت، قاتل امید
فقدان استراتژی بلندمدت، تصمیمات مقطعی و شعارمحور را تقویت کرده است. رکود تولید، کاهش کیفیت و سرخوردگی مصرفکننده، نتیجه مستقیم سیاستهای لحظهای است. این ناپایداری، چرخه معیوب قیمت و تولید را ادامه میدهد و صنعت خودرو را به ماشینی غیررقابتی و بیکفایت بدل کرده است.
زمانی برای شجاعت و شفافیت
اگر سیاستگذاران همان مسیر کوتاهمدت گذشته را ادامه دهند، صنعت خودروسازی ایران توان رقابت جهانی را از دست خواهد داد و مصرفکننده همچنان قربانی کیفیت پایین و قیمتهای سرسامآور خواهد بود. اصلاح این پنج خطای مرگبار نیازمند شجاعت، شفافیت و برنامهریزی بلندمدت است؛ نه وعدههای انتخاباتی و حمایتهای بیضابطه. تنها با تغییر نگاه به کیفیت، رقابت و نوآوری میتوان امید داشت ایران از قافله جهانی عقب نماند.
دیدگاه ها