شوک میلیاردی زیر سایه ناوها و موشکها؛ چه کسی ماشه گرانی خودرو را چکاند؟

این روزها بازار خودرو با شوک میلیاردی زیر سایه ناوها و موشکها مواجه شده است. شوکی که برای هیچکس نهتنها قابل قبول نیست، بلکه به نظر پایانی هم برای آن نمیتوان متصور بود. چه کسی ماشه گرانی خودرو را چکاند؟ چه حوادثی در انتظار بازار خودروست؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در حالیکه افکار عمومی جهان خیره به آرایش جنگی ناوها در آبهای منطقه و تبادل پیامهای تقابل میان ایران و آمریکا مانده، در داخل مرزها، انفجار قیمتها در بازار خودرو خساراتی بهمراتب ملموستر برای سفره مردم بهبار آورده است. در یک ناهنجاری اقتصادی بیسابقه، بهای برخی خودروهای تولید داخل در روزهای اخیر، رشدی معادل قیمت کل یک خودرو در سالیان گذشته را تجربه کرده است. جهشهایی که در برخی موارد از مرز یک میلیارد تومان هم عبور کرده است، اما در این کارزار اقتصادی، چه کسی واقعاً ماشه گرانی را چکاند؟
ترکشهای تقابل بر بدنه صنعت
واقعیت این است که آرایش نظامی در خلیجفارس برای بازار خودروی ایران صرفاً یک خبر سیاسی نیست، بلکه بهمعنای آغاز یک خفگی لجستیکی است. تداوم محاصره دریایی و افزایش ریسکهای کشتیرانی، شریان تأمین قطعات حیاتی را قطع کرده است. وقتی قطعه نباشد، خط تولید از نفس میافتد و وقتی عرضه قطرهچکانی شود، بازار به میدان مین قیمتها تبدیل میشود. در این میان، خودرو از یک وسیله تسهیلاتی به یک پناهگاه ارزی تغییر ماهیت داده است. خریداران نه برای سوار شدن، بلکه برای فرار از موج تورم ناشی از تنشهای منطقهای، نقدینگی خود را به تلی از آهن تبدیل میکنند تا ارزش داراییشان پابرجا بماند.
ماشه در دست کیست؟
اگرچه ناوها و تحریمها محرک این توفان بودهاند، اما نباید از ماشه داخلی غافل شد. سیاستگذار با اصرار بر انسداد مسیرهای ورود خودرو و ایجاد محدودیتهای سختگیرانه ارزی، بازار را به یک فضای گلخانهای و انحصاری تبدیل کرده است. در واقع، ماشه گرانی توسط کسانی چکیده شد که با تصمیمات غلط، بازار را از خودرو تهی کرده و مسیرهای جایگزین را مسدود نگاه داشتهاند. انباشت استراتژیهای اشتباه در سالهای اخیر، اکنون در کنار تنشهای نظامی، به یک انفجار مهیب منجر شده است که مهار آن با «دستور» و «باید» ممکن نیست.
پر شدن ظرفیت تنشپذیری بازار خودرو
شوکهای میلیاردی اخیر نشان داد که بازار خودرو دیگر ظرفیتی برای پذیرش تنشهای بیشتر ندارد. این روند غیرطبیعی، محصول مستقیم تلاقی سیاست خارجی ملتهب و مدیریت اقتصادی منجمد است. در این شرایط هر چند ماشه گرانی شاید زیر سایه ناوها چکیده شده باشد، اما باروت آن، محصول سالها سوءمدیریت و اصرار بر سیاستهای شکستخورده است؛ بنبستی که خروج از آن نه با شعار، بلکه با جراحی عمیق در ساختار عرضه و دیپلماسی اقتصادی ممکن خواهد بود.





دیدگاه ها