بازار یک میلیارد دلاری آفرود در همسایگی ایران؛ سهم ایران ممنوعیت و سامانه

کشورهای منطقه با ساماندهی کویرگردی و سافاری توانستهاند گردشگری بیابانی را به تجارتی پرسود تبدیل کنند. در ایران اما رویکرد مدیران بهجای خلق فرصتهای اقتصادی، همچنان به ممنوعیت تردد، صدور مجوز و راهاندازی سامانههای اداری محدود مانده است.
طبیعتگردی با خودروهای دو دیفرانسیل و ورزش آفرود در جهان دیگر فقط یک سرگرمی شخصی و بیضابطه محسوب نمیشود، بلکه بخشی از گردشگری ماجراجویانه است. پهنههای بیابانی و اقلیمهای خاصی که روزگاری زمینهایی بایر و فاقد توجیه اقتصادی به شمار میرفتند، امروز به مقاصدی برای جذب گردشگران داخلی و بینالمللی تبدیل شدهاند.
برآورد مؤسسه گرند ویو ریسرچ نشان میدهد بازار سافاری خاورمیانه در سال ۲۰۲۳ حدود ۹۳۰ میلیون دلار ارزش داشته و این رقم در سال ۲۰۲۴ به ۹۷۸ میلیون دلار رسیده است. پیشبینی میشود ارزش این بازار تا سال ۲۰۳۰ به یک میلیارد و ۴۷۷ میلیون دلار برسد.
البته تمام این رقم را نمیتوان درآمد مستقیم آفرود دانست؛ زیرا اقامتگاهها، کمپها، تورهای خصوصی و سایر خدمات گردشگری نیز در آن محاسبه شدهاند. بااینحال، سافاری ماجراجویانه که فعالیتهایی مانند رانندگی روی تپههای شنی، موتور چهارچرخ و سندبورد را در بر میگیرد، بیش از ۵۰ درصد درآمد این بازار را به خود اختصاص داده است؛ یعنی بازاری در محدوده ۴۷۰ میلیون دلار در سال ۲۰۲۳.
کشورهای پیرامون ایران با شناخت ظرفیتهای طبیعی خود توانستهاند مدلی از همزیستی میان حفاظت از محیطزیست و کسب درآمد ایجاد کنند. در ایران، با وجود وسعت گسترده بیابانها و تنوع بالای اقلیمی، جریان به سمتی پیش رفته که ظرفیتهای اقتصادی نادیده گرفته شده و بخش بزرگی از راهکارها در محدودیتهای اداری خلاصه شده است.
الگوی کشورهای حاشیه خلیج فارس؛ درآمد در کنار حفاظت
امارات، قطر، عمان و عربستان سالهاست که بیابانهای خود را به بخشی از صنعت گردشگری تبدیل کردهاند. این کشورها بهجای مسدودکردن تمام مسیرها، پهنههای مشخصی را برای تورهای سافاری و رانندگی آفرود تعریف کردهاند و برای فعالیت در آنها ضوابط ایمنی و محیطزیستی در نظر گرفتهاند.
عربستان در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۸ درصد بازار سافاری منطقه را در اختیار داشته است؛ سهمی که ارزش آن به بیش از ۲۶۰ میلیون دلار میرسد. در عمان نیز تعداد شرکتهای دارای مجوز گردشگری ماجراجویانه از سه شرکت در سال ۲۰۲۳ به ۱۶ شرکت در سال ۲۰۲۵ رسیده است؛ رشدی ۴۳۳ درصدی که نشان میدهد این فعالیت در حال تبدیلشدن به یک کسبوکار رسمی است.
در دبی نیز ذخیرهگاه حفاظتشده بیابانی با مساحت ۲۲۵ کیلومترمربع ایجاد شده که نزدیک به پنج درصد مساحت این امارت را در بر میگیرد. ورود گردشگران به این منطقه از طریق اپراتورهای مورد تأیید انجام میشود و فقط در سال ۲۰۱۹ و ابتدای ۲۰۲۰ بیش از ۲۳۸ هزار نفر از آن بازدید کردهاند.
در این مدل، گردشگر با خودروی مناسب و همراه راهنمای دورهدیده وارد مسیرهای مجاز میشود. درآمد حاصل از این چرخه نیز فقط به برگزاری تور محدود نیست؛ اجاره خودروهای دو دیفرانسیل، کمپهای گردشگری، خدمات پذیرایی، اقامتگاهها، تعمیرگاههای تخصصی و فروش صنایعدستی محلی همگی از حضور گردشگر سهم میبرند.
طبیعت در این کشورها نه کاملاً رها شده و نه به روی گردشگر بسته است؛ بلکه با تعیین مسیر، محدودیت ظرفیت و فعالیت اپراتورهای مجاز، به یک منبع درآمد تبدیل شده است.
تجربه ایران؛ تنزل ساماندهی به بروکراسی و سامانهمحوری
رویکرد متولیان گردشگری و منابع طبیعی در ایران بیشتر متکی بر راهحلهای واکنشی و محدودکننده بوده است. سازمان منابع طبیعی در پایان تیر ۱۴۰۵، تردد بدون ضابطه خودروهای آفرود در عرصههای طبیعی را ممنوع اعلام کرد و گفت تا زمان تدوین و ابلاغ شیوهنامه جامع، با ورودهای غیرمجاز برخورد خواهد شد.
در تازهترین برنامه، آموزش اعضای کلوپهای رسمی، ثبت آنها بهعنوان «همیار طبیعت» در سامانه و تعیین مسیرهای مجاز مطرح شده است. این اقدامات میتواند شروع ساماندهی باشد، اما هنوز مشخص نیست مسیرهای مجاز کجا قرار دارند، ظرفیت ورود خودروها چقدر است، سازوکار بیمه و امداد چگونه طراحی میشود و چه سهمی از درآمد احتمالی به حفاظت از طبیعت و جوامع محلی میرسد.
حفاظت از جنگلهای هیرکانی، مراتع کوهستانی و زیستگاههای حساس حیاتوحش در برابر تخریب کاملاً ضروری است. بعضی مناطق نیز اساساً نباید برای تردد خودرو باز شوند. خطای مدیران از جایی آغاز میشود که مدیریت را با پاککردن صورت مسئله و ممنوعیت سراسری اشتباه میگیرند.
سامانهبازی و مجوزهای اداری بدون توسعه زیرساختهای فیزیکی نهتنها به حفظ طبیعت کمک نمیکند، بلکه علاقهمندان را به سمت مسیرهای غیرمجاز و کنترلنشده سوق میدهد. ثبت مشخصات یک خودرو در سامانه، جای مسیر علامتگذاریشده، راهنمای آموزشدیده، امداد، بیمه و نظارت میدانی را نمیگیرد.
ظرفیتهای فلات ایران پشت سد تصمیمگیریهای سنتی
ایران از نظر تنوع زمینشناسی و گستره کویرهای شنی مانند کویر لوت و دشت کویر، ظرفیت قابل توجهی برای گردشگری ماجراجویانه دارد. اگر نقشه راه مشخصی وجود داشت، میشد با طراحی سایتهای استاندارد آفرود، پارکهای تخصصی بیابانی و تربیت راهنمایان مجرب، بخشی از گردشگران ماجراجوی داخلی و خارجی را جذب کرد.
رونق این صنعت میتوانست بازاری برای کارگاههای تجهیز خودرو، خدمات تعمیرگاهی تخصصی، فروش تجهیزات کمپینگ و توسعه روستاهای کویری ایجاد کند. انفعال در سیاستگذاری باعث شده این ظرفیت اقتصادی بدون استفاده بماند و آفرود تنها بهعنوان یک چالش امنیتی یا زیستمحیطی دیده شود.
نقشه راه خروج از بنبست؛ گذار از ممنوعیت به مدیریت
برای بهرهمندی از اقتصاد آفرود و جلوگیری از تخریب طبیعت، نخست باید عرصههای طبیعی براساس میزان حساسیت آنها زونبندی شوند. زیستگاهها و مناطق آسیبپذیر باید کاملاً محافظت شوند و در مقابل، مسیرهای مشخصی برای گردشگری موتوری و آفرود در پهنههای مناسب در نظر گرفته شود.
همکاری فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی، وزارت گردشگری، سازمان حفاظت محیطزیست و سازمان منابع طبیعی برای تدوین استانداردهای ایمنی، آموزش رانندگان، طراحی بیمه و تعیین مسئولیت اپراتورها ضروری است. بخشی از درآمد تورها و مجوزها نیز باید به حفاظت از همان منطقه و توسعه جوامع محلی اختصاص پیدا کند.
سامانه میتواند ابزار اجرای چنین برنامهای باشد، اما خود برنامه نیست. تا زمانی که مسیر مجاز، زیرساخت، مدل اقتصادی و مسئولیت دستگاهها مشخص نشود، سهم ایران از بازار میلیارد دلاری همسایگان همچنان چند ممنوعیت و یک سامانه تازه خواهد بود.





به نظرتون چرا کشورهای همسایه- علیرغم اینهمه موشکی که زدن تو سرشون – هنوز از جمهوری اسلامی دفاع میکنن ؟ بله درست حدس زدید ، گاز مشترکمون رو که قطر میبره ، توریست ها رو امارات و ترکیه و … . بازار یک میلیارد دلاری آفرود پیشکش !!
حالا عرزشی میاد زیر این پست عرعر کردن !