چرا خودروسازان جهان ایران را جدی نمیگیرند؟

خودروسازی ایران از جمله کشورهایی بهشمار میرود که همچنان از مزیتهای خوبی در خودروسازی برخوردار است. بازاری با سابقه تولید بالا و موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، نیروی متخصص و انرژی ارزان، چگونه به گزینهای قابل حذف برای خودروسازان بزرگ و کوچک بدل شده است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بازار خودروی ایران روزگاری یکی از جذابترین مقاصد سرمایهگذاری در خاورمیانه بود؛ بازاری با جمعیت جوان، تقاضای انباشته و ظرفیت تولید قابل توجه، اما امروز همان بازار برای بسیاری از خودروسازان نه یک فرصت استراتژیک، بلکه یک ریسک قابل حذف در محاسبات مدیریتی است. پرسش اصلی این است: چه شد که ایران از یک شریک بالقوه مهم، به گزینهای قابل چشمپوشی تبدیل شد؟
بازار بزرگ، اعتبار کوچک
همکاری با برندهای بزرگی که در ایران حضور داشتند، میتوانست نقطه عطفی در اتصال صنعت خودروی ایران به زنجیره جهانی باشد. اما اغلب این همکاریها در سطح مونتاژ باقی ماند و به سرمایهگذاری عمیق و انتقال فناوری پایدار منتهی نشد.
در عمل، ایران هیچگاه به شریکی «غیرقابل جایگزین» تبدیل نشد. وقتی ارزش افزوده داخلی پایین باشد و صادرات منطقهای شکل نگیرد، خروج شریک خارجی نیز هزینهای نخواهد داشت.
سیاست متغیر، سرمایهگریزان
پس از خروج آمریکا از برجام، موج خروج خودروسازان خارجی آغاز شد، اما مسئله فقط تحریم نیست. ساختار صنعت خودرو در ایران با قیمتگذاری دستوری، زیان انباشته و مدیریت دولتی، پیام روشنی به سرمایهگذار میدهد: ثبات وجود ندارد.
هیچ خودروساز جهانی حاضر نیست میلیاردها دلار سرمایهگذاری کند، در حالی که طرف مقابل حتا در تعیین قیمت محصول خود استقلال ندارد. قوانین متغیر، بخشنامههای ناگهانی و نبود چشمانداز بلندمدت، جذابترین بازارها را هم به محیطی پرریسک تبدیل میکند.
رقبا جلو رفتند، ما درجا زدیم
در همین سالها، کشورهایی مانند ترکیه یا مراکش با ارائه مشوقهای پایدار و قراردادهای بلندمدت، خود را به پایگاه تولید برندهای بزرگ بدل کردند. کارخانههای مدرن در این کشورها نه فقط برای بازار داخلی، بلکه برای صادرات به اروپا تولید میکنند.
در مقابل، صنعت خودروی ایران همچنان درگیر پلتفرمهای قدیمی، تیراژ ناپایدار و تمرکز بر بازار داخلی است. وقتی رقبا به زنجیره جهانی متصل میشوند و ما در حصار خود باقی میمانیم، نتیجه روشن است؛ حذف تدریجی از معادلات.
بازار مصرفی یا شریک صنعتی؟
ایران برای بسیاری از خودروسازان، بیشتر یک بازار فروش کوتاهمدت بوده تا یک پایگاه تولید استراتژیک. نبود تضمین حقوقی برای سرمایهگذاری خارجی، مشکلات نقلوانتقال مالی و بیثباتی ارزی، هرگونه برنامهریزی بلندمدت را دشوار میکند.
خودروساز جهانی به دنبال ثبات، سودآوری و قابلیت پیشبینی است. اگر این سه مؤلفه فراهم نباشد، حتا بازاری ۸۵ میلیونی هم جذابیت خود را از دست میدهد.
واقعیت این است که خودروسازان جهان ایران را جدی نمیگیرند، چون ما هنوز تصمیم نگرفتهایم صنعت خودرو را جدی بگیریم. تا زمانی که این صنعت از سایه سیاستهای مقطعی خارج نشود و به یک ساختار رقابتی و شفاف تبدیل نگردد، ایران در بهترین حالت یک گزینه موقت خواهد ماند؛ نه یک بازیگر اثرگذار در صحنه جهانی.
دیدگاه ها