گورهای عمودی متحرک در بازار خودرو

بازار خودرو
بازار خودرو

در اقتصادی که تأمین ساده‌ترین نیازهای زندگی به چالش روزمره مردم تبدیل شده است، مرگ همیشه به معنای توقف تپش قلب نیست؛ گاهی مرگ، خاموش شدن آرزوهاست؛ گاهی مرگ، دفن شدن امید در زیر آوار بی‌ثباتی و رانت است. در چنین وضعیتی انسان‌ها راه می‌روند، کار می‌کنند، ثبت‌نام می‌کنند، وام می‌گیرند، اما در درون چیزی جز «گورهای عمودی متحرک» نیستند.

گروه خودرویی دلیلی گروه خودرویی دلیلی

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بازار خودرو نمونه عریان این تراژدی است. کالایی که در اغلب اقتصادهای جهان یک ابزار مصرفی عادی است، در این‌جا به میدان قمار تبدیل شده است. پیش‌فروش‌ها شبیه قرعه‌کشی بقا شده‌اند. مردم به سایت‌ها هجوم می‌برند، نه از سر رفاه، که از سر ترس؛ ترس از گرانی فردا، ترس از سقوط بیش‌تر قدرت خرید، ترس از ماندن در صف جاماندگان.

شاید برخی متولیان با دیدن آمار میلیونی ثبت‌نام‌ها تصور کنند جامعه سرشار از نقدینگی است و مردم در رفاه‌اند، اما این برداشت یا ساده‌انگارانه است یا از سر غفلت و عدم درک صحیح از آن‌چه در جامعه می‌گذرد.

فونیکس F7 فونیکس F7

در واقع آن‌چه در این صف‌ها موج می‌زند، «اعتماد» نیست؛ «اضطراب» است. مردم خودرو نمی‌خرند چون نیاز مصرفی فوری دارند؛ می‌خرند چون پناهگاه امنی برای پول‌شان نمی‌شناسند. خودرو برای بسیاری، نه وسیله حمل‌ونقل که سپر تورم است.

وقتی حکمرانی اقتصادی قادر به ایجاد ثبات نیست، وقتی سیاست‌های متناقض، قیمت‌گذاری‌های دستوری و انحصارهای ساختاری فضای رقابتی را خفه می‌کند، نتیجه چیزی جز توزیع رانت نیست، رانت‌های آشکار و پنهانی که عده‌ای را یک‌شبه برنده و اکثریتی را بازنده می‌کند. در چنین زمینی، تولید واقعی رشد نمی‌کند، کیفیت ارتقا نمی‌یابد و مصرف‌کننده واقعی حذف می‌شود. تنها چیزی که تکثیر می‌شود، واسطه‌گری و سوداگری است.

آن‌چه برخی «طمع» مردم می‌نامند، در واقع واکنش طبیعی به سیگنال‌های بی‌ثباتی است. وقتی هر تصمیم سیاستی پیام گرانی مخابره می‌کند، طبیعی است که مردم امروز را به فردای نامعلوم ترجیح دهند. این ترس و این عطش برای پیش‌دستی در خرید، محصول مستقیم همان سیاست‌هایی است که آینده را مه‌آلود کرده‌اند. نمی‌توان بی‌ثباتی کاشت و انتظار آرامش درو کرد.

خودرو در این میان فقط یک مثال است؛ مثالی واضح از اقتصادی که در آن دسترسی به یک کالای معمولی، نیازمند شانس و سرمایه‌ای فراتر از توان طبقه متوسط شده است. جوانی که امید به خانه‌دار شدن ندارد، خانواده‌ای که از پس هزینه‌های اولیه برنمی‌آید، کارمندی که هر روز شاهد کوچک‌تر شدن سفره‌اش است؛ این‌ها نشانه‌های یک بحران عمیق‌ترند: بحران از دست رفتن اعتماد.

انسان بی‌امید و بی‌افق فقط زیست می‌کند؛ زندگی نمی‌کند. او به‌تدریج به گوری عمودی تبدیل می‌شود؛ ایستاده، متحرک، اما تهی از رؤیا. این کشتار خاموش با گلوله انجام نمی‌شود؛ با بخش‌نامه، با تصمیم‌های غیرشفاف، با حمایت از انحصار و با چشم‌پوشی بر رانت رخ می‌دهد. امیدها یکی‌یکی دفن می‌شوند و جامعه، سنگین‌تر از همیشه، به پیش می‌رود.

مسئول این کشتار جمعی امیدها کیست؟ آیا می‌توان مردمی را که تنها می‌خواهند از سقوط بیش‌تر دارایی‌شان جلوگیری کنند مقصر دانست؟ یا باید پذیرفت که ریشه در نوع حکمرانی اقتصادی است که به‌جای رقابت، انحصار می‌آفریند؛ به‌جای ثبات، التهاب تولید می‌کند؛ و به‌جای پاسخ‌گویی، آمارهای ظاهراً امیدوارکننده را سپر دفاعی خود می‌سازد؟

بازار خودرو امروز فقط بازار نیست؛ گورستانی است که در آن آرزوها دفن می‌شوند. اگر قرار است این گورهای عمودی کمتر شوند، راهش نه سرزنش مردم، که بازسازی بنیادین اعتماد است. اعتماد با ثبات، شفافیت، رقابت واقعی و حذف رانت ساخته می‌شود. در غیر این صورت، صف‌های پیش‌فروش طولانی‌تر می‌شوند و گورها، متحرک‌تر.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.