بازار خودرو در دوراهی سرنوشتساز؛ اصلاح یا فروپاشی؟

رکود حاکم بر بازار خودرو ایران دیگر یک نوسان گذرا نیست؛ این یک بحران عمیق و ساختاری است که مانند ویروسی، تمام زنجیره ارزش این صنعت را آلوده کرده است. از تولیدکنندگان داخلی که با انبارهای پر از خودروهای فروشنرفته دستوپنجه نرم میکنند، تا واردکنندگان که در رقابت نابرابر غرق شدهاند و مونتاژکارانی که در سراشیبی سقوط قرار گرفتهاند؛ همه نشانهها حکایت از یک فاجعه قریبالوقوع دارند. آیا این صنعت میتواند با اصلاحات جسورانه نجات یابد، یا محکوم به فروپاشی آهسته و دردناک است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، آمارها مانند زنگ خطری بیوقفه به صدا درآمدهاند. در سال گذشته، تولید خودروهای سواری به حدود یک میلیون دستگاه رسید، اما تنها ۶۵ درصد از این حجم در بازار داخلی به فروش رفت. مابقی یا در پارکینگها خاک میخورند یا با تأخیر و زیان هنگفت عرضه شدهاند. این یعنی بیش از ۳۵ درصد ظرفیت تولید هدر رفته است و این هدررفت نهتنها سرمایه مالی را میبلعد، بلکه اعتماد مصرفکننده را نیز نابود میکند. تصور کنید: کارخانههایی که با حداکثر ظرفیت کار میکنند، اما محصولشان روی دستشان میماند. این وضعیت، نتیجه سیاستهای ناکارآمد، کیفیت پایین و قیمتهای غیرواقعی است که بازار را به بنبست کشانده است.
حالا دو سناریو پیش روی ماست؛ سناریوی اول، اصلاح اجباری و فوری است و دوم، یک جراحی عمیق برای نجات بیمار. خودروسازان، مونتاژکاران و واردکنندگان باید همزمان به سه اصل کلیدی پایبند شوند: تعیین قیمتهای واقعی براساس هزینههای واقعی (نه دستوری)، ارتقای کیفیت محصولات تا سطح استانداردهای جهانی و انتقال واقعی فناوری برای خودکفایی پایدار. راهکارهای کوتاهمدت مانند فروشهای فوقالعاده، وامهای خرید یا حتی کاهش تعرفه واردات قطعات CKD و خودروهای کامل CBU تا ۳۰ درصد، بدون این اصلاحات بنیادین، فقط نقش مسکنی موقتی دارند. این اقدامات نمایشی ممکن است بازار را برای مدتی تکان دهد، اما رکود ریشهدار را ریشهکن نمیکنند. تصور کنید اگر صنعت خودرو ایران مانند یک کشتی در توفان باشد، این اصلاحات لنگر نجات آن هستند.
در مقابل، سناریوی دوم تاریکتر است: فروپاشی تدریجی، نه با انفجار ناگهانی، بلکه با فرسایش آهسته. اگر رکود ادامه یابد، این بحران نه از تحریمهای خارجی یا شوکهای جهانی، بلکه از درون سیستم سرچشمه میگیرد – بیاعتمادی مصرفکننده، عدم رقابتپذیری و ناتوانی در اصلاح داخلی. تخمینهای کارشناسی نشان میدهد که در صورت تداوم وضعیت فعلی، ظرف ۱۸ ماه آینده، تولید قطعات خودرو تا ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش یابد و اشتغال در این بخش ۵ تا ۷ درصد افت کند. این فروپاشی زنجیرهای، قطعهسازان را ورشکسته میکند، خدمات پس از فروش را فلج میسازد و حتی صنایع وابسته مانند فولاد و لاستیکسازی را تحت تأثیر قرار میدهد. زیان انباشته تولیدکنندگان، کاهش شدید نقدینگی و فرار مغزها و نیروی متخصص، مانند سمومی هستند که بهتدریج صنعت را از پا درمیآورند.
هشدار اصلی اینجاست: این رکود طولانیمدت نهتنها یک مشکل اقتصادی، بلکه یک تهدید اجتماعی است. بخشهای وابسته به خودرو – از زنجیره تأمین تا خردهفروشی – تحت فشار فزاینده قرار میگیرند و اقتصاد ملی هزینه آن را میپردازد. بازار به سیاستگذاران پیام روشنی ارسال کرده است: راهحلهای مقطعی مانند تزریق بودجه یا تبلیغات گسترده کافی نیست. آنچه نیاز است، اصلاح ساختاری عمیق، شفافیت در قیمتگذاری و رقابت سالم است. بدون این تغییرات، حتا غولهای خودروسازی داخلی هم به قربانیان این چرخه معیوب تبدیل میشوند.
در نهایت، این رکود میتواند فرصتی طلایی برای بازسازی واقعی باشد یا نقطه شروع سوختن تدریجی در آتش سیاستهای ناکارآمد. مصرفکنندگان، که همیشه بازنده اصلی بودهاند، دیگر تحمل خودروهای گران و بیکیفیت را ندارند. سیاستگذاران و مدیران صنعت باید انتخاب کنند: اصلاح فوری برای ورود به عصر رقابت جهانی، یا پذیرش فروپاشی که کل اقتصاد را به کام خود میکشد. هر روز تأخیر، هزینهای جبرانناپذیر بر دوش ملت میگذارد. زمان تصمیمگیری فرا رسیده است؛ آیا صنعت خودرو ایران پرواز خواهد کرد یا سقوط؟
دیدگاه ها