شکست نمایش‌نامه اقتدار صنعتی در بازار خودرو

بازار خودرو
بازار خودرو

بازار خودرو در ایران سال‌هاست یک بازار نیست؛ میدان جنگ سیاست و اقتصاد است. جایی که حاکمیت اقتصادی آگاهانه تصمیم گرفت منطق بازار را قربانی منطق نمایش کند؛ نمایش ثبات، نمایش کنترل، نمایش اقتدار. خودرو به ابزار تبلیغاتی بدل شد، اما وضعیت حال حاضر یک تعریف بیش‌تر ندارد: شکست نمایش‌نامه اقتدار صنعتی در بازار خودرو.

فونیکس F7 فونیکس F7

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، افزایش قیمت‌ها و تنش‌های قیمتی، بازار ملتهب و پرنوسان، عمیق‌تر شدن رکود و یخ زدن دادوستدها و فرصت دوباره برای دلالان، بار دیگر نشان داد که کنترل بازار خودرو همچنان از دست حاکمیت خارج شده و قادر به مدیریت و اداره آن نیست.

این در حالی است که طی سال‌های اخیر، حکمرانی اقتصادی با بهانه‌های مختلف سعی در کنترل این بازار داشت و تلاش می‌کرد با نشان دادن این صنعت به‌عنوان ویترین پررنگ و لعاب، از یک سو القا کند که همچنان در مسیر توسعه و پیشرفت قرار دارد و از سوی دیگر، بازار خودرو را به ویترینی برای القای این پیام تبدیل کند: «اوضاع تحت کنترل است». اما امروز همین ویترین فرو ریخته و آن‌چه باقی مانده، شیشه‌های شکسته سیاست‌گذاری است.

خودرو؛ قربانی پروژه انکار واقعیت

سال‌ها سرکوب قیمت، نه از سر دلسوزی برای مردم، بلکه برای پنهان‌سازی ناتوانی در مهار تورم انجام شد. سیاست‌گذار می‌دانست که خودرو کالایی حساس و نمادین است؛ افزایش قیمت آن مستقیماً افکار عمومی را تحریک می‌کند. پس راه‌حل ساده را انتخاب کرد؛ قیمت را منجمد و واقعیت را انکار کرد. اما اقتصاد با انکار سازگار نیست. هزینه تولید بالا رفت، ارز جهش کرد، فناوری عقب ماند، اما دستور این بود: «گران نشود». نتیجه این دستور، انفجار در بازار خودرو بود.

رانت به‌جای رفاه؛ قرعه‌کشی به‌جای سیاست

با توجه به نتایج سال‌ها سیاست‌گذاری بی‌سامان، به‌جرأت می‌توان گفت سرکوب قیمت، بازار را آرام نکرد؛ آن را فاسد کرد. فاصله نجومی قیمت کارخانه و بازار آزاد، رانت ساخت، دلال پرورش داد و مصرف‌کننده را تحقیر کرد. قرعه‌کشی به نماد بی‌سیاستی بدل شد؛ اعتراف رسمی به ناتوانی در اداره بازار. حاکمیتی که مدعی مدیریت اقتصادی است، مردم را به صف شانس و بخت‌آزمایی فرستاد. این نه حمایت از مصرف‌کننده، بلکه عقب‌نشینی از مسئولیت حکمرانی است.

صنعت یا صندوق زیان؟

اصرار بر قیمت‌گذاری دستوری، خودروسازی را به بنگاهی زیان‌ده و دائمی تبدیل کرد. زیان انباشته، بدهی به قطعه‌ساز، کیفیت نامطلوب و عقب‌ماندگی فناورانه، محصول سیاستی است که صنعت را نه برای رقابت، بلکه برای بقا طراحی کرد. تزریق منابع، وام‌های تکلیفی و حمایت‌های رانتی، فقط مرگ را به تعویق انداخت. نام این روند را نمی‌توان و نباید حمایت صنعتی گذاشت، بلکه این سیاست‌ها را باید فریبی حساب‌شده برای افکار عمومی دانست.

نمایش اقتدار، واقعیت فروپاشی

حاکمیت اقتصادی می‌خواست با بستن واردات و کنترل بازار، تصویری از خودکفایی و قدرت صنعتی بسازد. اما بازار خودرو امروز یکی از بی‌ثبات‌ترین بازارهای کشور است. هر تصمیم، شوک می‌سازد؛ هر وعده، بی‌اعتبار است. مردم دیگر به هیچ عدد رسمی اعتماد ندارند. این یعنی شکست در حکمرانی انتظارات؛ شکستی عمیق‌تر از زیان مالی.

لجاجت سیاسی با منطق اقتصاد

خودرو قرار بود نماد توانمندی شود، اما به همت مدیران «دانا، آگاه و کارآمد» به سند بحران بدل شد. مردمی که سال‌ها با شعار «کنترل بازار» مواجه بودند، امروز با بازاری روبه‌رو هستند که نه قیمت‌اش قابل پیش‌بینی است، نه کیفیت‌اش قابل دفاع و نه آینده‌اش قابل تصور. این وضعیت تصادفی نیست؛ نتیجه سال‌ها لجاجت سیاسی با منطق اقتصاد است.

اگر حاکمیت اقتصادی همچنان بخواهد با ابزارهای کهنه، واقعیت‌های نوین را مهار کند، بازار خودرو فقط هشدار اول است. هیچ نمایشی، هیچ سرکوبی و هیچ دستورالعملی نمی‌تواند برای همیشه جای واقعیت را بگیرد. شیشه شکسته است؛ حتا اگر هنوز بر بزک کردن ویترین اصرار وجود داشته باشد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.