بازی تازه چین و آمریکا در خودروسازی؛ درهای نیمهباز واشینگتن به روی پکن

در صحنهای که بسیاری آن را مصداقی روشن از بازی تازه چین و آمریکا در خودروسازی جهانی میدانند، واشینگتن با وجود دیوارهای بلند تعرفهای، همه مسیرهای ورود پکن را مسدود نکرده و درهای نیمهباز سرمایهگذاری را، مشروط به حفظ امنیت اقتصادی و منافع ملی خود، گشوده است؛ رویکردی دوگانه که مهار رقیب و بهرهگیری از ظرفیتهای او را همزمان دنبال میکند. امری که ایران، بهرغم تمام ظرفیتها، به آن پشت پا زده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، رقابت میان آمریکا و چین در سالهای اخیر از یک اختلاف تجاری فراتر رفته و به نبردی ژئواکونومیک تبدیل شده است. از فناوریهای پیشرفته و نیمههادیها گرفته تا انرژیهای پاک و زنجیرههای تأمین جهانی، دو قدرت اقتصادی جهان در تلاشاند موقعیت برتر خود را تثبیت یا ارتقا دهند. صنعت خودروسازی، بهویژه با محوریت خودروهای برقی و هوشمند، به یکی از مهمترین بخشهای این میدان رقابت بدل شده است.
جنگ برای آینده خودروسازی
چین با توسعه سریع فناوری باتری و تولید انبوه خودروهای برقی با قیمت رقابتی، سهم قابلتوجهی از بازار جهانی را به دست آورده است. در مقابل، آمریکا میکوشد ضمن حفاظت از تولید داخلی، جایگاه خود را در فناوریهای آینده حفظ کند. این تقابل منافع، صنعت خودرو را به نقطه تمرکز سیاستهای اقتصادی و حتا امنیتی دو کشور تبدیل کرده است.
دیوار تعرفهای برای حمایت از تولید داخلی
واشینگتن برای محدودسازی ورود مستقیم خودروهای تولیدشده در چین، تعرفههای سنگینی اعمال کرده است. این سیاست هم با هدف حمایت از اشتغال و تولید داخلی و هم در راستای کاهش وابستگی راهبردی به رقیب اقتصادی طراحی شده است.
تعرفههای بالا عملاً مسیر واردات گسترده خودروهای چینی را دشوار کرده و پیام روشنی به بازار مخابره کرده است؛ اولویت با تولید در داخل خاک آمریکاست، اما این تنها نیمی از راهبرد آمریکاست.
سرمایهگذاری مشروط؛ راهی که باز مانده است
در کنار محدودیتهای تجاری، آمریکا مسیر سرمایهگذاری مستقیم در خاک خود را کاملاً نبسته است. اگر یک خودروساز چینی کارخانهای در آمریکا احداث کند، نیروی کار آمریکایی استخدام کند و در چارچوب مقررات سختگیرانه سرمایهگذاری فعالیت کند، امکان حضور در بازار را خواهد داشت؛ مشروط بر آنکه این حضور، امنیت اقتصادی و منافع ملی آمریکا را تهدید نکند.
این مدل، نمونهای از رقابت مدیریتشده است؛ رویکردی که در آن حتا سرمایه رقیب نیز میتواند در خدمت تقویت اقتصاد داخلی قرار گیرد. به بیان دیگر، آمریکا تلاش میکند کنترل بازی را در دست داشته باشد و قواعدی تعریف کند که سود نهایی به اقتصاد این کشور بازگردد.
نگرانی صنعت خودروی آمریکا
طبیعی است که بخشی از خودروسازان آمریکایی نسبت به این رویکرد محتاط باشند. برندهای چینی با تکیه بر مقیاس تولید بالا و هزینههای پایینتر، بهویژه در بخش خودروهای برقی اقتصادی، میتوانند فشار رقابتی قابلتوجهی بر بازار وارد کنند.
با این حال، نگاه سیاستگذاران آمریکایی بر این اصل استوار است که رقابت کنترلشده میتواند به افزایش بهرهوری، تسریع نوآوری و ارتقای توان رقابتی شرکتهای داخلی منجر شود. از این منظر، تهدید بالقوه میتواند به فرصتی بالفعل تبدیل شود؛ به شرط آنکه چارچوبهای نظارتی و امنیتی رعایت شود.
رقابت اقتصادی در لباس سیاست
بخش مهمی از تحرکات سیاسی دو کشور در عرصه بینالمللی نیز در راستای همین رقابت اقتصادی قابل تحلیل است. تلاش برای شکلدهی ائتلافهای اقتصادی جدید، بازتعریف توافقهای تجاری و تنظیم زنجیرههای تأمین، همگی با هدف تثبیت برتری در بازارهای جهانی انجام میشود. خودرو در این میان تنها یک صنعت نیست، بلکه نمادی از رقابت بر سر آینده اقتصاد جهانی است.
الگویی قابل تأمل برای ایران
رویکرد آمریکا در مواجهه با سرمایه چینی، ترکیب محدودسازی واردات با جذب مشروط سرمایهگذاری، مدلی است که بسیاری از کشورها آرزوی تحقق آن را دارند. در این مدل، خطوط قرمز امنیتی مشخص است، چارچوب حقوقی پایدار وجود دارد و بازار بزرگ مصرف، جذابیت سرمایهگذاری را تقویت میکند.
در مقابل، صنعت خودروی ایران با چالشهایی همچون محدودیتهای بینالمللی، نوسان سیاستهای اقتصادی، ضعف دسترسی به بازارهای صادراتی و ریسکهای سرمایهگذاری مواجه است. همین تفاوت ساختاری باعث شده است که در حالیکه آمریکا حتا در اوج رقابت با چین میتواند سرمایه رقیب را به نفع اقتصاد خود هدایت کند، خودروسازی ایران همچنان در مسیر ایجاد بسترهای لازم برای جذب سرمایه پایدار قرار داشته باشد.
دیدگاه ها