آتش بازار خودرو جاده مخصوص را خاکستر می‌کند

بازار خودرو و جاده مخصوص
بازار خودرو و جاده مخصوص

بازار خودرو دوباره شعله‌ور شده، اما این‌بار آتش فقط دامن مصرف‌کننده را نگرفته، بلکه مستقیماً به قلب جاده مخصوص رسیده است. همان جاده‌ای که سال‌ها نماد «تولید ملی»، «حمایت دولتی» و «صنعت راهبردی» بود، حالا زیر بار گرانی، رکود، بی‌اعتمادی و سیاست‌گذاری‌های متناقض در حال سوختن است. آتشی که با هر افزایش قیمت، هر وعده توخالی و هر تصمیم پشت‌پرده، تندتر می‌شود و خاکسترش ابتدا بر سر خودروساز و بعد بر سر مردم می‌ریزد.

فونیکس f8 f8 EV

در این شرایط، افزایش قیمت خودرو دیگر خبر نیست؛ تکرار یک فاجعه مزمن است. فاجعه‌ای که ریشه‌اش نه در نرخ ارز، نه در تحریم و نه حتا در کمبود قطعه خلاصه می‌شود، بلکه در یک ساختار بیمار و رانتی جا خوش کرده است. بازاری که در آن به‌جای مصرف‌کننده و خودروساز، دیدگاه امنیتی غیرپوپولیستی و فاقد منطق اقتصادی به نفع سیستم رانتی قیمت‌گذار است.

واقعاً به نظر می‌رسد دولت ناظرِ بی‌اختیار و مصرف‌کننده قربانی همیشگی هستند.

نتیجه این سیاست که سال‌های سال گریبان مردم را چسبیده و آن‌ها را به مرز ناامیدی و خفگی رسانده، خودروهایی با کیفیت دهه‌ها قبل، قیمت‌های نجومی امروز و آینده‌ای مبهم برای صنعتی است که باید پیشران اقتصاد و سایر صنایع باشد.

جاده مخصوص سال‌ها پشت دیوار حمایت‌های ظاهری و رانت‌های پنهان درجا می‌زند. حمایتی اگر انجام شده نیز بیش‌تر سرپوشی برای ناکارآمدی و ادامه توزیع رانت و سوءاستفاده‌های سیاسی از این صنعت بوده است.

هر بار نیز که بازار ملتهب و مصرف‌کننده و تولیدکننده معترض شده‌اند، نسخه تکراری پیچیده‌اند؛ سرکوب قیمت، قرعه‌کشی، وعده افزایش تولید یا مقصر دانستن دلال‌ها. اما هیچ‌یک از متولیان متهم دانایی نپرسید چرا اساساً بازاری شکل گرفته که با یک خبر، با یک شایعه یا با یک مصوبه، این‌گونه منفجر می‌شود؟ چرا خودرویی که باید کالای مصرفی باشد، به ابزار سرمایه‌گذاری و حفظ ارزش پول تبدیل شده است؟

واقعیت تلخ این است که آتش بازار خودرو، نتیجه مستقیم انحصار است؛ انحصاری که به اسم خودروساز و به نام حاکمیت است. انحصاری که رقابت را خفه کرد، نوآوری را کشت و مصرف‌کننده را به گروگان گرفت. این بازار در حال حاضر به دلیل انباشت مشکلات و چالش‌ها به انبار باروت شبیه شده است؛ بازاری که هر لحظه آماده انفجار است و صنعتی که با هر موج گرانی، یک قدم به فروپاشی نزدیک‌تر می‌شود.

از آن‌سو، سیاست‌گذار هم یا نمی‌خواهد یا نمی‌تواند تصمیم سخت بگیرد. در شرایط فعلی، واردات آزاد است اما نیم‌بند و قطره‌چکانی. اصلاح ساختار خودروسازی نیز در حد شعار و خصوصی‌سازی، به‌رغم تلاش‌ها، روی کاغذ مانده است. این بلاتکلیفی جز سوختن سرمایه اجتماعی حاصل دیگری ندارد؛ مردمی که دیگر به هیچ وعده‌ای اعتماد ندارند و بازاری که با کوچک‌ترین جرقه، شعله می‌کشد.

نکته تلخ ماجرا این است که همین افزایش قیمت‌ها که قرار بود زیان خودروساز را جبران کند، حالا خود جاده مخصوص را تهدید می‌کند. رکود سنگین، کاهش قدرت خرید، انبار شدن خودروها و افت تقاضای واقعی، نشانه‌هایی است که می‌گوید این آتش، کنترل‌ناپذیر شده است. صنعتی که مشتری نداشته باشد، با هر قیمتی هم دوام نمی‌آورد.

اگر سیاست‌گذار همچنان به مسکن‌های کوتاه‌مدت دل خوش کند، باید منتظر روزی باشد که از جاده مخصوص، فقط نامی بماند و خاکستری سرد. آتش بازار خودرو خاموش نمی‌شود مگر با شکستن انحصار، شفافیت، رقابت واقعی و پذیرش این واقعیت ساده؛ صنعت بیمار را دستان آلوده دولت نمی‌تواند درمان کند.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.