مالزی از گرندپری بحرین ۲۳۰ میلیون دلار به جیب زد

مدار سپانگ مالزی با میزبانی گرندپری بحرین در سه روز ۲۶۱ هزار تماشاگر دید و اثر اقتصادی آن نزدیک به ۲۳۰ میلیون دلار اعلام شد. در همین حال، ایران با همهی علاقهی جامعهاش به خودرو در این دنیای جذاب جایی ندارد.
اوایل اکتبر، مداری که حدود یک دهه از تقویم فرمول یک دور مانده بود، دوباره پر از جمعیت شد. حدود ۲۶۱ هزار تماشاگر در سه روز به سپانگ رفتند که ۱۰۳ هزار نفرشان روز مسابقه حاضر بودند و بیش از ۵۰ هزار نفر هم گردشگر خارجی بودند. وزارت ورزش مالزی با استناد به دادههای مدیریت فرمول یک، اثر اقتصادی این رویداد را نزدیک به ۹۵۰ میلیون رینگیت، یعنی حدود ۲۳۰ میلیون دلار، اعلام کرد.
انصاف حکم میکند دقیق باشیم. این عدد اثر اقتصادی است، نه سود خالص و ارزیابی مستقل هزینه و فایدهاش هنوز تمام نشده است. مالزی از بخت خوب، هزینهی حق میزبانی را هم نپرداخت، چون بحرین آن را بر عهده گرفته بود. خود مالزی هم سال ۲۰۱۷ بهخاطر بالا رفتن هزینهها و کم شدن بازدهی از تقویم کنار رفته بود. یعنی فرمول یک جایی نیست که فقط پول بریزد.
اما پرسش اصلی ما این نیست که مالزی چقدر سود برد. پرسش این است که چرا ایران حتی پشت میزی که چنین گفتگوهایی در آن میشود، جایی ندارد.
انزوا؛ گرانترین هزینهی ورزش ما

فرمول یک پیش از آنکه مسابقه باشد، شبکهای از قراردادها، مجوزها، اسپانسرها و روابط دولتی است. بحرین و مالزی توانستند در چند ماه به توافقی برسند که فرمول یک و فدراسیون بینالمللی خودرو هم آن را تأیید کردند. این نوع چابکی دیپلماتیک برای کشوری ممکن است که با دنیا رابطهی کاری دارد. کشوری که تحریمهای بانکی و درگیریهای مداوم سیاسی، انتقال یک دلار را برایش دشوار کرده در عمل از آغاز از این گفتگو بیرون است.
زیرساختی که ساخته نشد

ایران بازار خودرو و جمعیت جوان و علاقهمندی به این حوزه دارد، اما مداری در سطح استانداردهای فدراسیون جهانی ندارد. سپانگ پیش از هر چیز یک پروژهی بلندمدت دولتی بود که با نگاه به گردشگری و برندسازی ساخته شد. در ایران، ورزش موتوری بیشتر به تفریح و سرگرمی تقلیل یافته و در برنامههای کلان کشور جایی برای ساخت چنین زیرساختی دیده نشده است.
برای میزبانی یک مسابقهی جهانی، گردشگر باید راحت وارد شود، راحت پرداخت کند و در آن چند روز احساس امنیت و آزادی کند. کارتهای بانکی بینالمللی در ایران کار نمیکنند، رزرو آنلاین دشوار است و محدودیتهای اجتماعی، از حضور زنان در بسیاری از رویدادها تا قواعد پوشش و برگزاری کنسرت و جشن، تصویری از کشور میسازد که برای تماشاگر خارجی جذاب نیست.
در مسابقهای مانند فرمول یک که با موسیقی، سرگرمی و تجربهی جمعیتی پیوند خورده، این محدودیتها جدیاند. مدیران برگزاری سپانگ پیش از مسابقه، از فهرست هنرمندانی که بحرین به مالزی آورده بود ابراز شگفتی کردند.
ورزش بهعنوان دیپلماسی، نه تشریفات
کشورهای منطقه فهمیدهاند که یک مسابقهی جهانی هم تبلیغ است، هم سرمایهگذاری و هم دیپلماسی. بر اساس اعلام وزارت ورزش مالزی، این رویداد در سراسر جهان پخش شد و ۸۲۷ میلیون بیننده داشت. ایران چنین فرصتهایی را یا نمیبیند یا اولویتش نیست. بودجه و توجه به ورزشهای پرهزینهی مدالی و نمایشی میرود در حالی که ورزشهایی با ظرفیت اقتصادی بالا، مثل رالی و اتومبیلرانی بیصاحب ماندهاند.
نمیشود با قطعیت گفت که اگر سیاستهای دیگری داشتیم، امروز میزبان فرمول یک بودیم. اما میشود گفت چنین مسیری برای ما کاملاً بسته مانده است. نه مدار داریم، نه شریک تجاری قابل اعتماد، نه ساختار گردشگری روان، و نه مدیری که در این زمینه جسارت یا آزادی عمل داشته باشد.
اوایل اکتبر، مداری که حدود یک دهه از تقویم فرمول یک دور مانده بود، دوباره پر از جمعیت شد. حدود ۲۶۱ هزار تماشاگر در سه روز به سپانگ رفتند که ۱۰۳ هزار نفرشان روز مسابقه حاضر بودند و بیش از ۵۰ هزار نفر هم گردشگر خارجی بودند. وزارت ورزش مالزی با استناد به دادههای مدیریت فرمول یک، اثر اقتصادی این رویداد را نزدیک به ۹۵۰ میلیون رینگیت، یعنی حدود ۲۳۰ میلیون دلار، اعلام کرد.
انصاف حکم میکند دقیق باشیم. این عدد اثر اقتصادی است، نه سود خالص و ارزیابی مستقل هزینه و فایدهاش هنوز تمام نشده است. مالزی از بخت خوب، هزینهی حق میزبانی را هم نپرداخت، چون بحرین آن را بر عهده گرفته بود. خود مالزی هم سال ۲۰۱۷ بهخاطر بالا رفتن هزینهها و کم شدن بازدهی از تقویم کنار رفته بود. یعنی فرمول یک جایی نیست که فقط پول بریزد.
اما پرسش اصلی ما این نیست که مالزی چقدر سود برد. پرسش این است که چرا ایران حتی پشت میزی که چنین گفتگوهایی در آن میشود، جایی ندارد.
انزوا؛ گرانترین هزینهی ورزش ما

فرمول یک پیش از آنکه مسابقه باشد، شبکهای از قراردادها، مجوزها، اسپانسرها و روابط دولتی است. بحرین و مالزی توانستند در چند ماه به توافقی برسند که فرمول یک و فدراسیون بینالمللی خودرو هم آن را تأیید کردند.
این نوع چابکی دیپلماتیک برای کشوری ممکن است که با دنیا رابطهی کاری دارد. کشوری که تحریمهای بانکی و درگیریهای مداوم سیاسی، انتقال یک دلار را برایش دشوار کرده در عمل از آغاز از این گفتگو بیرون است.
زیرساختی که ساخته نشد
ایران بازار خودرو و جمعیت جوان و علاقهمندی به این حوزه دارد، اما مداری در سطح استانداردهای فدراسیون جهانی ندارد. سپانگ پیش از هر چیز یک پروژهی بلندمدت دولتی بود که با نگاه به گردشگری و برندسازی ساخته شد. در ایران، ورزش موتوری بیشتر به تفریح و سرگرمی تقلیل یافته و در برنامههای کلان کشور جایی برای ساخت چنین زیرساختی دیده نشده است.
گردشگری که خودش را قفل کرده
برای میزبانی یک مسابقهی جهانی، گردشگر باید راحت وارد شود، راحت پرداخت کند و در آن چند روز احساس امنیت و آزادی کند. کارتهای بانکی بینالمللی در ایران کار نمیکنند، رزرو آنلاین دشوار است و محدودیتهای اجتماعی، از حضور زنان در بسیاری از رویدادها تا قواعد پوشش و برگزاری کنسرت و جشن، تصویری از کشور میسازد که برای تماشاگر خارجی جذاب نیست.
در مسابقهای مانند فرمول یک که با موسیقی، سرگرمی و تجربهی جمعیتی پیوند خورده، این محدودیتها جدیاند. مدیران برگزاری سپانگ پیش از مسابقه، از فهرست هنرمندانی که بحرین به مالزی آورده بود ابراز شگفتی کردند.
ورزش بهعنوان دیپلماسی، نه تشریفات
کشورهای منطقه فهمیدهاند که یک مسابقهی جهانی هم تبلیغ است، هم سرمایهگذاری و هم دیپلماسی. بر اساس اعلام وزارت ورزش مالزی، این رویداد در سراسر جهان پخش شد و ۸۲۷ میلیون بیننده داشت. ایران چنین فرصتهایی را یا نمیبیند یا اولویتش نیست. بودجه و توجه به ورزشهای پرهزینهی مدالی و نمایشی میرود در حالی که ورزشهایی با ظرفیت اقتصادی بالا، مثل رالی و اتومبیلرانی بیصاحب ماندهاند.
فرصتی که هنوز بسته نشده
نمیشود با قطعیت گفت که اگر سیاستهای دیگری داشتیم، امروز میزبان فرمول یک بودیم. اما میشود گفت چنین مسیری برای ما کاملاً بسته مانده است. نه مدار داریم، نه شریک تجاری قابل اعتماد، نه ساختار گردشگری روان، و نه مدیری که در این زمینه جسارت یا آزادی عمل داشته باشد.
مالزی اکنون دارد با ارزیابی هزینه و فایده تصمیم میگیرد که بازگشت به فرمول یک ارزش دارد یا نه. این همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم: دانستن قیمت و ارزش یک فرصت، پیش از دست دادنش. تا زمانی که مدیریت ورزش و اقتصاد ما در دایرهی انزوا و بی برنامگی بچرخد، ما فقط تماشاگر خواهیم ماند، آن هم بیشتر از طریق شبکههای اجتماعی.مالزی اکنون دارد با ارزیابی هزینه و فایده تصمیم میگیرد که بازگشت به فرمول یک ارزش دارد یا نه. این همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم: دانستن قیمت و ارزش یک فرصت، پیش از دست دادنش. تا زمانی که مدیریت ورزش و اقتصاد ما در دایرهی انزوا و بی برنامگی بچرخد، ما فقط تماشاگر خواهیم ماند، آن هم بیشتر از طریق شبکههای اجتماعی.




دیدگاه ها