از خودروسازی تا نیمهرسانا؛ ویتنام چگونه آمریکا را از دشمن به شریک تبدیل کرد؟

ویتنام زمانی یکی از بزرگترین میدانهای جنگ آمریکا بود، اما امروز بخشی از زنجیره تولید خودرو، قطعات و فناوریهای پیشرفته آمریکا در این کشور قرار دارد. از خودروسازی تا نیمهرسانا، هانوی نشان داده است که میتوان گذشته را فراموش نکرد، اما آینده را گروگان گذشته هم نگرفت. در این میان باید دید ویتنام چگونه دشمن دیروز را به شریک اقتصادی امروز تبدیل کرده است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، ویتنام در ۹ ماهه ابتدایی ۲۰۲۶ موفق به صادرات ۱۵.۰۸۲ میلیارد دلار در گروه وسایل حملونقل و قطعات یدکی شده است.
ویتنام برای رسیدن به این نقطه، گذشته خود را پاک نکرد. جنگ با آمریکا بخشی از تاریخ این کشور باقی ماند، اما سیاستگذاران ویتنامی بهتدریج میان خاطره جنگ و منافع آینده فاصله ایجاد کردند.
روابط دیپلماتیک دو کشور در سال ۱۹۹۵ عادی شد و توافق تجاری دوجانبه در سال ۲۰۰۱ مسیر جدیدی برای روابط اقتصادی باز کرد. نتیجه، امروز کاملاً قابل مشاهده است: تجارت دوجانبه آمریکا و ویتنام که در سال ۱۹۹۵ تنها حدود ۴۵۱ میلیون دلار بود، در سال ۲۰۲۳ به نزدیک ۱۲۴ میلیارد دلار رسید.
این یعنی ویتنام تصمیم گرفت دشمن سابق را نه از زاویه گذشته، بلکه از زاویه فرصتهای آینده ببیند.
عددی که فقط یک عدد نیست
در ۹ ماهه نخست ۲۰۲۶، صادرات کالایی ویتنام به ۴۳۴.۳ میلیارد دلار رسید؛ یعنی ۲۴.۵ درصد بیشتر از مدت مشابه سال قبل. نکته مهمتر آن است که ۹۰.۴ درصد این صادرات را محصولات صنعتی و فرآوریشده تشکیل دادهاند. در همین مدت، صادرات گروه وسایل حملونقل و قطعات یدکی به ۱۵.۰۸۲ میلیارد دلار رسید و ۱۷.۱ درصد رشد کرد.
اما شاید مهمتر از این اعداد، ترکیب اقتصاد صادراتی ویتنام باشد. در ۹ ماهه نخست سال، شرکتهای دارای سرمایهگذاری خارجی بیش از ۸۰ درصد صادرات این کشور را به خود اختصاص دادهاند. آمریکا نیز با حدود ۱۴۰ میلیارد دلار، بزرگترین بازار صادراتی ویتنام بوده است. این همان نقطهای است که بحث خودرو اهمیت پیدا میکند.
خودرو فقط یک محصول نهایی نیست. پشت هر خودرو، مجموعهای از قطعات، فولاد، الکترونیک، نرمافزار، تراشه، لجستیک، سرمایهگذاری و شبکه فروش قرار دارد. کشوری که بتواند خود را در این زنجیره جا بدهد، دیگر صرفاً «خودرو تولید نمیکند»؛ بلکه بخشی از اقتصاد جهانی را در داخل مرزهای خود مستقر میکند.
از خودرو تا تراشه
ویتنام خیلی زود فهمید که آینده صنعت خودرو، فقط موتور و گیربکس نیست. خودروهای جدید بیش از گذشته به تراشه و الکترونیک وابستهاند و همین موضوع، صنعت خودرو را به صنعت نیمهرسانا گره زده است.
اینجاست که رابطه ویتنام و آمریکا وارد مرحلهای تازه میشود. در سال ۲۰۲۳، دو کشور همکاری رسمی برای توسعه اکوسیستم نیمهرسانا را آغاز کردند. آمریکا نیز از طریق منابع قانون CHIPS برای توسعه نیروی انسانی این صنعت در ویتنام حمایت کرد. واشنگتن صراحتاً ویتنام را یکی از شرکای بالقوه برای متنوعسازی و مقاومتر کردن زنجیره جهانی نیمهرسانا معرفی کرده است؛ بهویژه با تکیه بر ظرفیت این کشور در مونتاژ، تست و بستهبندی تراشهها.
به بیان سادهتر، ویتنام از کارخانه خودرو به کارخانه قطعه و از قطعه به زنجیره فناوری رسیده است. این اتفاق تصادفی نیست.
منافع ملی، نه فراموشی تاریخ
اشتباه است اگر تجربه ویتنام را صرفاً «آشتی با آمریکا» بدانیم. مسئله اصلی، آشتی یا دشمنی نیست؛ مسئله، تعریف منافع ملی است.
ویتنام تاریخ خود را فراموش نکرده و حتی همکاریهای مربوط به تبعات جنگ همچنان بخشی از روابط دو کشور است. اما همزمان، این کشور توانسته روابط خود با آمریکا را در حوزههایی مانند تجارت، سرمایهگذاری، امنیت اقتصادی، فناوری، مواد معدنی حیاتی، انرژی و زنجیره تأمین گسترش دهد. در سال ۲۰۲۳ نیز روابط دو کشور به سطح مشارکت راهبردی جامع ارتقا یافت.
یعنی هانوی به جای آنکه اجازه دهد اختلافات تاریخی تمام ظرفیتهای آینده را مسدود کند، بخشی از سیاست خارجی و اقتصادی خود را بر اساس نیازهای توسعهای بازتعریف کرد.
فاصلهای که صنعت خودرو نشان میدهد
اینجا مقایسه با ایران برای صنعت خودرو قابل تأمل است.
در حالی که ویتنام در ۹ ماهه نخست ۲۰۲۶ بیش از ۱۵ میلیارد دلار صادرات در گروه وسایل حملونقل و قطعات داشته، ارزش صادرات خودرو و قطعات ایران در ۶ ماهه نخست ۱۴۰۴ تنها ۲۱.۹ میلیون دلار بوده و حتی نسبت به ۲۷.۶ میلیون دلار مدت مشابه سال قبل کاهش یافته است. این دو عدد صرفاً یک مقایسه آماری نیستند؛ تصویری از دو مدل متفاوت توسعه صنعتیاند.
یک مدل تلاش میکند خودروسازی را به زنجیره جهانی تولید، سرمایه، فناوری و بازار متصل کند. مدل دیگر، صنعت خودرو را درگیر محدودیت ارز، تحریم، ضعف صادرات، مشکلات انتقال فناوری و بازار محدود داخلی میبیند.
مسئله، دوست یا دشمن نیست
درس ویتنام برای صنعت خودروی ایران لزوماً این نیست که باید با آمریکا دوست شد یا دشمنی را کنار گذاشت. درس اصلی، توانایی تعریف منافع اقتصادی در کنار ملاحظات سیاسی و امنیتی است.
ویتنام گذشته خود را حذف نکرد؛ اما آینده را گروگان گذشته نکرد. به جای آنکه فقط به تولید داخل فکر کند، به زنجیره تولید جهانی فکر کرد. به جای آنکه صرفاً کارخانه بسازد، سرمایه، فناوری، بازار و دانش را نیز وارد معادله کرد.
شاید مهمترین پرسش برای صنعت خودروی ایران نیز همین باشد: آیا قرار است خودروسازی فقط برای بازار داخلی خودرو تولید کند، یا روزی بتواند بخشی از زنجیره جهانی خودرو، قطعه و فناوری باشد؟
تجربه ویتنام نشان میدهد فاصله میان این دو انتخاب، فقط فاصله میان دو صنعت نیست؛ فاصله میان دو نوع نگاه به آینده است.





دیدگاه ها