عدالت ویترینی در بزرگراه تبعیض؛ خودروهای منطقه آزاد در سفره‌های خالی

خودروهای مناطق آزاد
خودروهای مناطق آزاد

آزادسازی تردد خودروهای مناطق آزاد در اوج بحران معیشتی، فراتر از یک تصمیم فنی، رونمایی عدالت ویترینی در بزرگراه تبعیض و ترجیح منافع اقلیت متمول بر رنج اکثریت جامعه است؛ رویکردی که تناقض عمیق ادعاهای عدالت‌محور و واقعیت‌های عریان حکمرانی طبقاتی را به نمایش می‌گذارد. خودروهای منطقه آزاد در سفره‌های خالی چیزی جز دهن‌کجی به مردم است؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، در روزگاری که واژه «عدالت» بیش از هر زمان دیگری در تریبون‌های رسمی تکرار می‌شود، ابلاغ مصوبه آزاد شدن تردد خودروهای مناطق آزاد در سراسر کشور، نه‌تنها یک تصمیم اقتصادی، بلکه یک دهن‌کجی آشکار به توده‌های مردم است. این تصمیم در یکی از سیاه‌ترین دوران‌های معیشتی تاریخ معاصر، یعنی زمانی که تورم افسارگسیخته نان را از سفره‌ها ربوده و گوشت را به آرزویی دوردست تبدیل کرده، نشان‌دهنده شکافی عمیق میان ادعاهای حاکمیت و واقعیت‌های حکمرانی است.

آزاد شدن تردد این خودروها که ذاتاً متعلق به قشری خاص و متمول است، در حالی رخ می‌دهد که طبقات ضعیف و متوسط جامعه زیر بار هزینه‌های کمرشکن زندگی استخوان خرد می‌کنند. این تقابل یادآور این حقیقت تلخ است که گویی در نگاه نظام تصمیم‌گیر، جامعه به دو پاره تقسیم شده است: اقلیتی که باید با خودروهای به‌روز و لوکس جهانی در خیابان‌ها تفاخر کنند و اکثریتی که حتا توان خرید اقتصادی‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین خودروهای داخلی را ندارند.

آیا حاکمیت خود را تنها مسئول رضایت همان دهک‌های بالایی می‌داند؟ وقتی با نگاهی صرفاً درآمدزا چنین مجوزی صادر می‌شود، عملاً اعلام کرده است که عدالت تنها روی کاغذ اعتبار دارد. دولت با ولع تمام به دنبال کسب نقدینگی است و در این مسیر، ابایی ندارد که تبعیض را به عریان‌ترین شکل ممکن در کف خیابان‌ها به نمایش بگذارد.

در این میان، بازی‌های نمایشی نظیر تشکیل کمیته قیمت‌گذاری بیش‌تر شبیه به یک شوخی گزنده است؛ وقتی تفاوت قیمت‌ها و رانت‌های ناشی از این ترددها به میلیاردهای نجومی می‌رسد، صحبت از نظارت بر قیمت، تنها غباری برای پوشاندن حقیقتِ رانت است.

البته مسلم است که برخورداری از خودروی باکیفیت و ایمن، حق طبیعی هر شهروند است، اما نکته اساسی این‌جاست که چرا این حق همواره برای اقلیتی خاص فوری و ملموس می‌شود، اما برای اکثریت جامعه تبدیل به یک رؤیای محال؟

چرا تمام تصمیم‌های سخت، ریاضت‌های اقتصادی و جراحی‌های بدون بیهوشی، سهم مردم عادی است و نفعِ آزادسازی‌ها و تسهیلات خاص، همیشه نصیب قشری می‌شود که کم‌ترین فشار را از بحران‌ها حس می‌کنند؟

این تناقض شدید، ریشه‌های اعتماد عمومی را می‌خشکاند. حاکمیت اقتصادی که مدعی مستضعف‌نوازی است، نمی‌تواند از یک سو تماشاگر کوچک شدن سفره‌های مردم باشد و از سوی دیگر برای لوکس‌سواران فرش قرمز پهن کند. این رویکرد، بوی حکمرانی طبقاتی می‌دهد. وقتی نفع هر تصمیمی به جیب عده‌ای خاص می‌رود و ضرر آن به عموم مردم تحمیل می‌شود، دیگر نمی‌توان از همبستگی ملی سخن گفت.

آیا سیاست‌گذاران نمی‌بینند که این خودروها در خیابان‌های کلان‌شهرها، نه نماد توسعه، بلکه نماد اعتراف به شکست عدالت هستند؟ این تصمیم پیام روشنی دارد: در نظام اولویت‌بندی فعلی، پر کردن خزانه دولت و راضی نگه داشتن کانون‌های ثروت، بسیار مهم‌تر از تسکین دردهای مردمی است که دیگر توان خرید اقتصادی‌ترین خودروهای داخلی را هم ندارند. این بزرگراهی است که تنها برای از ما بهتران ساخته شده است. شاید هم ارکان حاکمیت بخش جدانشدنی از همین از ما بهتران باشند.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.