عربستان چهار سال تا اولین خودرو؛ ایران بیست سال برای رسیدن به بحران

عربستان از نخستین محصولات برند ملی خود، «سیر»، رونمایی کرد؛ برندی که در سال ۲۰۲۲ شکل گرفت و چهار سال بعد به محصول رسید. این اتفاق یک پرسش جدی برای صنعت خودرو ایران ایجاد میکند؛ چرا کشوری بدون سابقه طولانی خودروسازی توانست در چهار سال از تصمیم به محصول برسد، اما ایران، بهرغم سند چشمانداز و سابقهای بیش از نیم قرن، به بحران رسیده است؟
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، البته منظور از اولین خودرو، نخستین محصول یک برند سعودی است، نه نخستین خودروی تولیدشده در عربستان. پیش از سیر، لوسید در سال ۲۰۲۳ کارخانه خود را در این کشور راهاندازی کرده بود. اهمیت سیر در ایجاد یک برند ملی با اتکا به سرمایه، فناوری و شرکای بینالمللی است.
این در حالی است که ایران دههها تجربه، زیرساخت، زنجیره تأمین و نیروی متخصص دارد. در سند چشمانداز ۱۴۰۴ صنعت خودرو نیز تولید سه میلیون خودرو، صادرات یک میلیون دستگاه و تبدیل شدن به قدرت نخست خودرویی منطقه هدفگذاری شده بود؛ اهدافی که فاصله آنها با عملکرد امروز، پرسش درباره شیوه اجرای سیاست صنعتی را برجسته میکند. اما چه مؤلفهها و عواملی موجب شد که عربستان به اهدافش دست پیدا کند و ایران به بحران و ابهام برسد؟
سند در برابر پروژه
تفاوت نخست در نحوه اجرای هدفگذاری است.
در ایران اهداف بزرگ کم نبوده، اما تبدیل آنها به پروژههایی با سرمایه، شریک فناوری، زمانبندی و مسئولیت مشخص، بارها با مشکل روبهرو شده است.
سیر از ابتدا یک پروژه مشخص بود؛ صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان و فاکسکان پشت آن قرار گرفتند و فناوری قطعات BMW نیز وارد پروژه شد.
تفاوت فقط در داشتن سند نیست؛ در نحوه رساندن سند به خط تولید است.
تجربه در برابر چابکی
ایران مزیت بزرگی به نام تجربه دارد، اما سابقه طولانی لزوماً چابکی ایجاد نمیکند.
صنعتی که چند دهه با ساختارها و محصولات قدیمی فعالیت کرده، برای تغییر مسیر هزینه بیشتری میپردازد. عربستان چنین میراثی نداشت و توانست ورود خود را با خودروهای برقی، نرمافزار و فناوریهای جدید پیوند بزند.
در اینجا تجربه، بدون اصلاح ساختار، میتواند از مزیت به محدودیت تبدیل شود.
خودکفایی در برابر اتصال به جهان
سیر نمونهای از یک انتخاب متفاوت است؛ ساختن صنعت ملی از مسیر اتصال به فناوری جهانی.
فاکسکان در این پروژه حضور دارد و از فناوری قطعات بامو استفاده میشود. عربستان همزمان با لوسید و هیوندای نیز همکاری کرده است. هدف، جذب سرمایه، فناوری، استانداردهای تولید و ایجاد زنجیره تأمین است.
در ایران، تحریمها و بیثباتی همکاریهای خارجی، چنین مسیری را محدود کرده و خودروسازی را بیش از پیش به ظرفیتهای داخلی وابسته کرده است.
صنعت موجود در برابر صنعت آینده
ایران صنعتی بزرگ و باسابقه دارد، اما بخش مهمی از انرژی آن صرف حفظ و اداره همین ساختار شده است.
عربستان از نقطه دیگری وارد شده؛ خودروهای برقی، زنجیره تأمین جدید و فناوریهای آینده. ایجاد شرکت «تسارع» برای توسعه زنجیره تأمین خودرو نیز در همین چارچوب قرار دارد.
البته رونمایی از محصولات سیر به معنای شکلگیری یک صنعت بالغ نیست. عربستان هنوز باید تولید انبوه، کیفیت، رقابتپذیری و صادرات پایدار را اثبات کند.
اما مقایسه دو مسیر یک نکته مهم را نشان میدهد؛ مزیت صنعتی فقط کارخانه، مهندس و سابقه نیست؛ توان تبدیل سرمایه و تصمیم به محصول رقابتی نیز بخشی از مزیت است.
ایران از منابع و ظرفیت صنعتی کم ندارد. مسئله این است که چرا این ظرفیتها کمتر از انتظار به فناوری روز، محصول رقابتی و صادرات تبدیل شدهاند.
عربستان هنوز در ابتدای راه است، اما در چهار سال نشان داده که میتوان یک پروژه صنعتی را سریع از مرحله تصمیم به محصول رساند.
شاید مهمترین تفاوت همین باشد؛ ایران صنعت خودرو را از گذشته به ارث برده و آن را به ملک دولتی تبدیل کرده است؛ اما عربستان در حال طراحی صنعت خودرو برای آینده است. آیندهای متصل به جهان و بدون نفت.





هرچند وضعیت خودروسازی کشور مایه سرافکندگیست ولی قبلا از مدل های توسعه عربستان زیاد دیدیم و چشیدیم.
بهتره برای سرکوفت و بدبخت نمایی دنبال کشورهایی باشید که اختیاری از خودشان داشته باشند و مدل توسعه شان وارداتی نباشد. مدل توسعه عربستان همان مدل های فضایی و رویایی است که بهش می گویند گاو شیرده که بناست جیب شرکت های غربی را پر کنه و در آخر هم متروکه و بلا استفاده باشد.