رؤیای ارزان شدن خودرو با نخریدن

هر بار قیمت خودرو جهشی تازه را تجربه میکند، از گوشهای صدایی بلند میشود: «نخرید تا ارزان شود»؛ شعاری آشنا که سالهاست در فضای عمومی تکرار میشود و هر بار نیز با امیدی کوتاهمدت همراه است، اما واقعیت آن است که بازار خودرو در ایران، سالهاست از قواعد ساده و کلاسیک عرضه و تقاضا فاصله گرفته و در اقلیم متفاوت نفس میکشد. در چنین بازاری، نخریدن مردم الزاماً به معنای کاهش قیمت نیست؛ همانگونه که خریدن بیشتر نیز لزوماً به رونق تولید منجر نمیشود.
اقتصاد را معمولاً به رودخانهای تشبیه میکنند که هرچه مسیرش بازتر باشد، آب زلالتر و جریاناش روانتر خواهد بود. اما بازار خودرو در ایران بیشتر به برکهای محصور شباهت دارد؛ برکهای که راه ورود و خروج آب در آن محدود شده است و جریان طبیعی در آن شکل نمیگیرد. در چنین شرایطی، انتظار این که قوانین معمول بازار همان نتایجی را رقم بزنند که در اقتصادهای رقابتی جهان رخ میدهد، بیشتر به آرزو شبیه است تا تحلیل.
در اروپا، آمریکا یا بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، اگر تقاضا کاهش یابد، تولیدکنندگان ناچار به رقابت میشوند. انبارها پر میشود، هزینه نگهداری کالا بالا میرود و فروشنده برای آزاد کردن سرمایه خود ناچار به تعدیل قیمت است. اما آنجا یک پیششرط اساسی وجود دارد؛ وفور عرضه. دهها خودروساز در بازار حضور دارند، واردات آزاد است، سرمایهگذاری خارجی جریان دارد و مصرفکننده میان گزینههای متعدد حق انتخاب دارد.
در ایران اما داستان از جنس دیگری است. اینجا عرضه نه محصول رقابت، بلکه نتیجه ظرفیتهای محدود، سیاستگذاریهای متناقض، تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای تجاری و انحصار ساختاری است. بازار خودرو سالهاست در حصاری از مرزهای بسته و رقابت محدود گرفتار شده است. در چنین فضایی، کاهش خرید مردم الزاما انبارها را پر نمیکند، زیرا عرضه نیز به همان نسبت محدود و کنترل میشود. گویی شیر آبی که به مخزن میریزد، همواره در اختیار همان کسانی است که بازار را مدیریت میکنند.
به همین دلیل است که بسیاری از کمپینهای «نخریدن خودرو» در نهایت بیش از آنکه به کاهش قیمت منجر شوند، به موجی رسانهای تبدیل میشوند که پس از مدتی فروکش میکند و بازار نیز مسیر خود را ادامه میدهد. در اقتصادی که کمبود، ویژگی دائمی بازار است، انتظار سقوط قیمت صرفاً با کاهش مقطعی تقاضا چندان واقعبینانه نیست. قیمتها زمانی عقبنشینی میکنند که کالا فراوان باشد، رقابت واقعی شکل بگیرد و تولیدکننده از ترس از دست دادن مشتری ناچار به امتیاز دادن شود؛ شرایطی که متأسفانه سالهاست در بازار خودرو ایران کمتر دیده میشود.
مسئله اساسی این است که خودرو در ایران تنها یک کالای مصرفی نیست. در دورههای مختلف، به پناهگاهی برای حفظ ارزش پول، ابزاری برای سرمایهگذاری و حتا محلی برای سفتهبازی تبدیل شده است. هنگامی که یک کالا چنین نقشهایی را همزمان بر عهده میگیرد، رفتار بازار آن نیز دیگر شبیه بازارهای عادی نخواهد بود. حتا اگر بخشی از مصرفکنندگان واقعی از خرید منصرف شوند، تقاضاهای دیگری همچنان در کمین بازار باقی میمانند.
از همین رو، گاهی این پرسش مطرح میشود که چرا ایده نخریدن تا این اندازه در فضای عمومی تکرار میشود. شاید به این دلیل که نسخهای ساده و جذاب برای مسئلهای پیچیده به نظر میرسد. مردم دوست دارند باور کنند راهحلی سریع و در دسترس وجود دارد؛ راهی که بدون اصلاح ساختارها، بدون سرمایهگذاری، بدون رفع موانع تولید و بدون گشودن درهای رقابت بتواند قیمتها را مهار کند، اما اقتصاد معمولاً با آرزوها اداره نمیشود.
تلختر آنکه گاهی این شعارها آنقدر تکرار میشوند که خود به بخشی از بازی بازار تبدیل میشوند. افکار عمومی هفتهها سرگرم بحث بر سر کمپینها میشود، درحالیکه، مسائل بنیادیتر همچنان در سایه باقی میمانند؛ مسائلی مانند انحصار، محدودیت واردات، کمبود سرمایهگذاری، فرسودگی فناوری تولید و نبود رقابت مؤثر. درست مانند بیماری که به جای درمان ریشهای، مدام با مسکن سرگرم شود.
حقیقت این است که ارزانی خودرو از مسیر نخریدن نمیگذرد؛ از مسیر افزایش تولید رقابتی، جذب سرمایه، گشایش تجاری، رفع موانع کسبوکار و شکستن انحصار عبور میکند. تا زمانی که بازار در اقلیم کمبود زندگی میکند، انتظار وفور بیشتر به سراب میماند و در سرزمین سراب، هرچه تشنگان بیشتر به افق خیره شوند، آب نزدیکتر نخواهد شد.
خودرو در ایران زمانی ارزان میشود که فراوان شود و فراوانی نیز نه با شعار، بلکه با رقابت، سرمایه و آزادی جریان بازار به دست میآید. تا آن روز، کمپینهای نخریدن بیشتر شبیه بادبادکهایی هستند که در آسمان بحثهای عمومی اوج میگیرند؛ زیبا، پر سر و صدا و امیدوارکننده، اما ناتوان از تغییر جهت باد.





دوستان بیایم از یک زاویه دیگه هم نگاه کنیم فرض بر اینکه قیمت ازاد بشه، وفور بشه من یک سرچ کردم قیمت سری ۱ bmw که پایه ترین مدلش و بقولی دم دستیه ۲۵۰۰۰ دلار, کرولا ۲۲۰۰۰ تا ، با قیمت امروز ۱۷۲۰۰۰ تومن اگلی میشه ۴ میلیارد و سیصد، دومی میشه ۳ میلیارد و هفتصد، تقریبا هم قیمت مدل های میانی چینی قیمت کارخانه ، حالا این قیمت مقایسه کنید با حقوق کارمند ۳۰ میلیونی، هنوزم از دسترس خارجه چون پول یک ماه کارمند ما میشه یکماهش ۱۷۲ دلار ، دقت کنید ۱۷۲ دلار،. حالا بزنید حقوق کارگر مک دونالد تو آمریکا ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار معادل ساعتی حدودا ۱۵ دلار درامدشه ، یعنی یک نفر سواد کم داشته باشه بره اونجا کار کنه ماه اول ایفون پایه و یک لب تاپ ۱۰۰۰ دلاری خریده،. برای تویوتا باید ۱۱ ماه کار کنه، برای bmw 12 ماه، کارمند ما چقدر ۱۴۳ ماه حدودا ، پس فقط مشکل اون تعرفه نیست، مشکل اولیش درامده مردمه بعدش میرسیم به انحصار
جالبه تا دیروز با استدلالهای ظاهرا علمی و منطقی و دهان پر کن در این سایت و سایر محافل بیان می شد اگر خودرو به بخش خصوصی واگذار تمام مشکلات رفع شده، پویایی به تولید و بازار نظر نموده و مصرف کننده برنده این شرایط می شود.
حالا که تمام آن قصه ها نقش برآب شده، برکه و رودخانه و … با الفاظ قشنگ و گول زنک مطرح می شود.
فقط کجای دنیا روی ورود کالا تعرفه نمی گذارد، مگر اینکه مستعمره باشد یا جز کشورهای حاشیه خلیج فارس که فقط بوسیدن بلدن.
حداقل جنگ تعرفهای زردک را که مشاهده می کنید یا …
تعرفه یه اندازه ای داره باید به اندازه باشه نه که قیمت محصول رو چند برابر کنه و البته حق وارد کردن خودرو از هر برندی برای مصرف کننده باید محفوض بمونه این ربطی به بازار نداره.
محفوظ (شرمنده نمیشه ادیت کرد)
بیشتر همین خودرو سازها هستند که این ایده ها رو پخش میکنن تو جامعه ، با یه کامنت ساده ولی زیاد . تکراری ، تنها راه درست شدن مسعله کامل مشخصه (آزادی ورود خودرو صفر کیلومتر برای تمامی مردم از هر برند و کشوری با عوارض و مالیات خیلی کم )
در رابطه با همین موضوع فقط تو خودرو سازی نیست ، حتی شما اگه توی بازار برای خرید یه کت وشلوار هم مراجعه کنید و از قیمت شاکی بشین ، قطعا فروشنده پیشنهاد خرید از جای دیگه یا فصل دیگه ای از سال که قیمت ها ارزون تر هست رو میده ، این هم برای اینکه یه طرفه به قضاوت نریم
البته قسمت اینکه (بیشتر همین خودرو سازها هستند که این ایده ها رو پخش میکنن تو جامعه ، با یه کامنت ساده ولی زیاد . تکراری ،) درست نیست و تحمت هست ، بابت این شرمنده ام ، صرفا یه جون بدبختم که به رویاهاش فکر میکنه با ایمنرنت بدون اجاره از همسایه که روحش هم خبر نداره دارم با اینترتش همیشه کامنت میزارم …. خلاصه از من به دل نگیرید
آفرین،،درود به شرفت که شعار ندادی بحث الکی بی نتیجه نکردی،،همینه چاره چیه مشکل ریشه ای با بحث کمپین حل نمیشه
کاملا درست هست نخریدن ارزان شدن برای یک اقتصاد بازار آزاد هست با مکانیسم عرضه و تقاضا نه در ایران که انحصار حاکم هست
بهترین جمله متن به نظرم این بود:
“حتا اگر بخشی از مصرفکنندگان واقعی از خرید منصرف شوند، تقاضاهای دیگری همچنان در کمین بازار باقی میمانند.”
اینو وقتی دیروز ظرفیت ثبت نام لکسوس ۱۱۰ میلیاردی ظرف ۱۰ دقیقه پر شد فهمیدیم! همیشه یه عده به قصد سود در کمین هستند چون ماهیت این بازار کلا و اساسا عوض شده و مصرفی نیست.