وقتی پیاده‌رو تعمیرگاه می‌شود؛ اقتصاد بیمار گاراژ را به خیابان آورد

تعمیرگاه مکانیکی
تعمیرگاه مکانیکی

در خیابان رانندگی می‌کنید یا از پیاده‌رو می‌گذرید؛ کنار یک فروشگاه، بنر تبلیغاتی تا حریم خیابان جلو آمده، رستورانی صندلی‌هایش را در مسیر عابران چیده و چند متر آن‌طرف‌تر، مکانیکی زیر خودرویی که کنار خیابان متوقف شده مشغول تعمیر است.

این صحنه‌ها آن‌قدر تکرار شده‌اند که دیگر عجیب به نظر نمی‌رسند. باتری‌فروش، باتری فروخته‌شده را همان‌جا روی خودرو نصب می‌کند. فروشنده لنت، چرخ خودرو را در حاشیه خیابان باز می‌کند و تعویض‌روغنی با یک سطل و تکه‌ای کارتن، روغن موتور را زیر خودرو تخلیه می‌کند. در حالت بهتر، دستگاه ساکشن به پیاده‌رو منتقل شده است.

به صافکاری و نقاشی خودرو در کنار خیابان ورود نکنیم؛ آنجا دیگر فقط سد معبر مطرح نیست و پای آلودگی، مواد شیمیایی، ایمنی و سلامت شهروندان هم به میان می‌آید.

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، تبصره یک بند دوم ماده ۵۵ قانون شهرداری، اشغال پیاده‌رو و سد معابر عمومی برای کسب‌وکار یا هر عنوان دیگری را ممنوع کرده و شهرداری را مسئول جلوگیری و رفع آن دانسته است. بنابراین تعمیر خودرو در پیاده‌رو، چیدن تجهیزات در مسیر عابران یا تبدیل حاشیه خیابان به محل کار، از نظر قانونی قابل دفاع نیست.

با این حال، اگر ماجرا را فقط به بی‌قانونی یک مغازه‌دار تقلیل بدهیم، دوباره از انتهای زنجیره شروع کرده‌ایم.

گاراژی که به یک دهنه مغازه رسید

پیش‌تر مفهومی به نام گاراژ وجود داشت؛ فضایی بزرگ که چند خودرو وارد آن می‌شدند، تعمیرکاران در بخش‌های مختلف کار می‌کردند و ابزار، تجهیزات و قطعات هرکدام جای مشخصی داشتند. قرار نبود پیاده‌رو به محل بازکردن چرخ یا خیابان به چال سرویس خودرو تبدیل شود.

حالا از آن فضای بزرگ، در بسیاری از نقاط شهر فقط یک مغازه کوچک باقی مانده است؛ مغازه‌ای که شاید یک خودرو به‌سختی در آن جا شود یا در بهترین حالت، یک یا دو چال سرویس داشته باشد. برخی از این واحدها استیجاری‌اند، برخی از پدر به پسر رسیده‌اند و بعضی نیز حاصل سال‌ها کار و پس‌انداز صاحب مغازه‌اند.

افزایش اجاره، قیمت زمین، هزینه تجهیزات و دشواری توسعه کسب‌وکار اجازه نداده است بسیاری از این واحدهای کوچک به تعمیرگاه‌های مجهز تبدیل شوند. مغازه همان اندازه مانده، اما هزینه‌ها بالا رفته و تعمیرکار برای حفظ درآمد خود، خدمات بیشتری را در فضایی کمتر انجام می‌دهد. وقتی مغازه جا ندارد، کار آرام‌آرام از در بیرون می‌زند و به پیاده‌رو و خیابان می‌رسد.

فروشنده تیغه برف‌پاک‌کن فقط قطعه نمی‌فروشد؛ با دریافت مبلغی آن را نصب می‌کند. باتری‌فروش خدمات تعویض باتری ارائه می‌دهد و لوازم‌یدکی برای افزایش حاشیه سود، بخشی از کار تعمیرگاه را انجام می‌دهد. خودرو نیز معمولاً دوبله جلوی مغازه می‌ایستد، راه عبور را می‌بندد و سهم دیگران از خیابان را به بخشی از کسب‌وکار تبدیل می‌کند.

اقتصاد کوچک‌شده، مغازه را به انبار، فروشگاه و تعمیرگاه هم‌زمان تبدیل کرده است؛ فضایی که ظرفیت هیچ‌کدام از این سه کار را ندارد.

هزینه مغازه روی دوش شهر افتاده است

در این نقطه، هزینه‌ای که باید برای تأمین فضای مناسب کسب‌وکار پرداخت شود، به شهر منتقل می‌شود. مغازه‌دار اجاره تعمیرگاهی بزرگ‌تر را نمی‌دهد، اما بخشی از پیاده‌رو را رایگان به فضای کار خود اضافه می‌کند. مشتری نیز به‌جای مراجعه به یک مجموعه مجهز، خودرو را کنار خیابان متوقف می‌کند تا کار با هزینه کمتری انجام شود.

بهای این صرفه‌جویی را دیگران می‌پردازند. عابر مجبور می‌شود وارد سواره‌رو شود، راننده با خودروی دوبله روبه‌رو می‌شود، روغن و مواد مصرفی روی زمین می‌ریزند و احتمال تصادف یا درگیری بالا می‌رود.

اینجا نمی‌توان تخلف را با مشکلات اقتصادی توجیه کرد. پیاده‌رو ملک مغازه‌دار نیست و شهروند هم نباید هزینه کمبود فضای یک کسب‌وکار را با امنیت و آرامش خود بپردازد. اما برخورد مقطعی، جمع‌کردن ابزار و جریمه یک مغازه نیز ریشه مشکل را از بین نمی‌برد. تعمیرکار امروز جمع می‌کند و چند روز بعد، دوباره خودرو دیگری جلوی همان مغازه روی جک می‌رود.

شهر فقط با جریمه مرتب نمی‌شود

شهرداری باید معبر را آزاد کند و اتحادیه‌های صنفی نیز نباید برای واحدی که فضای لازم ندارد، مجوز خدماتی صادر کنند که اجرای آن به اشغال خیابان وابسته است. در کنار برخورد، شهر به پهنه‌های خدمات خودرویی، تعمیرگاه‌های تجمیعی و فضاهایی نیاز دارد که کسب‌وکارهای کوچک بتوانند بدون تصرف معبر در آن فعالیت کنند.

مسئله فقط رفتار یک باتری‌فروش یا تعویض‌روغنی نیست. اقتصادی که اجازه شکل‌گیری و توسعه مجموعه‌های حرفه‌ای را نمی‌دهد، کسب‌وکار را خرد می‌کند و هر دهنه مغازه را به فروشگاه، انبار و تعمیرگاه تبدیل می‌کند. نتیجه همان چیزی است که در خیابان می‌بینیم؛ تعمیرکار از مغازه بیرون آمده، خودرو دوبله ایستاده و عابر برای عبور به سواره‌رو رانده شده است.

سد معبر باید جمع شود، اما اگر فقط ابزار تعمیرکار را از پیاده‌رو برداریم و فضایی برای کار قانونی او نسازیم، خیابان برای چند روز خلوت می‌شود و مسئله سر جای خود باقی می‌ماند. گاراژ از اقتصاد شهر حذف شده است؛ نباید اجازه داد جای خالی آن را پیاده‌رو پر کند.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.