آیا دوران طلایی خودروهای اسپرت به پایان رسیده است؟

تغییر تمرکز خودروسازان بر مدلهای کراس اوور باعث ایجاد خلأ در بخش کوپههای مقرون به صرفه شده است. بازگشت به اصول طراحی کلاسیک تنها راه نجات این بخش از بازار است.
بازار خودرو در سالهای اخیر تغییرات بزرگی را تجربه کرده است. خودروسازان بزرگ دنیا تمرکز خود را بر ساخت شاسی بلندها و کراس اوورها گذاشتهاند و خودروهای اسپرت اقتصادی جایگاه خود را از دست دادهاند. اگر به یک سوی بازار نگاه کنید شاهد حضور سوپرکارسازانی مثل فراری و پورشه هستید.
در سوی دیگر بازار هم موج جدید ابر خودروهای برقی چینی دیده میشود. اما در میانه این بازار خلأ بزرگی وجود دارد. خودروهای کوپه و رودستر ارزان قیمت که روزگاری نماد لذت رانندگی بودند اکنون به سختی پیدا میشوند. این همان نقطهای است که طراحی اهمیت خود را نشان میدهد.
سایبرستر؛ بازگشت به فرمول اصالت

ام جی سایبرستر نمونه موفقی است که تلاش دارد این فرمول قدیمی را با تکنولوژی برقی زنده کند. این خودرو بدون اینکه قیمت نجومی یک سوپرکار را داشته باشد جذابیت ظاهری را به خیابانها بازگردانده است. وقتی به یک خودروی اسپرت نگاه میکنید تناسبات بدنه بلافاصله خودنمایی میکنند.
کاپوت کشیده و کابین فشرده در کنار خط سقف آیرودینامیک نشان از مهندسی دقیق دارند. این جزئیات فقط برای زیبایی نیستند بلکه پایداری خودرو را در سرعتهای بالا بهبود میبخشند. کانسپت جدید سایبر GTS که در فستیوال گودوود معرفی شد نشان داد که مسیر کوپههای اسپرت میتواند آیندهدار باشد. داشتن ۵۱۰ اسب بخار قدرت کافی نیست بلکه خودرو باید ظاهری داشته باشد که این قدرت را برای راننده باورپذیر کند.
فلسفه طراحی؛ تفاوت SUV و اسپرت
یک کوپه یا رودستر را نباید به عنوان خودرویی با کاربرد کمتر در نظر گرفت. این خودروها بر پایه فلسفهای کاملا متفاوت ساخته میشوند. همه چیز در این ماشینها حول محور رانندگی میچرخد. مرکز ثقل پایین و سیستم تعلیق پیشرفته و موقعیت قرارگیری راننده همگی برای افزایش دقت طراحی شدهاند.
این رویکرد کاملا در تضاد با دنیای شاسی بلندها است. شاسی بلندها حتی در مدلهای عملکردی خود مجبورند از موتورهای غولآسا و تایرهای پهن استفاده کنند تا وزن اضافه و سطح مقطع بزرگ خود را جبران کنند. خودروی اسپرت اما متکی بر فرم بدنه خود است تا چابکتر و دقیقتر عمل کند.
درسهایی از تاریخ برای آینده


در دوران بحران اقتصادی دهه هفتاد میلادی خودروسازان مجبور شدند سبک طراحی خود را عوض کنند. مدلهایی مثل فیات ۱۲۸ کوپه جای خود را به نسخههای کاربردیتر دادند. اما همیشه کسانی بودند که به دنبال خلوص رانندگی بودند.
خودروهایی مثل لانچیا بتا مونت کارلو ثابت کردند که حتی در دوران صرفهجویی هم میتوان خودروهای جسورانه تولید کرد. در دهه نود میلادی هم خودروهایی مثل فورد پوما یا اپل تیگرا با استفاده از پلتفرم هاچ بکهای معمولی توانستند هندلینگی متمایز ارائه دهند. این مسیر نشان داد که برای داشتن یک خودروی اسپرت لازم نیست حتما سوپرکار تولید کنید.
آینده در دستان راننده است نه هوش مصنوعی

آینده دنیای خودرو نباید فقط به پادهای خودران و خسته کننده ختم شود. دنیای خودرو میتواند همچنان بر محور انسان و لذت رانندگی بچرخد. خودروهای اسپرت آینده احتمالا هایپرکارهای گران قیمت نخواهند بود. آنها ماشینهای ساده و آیرودینامیک با پکیجهای باتری بهینه هستند که با چرخهایی که در چهار گوشه بدنه قرار گرفتهاند حس آزادی را به راننده هدیه میدهند.
اگر خودروسازان بخواهند همچنان مشتریانی داشته باشند که از رانندگی لذت میبرند باید به طراحی این خودروهای کوچک و در دسترس اهمیت بیشتری بدهند. آزادی واقعی در دنیای خودرو همین ماشینهای کوچک و چالاک است که هنوز هم میتوان با آنها از جاده لذت برد. این همان میراثی است که باید حفظ شود.





دیدگاه ها