حذف اقشار ضعیف و متوسط از بازار خودرو

برنامهها و سیاستگذاریهای اشتباه و دنبالهدار سالهای اخیر نهتنها منجر به بهبود شرایط و افزایش قدرت خرید مردم نشده است، بلکه رفتهرفته با کاهش شدید توان مالی شهروندان، منجر به حذف اقشار ضعیف و متوسط از بازار خودرو شده است. مصوبه بنزین هم سرعت این خروج را با افزایش قیمت خودروهای دست دوم بیشتر خواهد کرد.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، بیش از یک دهه پیش، حمایت از اقشار متوسط و ضعیف و همچنین شکست انحصار در دستور کار متولیان وقت قرار گرفت و حاصل آن سرکوب قیمتها و دستوری شدن بازار خودرو شد.
نتیجه این تصمیم، تحمیل بیش از ۶۰۰ همت بدهی و زیان انباشته به خودروسازان و تحلیل رفتن بنیه تولید بود. با آغاز تحریمها و افزایش فشار اقتصادی و استمرار این سیاستها، بازار خودرو به یک بازار سرمایهای بدل شد. این موضوع روی خودروهای فرسوده هم تأثیر صددرصدی داشت؛ به نحوی که افزایش قیمت خودروهای صفر و همچنین ناترازی عرضه و تقاضا باعث ادامه حضور و افزایش تردد این خودروها شد. ترددهایی که افزایش مصرف بنزین و آلودگی هوا بخشی از آثار منفی آن به شمار میرود.
در کنار این مسائل، افزایش قیمت خودروهای اقتصادی بازار، بخشی از خریداران را به سمت خودروهای دست دوم هدایت کرد.
در این میان، بهروزرسانی قیمت خودرو در مدت اخیر، به همراه رکود درآمدی، کاهش قدرت خرید، ناترازی عرضه و فضای انتظاراتی ناشی از ابهام در سیاستهای ارزی و تجاری، همه دستبهدست هم دادند و زمینه اخراج بسیاری از مردم از بازار خودرو را رقم زدند.
در همین شرایط، مصوبه اخیر بنزینی دولت و یارانهای که به خودروهای فرسوده اختصاص یافته، حالا بخش دیگری از بازار را هدف گرفته و این بخش را نیز از دسترس بخش دیگری از خریداران خودروهای اقتصادی دور خواهد کرد، چراکه بخش زیادی از این خودروها مشمول دریافت بنزین سهمیهای خواهند شد. همین موضوع، قیمت خودروهای دست دوم را دستخوش تغییر خواهد کرد.
به بیان سادهتر، ناتوانی از خرید خودروهای اقتصادی صفر کیلومتر و نیاز به داشتن خودرو، بخشی از تقاضای بازار را به سوی خودروهای کارکرده سوق داده و منجر به افزایش ناترازی عرضه و تقاضا و در نتیجه افزایش قیمتها خواهد شد؛ امری که فشار را بر طبقه ضعیف و متوسط بیشتر میکند.
در واقع، با توجه به وضعیت فعلی، بازار خودرو را باید نشانهای از ناکارآمدیهای ساختاری، تورم مزمن، سیاستگذاریهای متناقض و نبود برنامه مشخص برای اصلاح صنعت خودروسازی دانست. صنعتی که قرار بود با این سیاستها به نفع بخش ضعیف جامعه حرکت کند، اما در عمل نهتنها دست آنها را از برآوردهسازی خواسته خود کوتاه کرده، بلکه عدم تناسب دستمزد و قیمتها باعث اخراج از بازار خودرو شده است. مصوبه بنزینی اخیر دولت همچنین آنها را از «لیگ دو» بیرون خواهد کرد و میزان شکاف طبقاتی و نارضایتیهای اجتماعی بیش از پیش خواهد شد.





چمدونم حالا که همه چی علیه ما شده
ابرو بادو مه بتزین و دولت
ما را کرده جونم جون به لب
شکاف شدید طبقاتی و کاهش قدرت خرید مردم ضعیف جامعه باعث چنان طوفانی میشود که مطمین باشید هیچ قدرتی نمیتونه مقابلش ایستادگس کنه، مثل خود من که پنج ماه نتونستم گوشت قرمز برای خانواده چهارنفره خودم تهیه کنم
از وقتی دست چپ و راستمون رو شناختیم توی این کشور یا جنگه یا تحریم. البته مهم اینه که به کمال انسانیت رسیدیم!
اصلا خودرو سازی نداشتیم اینهمه گرونی خودرو ومصرف بنزین نداشتیم .دولت وحاکمیت بخاطرکسری بودجه به مردم هرننگی راتحمیل میکننن.
من بعد سالها کارگری تونستم برای خانوادم یک ساینا بخرم که ماه دیگه تحویل میدن که این نامردا اومدن گفتند به ماشین صفر سهمیه نمیدن این بود عدالتتون این چه وضعیه
فقط اشغال تولید کنید و بندازید به مردم
ماشین دست دوم هم اگه تغییر پلاک و تغییر مالکیت بده سهمیه اش قطع میشه
دولت کلا دنبال قطع هرچی یارانه ست
این خبرتونم اشتباه و غلطه
انقلاب ایران قرار بود اختلاف طبقاطی را با عدالت کم کند خداراشکر داریم میرسیم.
خب باید همچین چیزای اتفاق بیوفته ،،،،اجتناب ناپذیره،،،چیزی نمیشه ماشین نخرن،،،سفر نرن،،،یا اگه دوست ندارن برن
سالهای آخر عمرم را میخواستم بعنوان یک باز نشسته یه کم راحت زندگی کنم اما بارها در قرعه کشی ثبت نام نمودم ولی در این قمارخانه خودرو بنده نشدم اکنون ۷۰ سالمه فکرمیکنم یکی دوسال دیگر حضرت عزرائیل بهم خودرو بدهد
ازماکه گذشت ولی این رسمش نیست
نا امید نشو برادر ، خدا بزرگه .
اگه اسکیل نگاهتون را وسیع تر کنید به این خروجی میرسید که اقشار متوسط جامعه طی ده سال اخیر ریزش پیدا کردند به اقشار فقیر و جامعه اقتصادی دوقطبی داریم یعنی یا خیلی پوادار یا خیلی فقیر.
هدف چیه? قشر فقیر هیچوقت نمیتونه مدنیت را تجربه کنه چون وقتی نداره برای مطالله و همش باید برای بقا بجنگه و قشر بورژوآ که در اینجا افراد متصل به قدرت هستند هم برای ابقای شرایط با حاکمیت اقتصادی سازش و زد و بند برد برد میکنند و به این شکل تداوم پیدا میکنند دو طرف بدون اینکه تحدیدی وجود داشته باشه. مشخصا اهداف دو گروه آخر یکی نیست ولی منافع مشترک دارند. الان قشر متوسط قدیم و فقیر فعلی دو راه حل دارند. یکی اینکه همین شرایط بقا را ادامه دهند و یا اینکه کاملا از همه چیز بگذرند و یک ماه مطلقا هیچ فعالیت اقتصادی انجام ندن. صفر مطلق به نشانه اعتراض. به این شکل دولت مجبور میشه برای خارج شدن اقتصاد از بحران حقوق کارگران را تا ۳ برابر افزایش بده و مالیات را هم افزایش بده و قشر ثروتمند هم چون منافعشون در خطر میفته بخاطر عدم همکاری کارگران این مالیات و اضافه حقوق را قبول می کنند و اینطوری میشه شاید شرایط اقتصادی را خود مردم اصلاح کنند. فقط موضوع مهم اینه که تا امروز هیچ نشانه ای ار اتحاد برای اعتراض ندیدیم از قشر کارگر. من خودم چهل ساله کارگر هستم و یادم نمیاد آخرین بار کی سفر رفتم. نه خودرو داارم و نه توان نگهداریشو و نه مسکن و هفته ای ۵۰ ساعت دارم کار میکنم و در چهل سالگی هیچی ندارم. خلاصه که مردم باید مطالبه گر باشند وگرنه حکومت دغدغش اصلا رفاه مردم نبوده و نیست و نخواهد بود
اینکه انتظار داشته باشید مدیران دولتی و نمایندگان مجلس با کف حقوق ۲۰۰ میلیونی ، بخوان برای قشر کارگر کار کنند مسخره است .
بنظرم اینبار دولت از کارشناسان بیسواد مشاوره گرفته . کمی تفکر ……
حکومتی که دم از عدل علی میزند مرکبی شده برای ثروتمندان که آنرا اقشار ضعیف راه میبرند