چرا خودروسازان در شهرهای مختلف خط تولید دارند؟

شکل گیری موج جدید اعتراضات کارگری در خط تولید خودروسازان کشور در شهرهای مختلف در کنار غیر اقتصادی بودن میزان تولید، بار دیگر این پرسش را ایجاد کرده است که آیا واقعاً این سایت ها براساس اصول اقتصادی ایجاد شده اند.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، یکی از اصلی ترین رنج هایی که صنعت خودروسازی کشور به آن دچار است، دولتی بودن این صنعت است. هر چند ادعا می شود دولت در دو خودروساز بزرگ سهم چندانی ندارد، اما در عمل، به رغم همین میزان کم، مدیریت و تصمیم گیری برای آن ها در سیطره دولت قرار دارد.
به همین علت است که در موارد بسیاری شاهد برخی انتصاب ها و یا سیاست گذاری هایی هستیم که نه تنها هیچ گونه توجیه اقتصادی ندارند، بلکه کاملاً رنگ بوی سیاسی و حتا در برخی موارد عوام فریبانه دارد. برای این موارد می توان از انتصاب مدیران غیر خودرویی اما نزدیک به دولت ها را مثال زد. احداث سایت های خارج از کشور یکی دیگر از تصمیمات سیاسی است که نمونه داخلی آن را می توان در ایجاد خط تولید دو خودروساز بزرگ در شهرهای مختلف نام برد.
خط تولید خودروسازان در شهرهای مختلف؛ خرج زیاد و خروجی کم
نگاهی به آمار تولید این سایت ها نشان می دهد که تنها دو سایت ایران خودرو خراسان و سایپا کاشان توانسته اند تولیدات بالایی داشته باشند. هر چند میزان هدف گذاری تولید آن ها مشخص نیست، با این حال، این دو کارخانه توانسته اند نسبت به سایر همتایان خود از وضعیت تولید مناسب تری برخوردار باشند. با این حال، میزان تولید و حتا وجود این کارخانه همچنان محل تردید است، چون به نظر می رسد آن ها چندان براساس منطق اقتصادی ساخته نشده و بیش تر براساس فشارها سیاسی و قدرت رایزنی افراد احداث شده اند.
وقتی توجیه اقتصادی مهم نیست
اصولاً در یک اقتصاد آزاد و غیر دولتی تمام حرکت ها، برنامه های توسعه محور و گسترش فضای کسب و کار براساس یک استراتژی و چارچوبی اقتصادی شکل می گیرد، چراکه مدیران آن شرکت در برابر سهامداران باید پاسخگو باشند. به بیان ساده، پیش از اجرای یک تصمیم مدت زمان زیادی تیم های تحقیقاتی و مطالعاتی کارهای مربوطه را انجام داده است و پس از بررسی های کامل باید در ابتدای امر برای سهامداران کاملاً توضیح داده شود و در صورت موافقت، اقدامات عملی و اجرایی آغاز می شود. اما به نظر می رسد با توجه به تفوق سیاست بر اقتصاد در صنعت خودروسازی توجیه اقتصادی محلی از اعراب ندارد و مهم احداث و ایجاد یک کارخانه جدید است. دلیل آن را هم می تواند به عواملی مانند تلاش برای ایجاد اشتغال از سوی مسئولان دولتی و حکومتی، پررنگ کردن کارنامه، نشان دادن عمل به تعهد، دلسوز بودن، استفاده تبلیغاتی برای انتخابات بعدی و یا حتا محلی برای انتصاب ها و نفع های گروهی و شخصی بی ارتباط ندانست.
نمره قابل قبول برای خراسان و کاشان؟
براساس آمار منتشرشده تولید خودرو در ۷ ماهه ابتدایی سال جاری، سهم خط تولید در شهرهای مختلف در مجموع کمی بیش از ۲۲۳ هزا دستگاه بوده است که نزدیک به ۵۰ درصد آن را ایران خودرو خراسان و سایپا کاشان تولید کرده اند.
از سوی دیگر، استراتژی های صنعتی و اقتصادی می گوید که برای ایجاد و احداث سایت های جدید (شهرستان ها) حداقل باید به عواملی مانند مزیت اقتصادی، هدفگذاری و چشم انداز، بازارهای صادراتی و نقش آن در رقابت در نظر داشت. حال این پرسش پیش می آید: خط تولید در شهرهای مختلف دو خودروساز بزرگ کدام یک از این شرایط حداقلی را دارا هستند؟ آیا آن ها بازارهای صادراتی خاصی دارند؟ از زنجیره تأمین چابک و ویژه که به شرکت مادر وابسته نباشد بهره می برند؟
سیاست و چشم همچشمی
با بررسی دقیق تر دلایل ایجاد چنین کارخانه هایی تنها می توان اثر پررنگ و لعاب دلایل سیاسی را دید. جایی که، این سایت ها در عمل به دلیل عدم دسترسی به زنجیره کامل تأمین تبدیل به کارخانه های مونتاژ شده اند.
هر چند شاید این سایت ها توانسته اند اندکی در اشتغال شهرهای خود تأثیر داشته باشند، اما باید در نظر گرفت که خود این کارخانه ها به یکی از دلایل اختلاف و درگیری شهرهای همجوار نیز تبدیل شده اند؛ چراکه شهرهای اطراف نیز خود را مستحق دانسته و عدم دریافت پاسخ مناسب برای این خواسته را هم بی عدالتی می دانند و هم به حساب عدم توانایی نمایندگان حاکمیتی خود می گذارند.
پراخت هزینه از جیب مردم
از سوی دیگر، خط تولید در شهرهای مختلف به دلیل عدم توان تولید در مقیاس اقتصادی و غیر مستقل بودن از نظر مالی نیز به شرکت مادر وابسته هستند؛ یعنی تمام هزینه های آنان باید از سوی مرکز تأیید و تأمین شود. با توجه به زیان ده بودن تولید خودرو در کشور، آیا هزینه بودن این سایت ها از جیب مردم و سهامداران پرداخت نمی شود؟ آیا این سایت ها توانسته اند در تحقق اهداف تولید سهمی داشته باشند؟
در واقع، سایت ها را می توان حاصل رایزنی ها و بده بستان های سیاسی دانست. بده بستان هایی که تنها اهداف جزیره ای دارند و در عمل نه تنها هیچ نفع ملی برای کشور در بر ندارند، بلکه به دلیل عدم تولید اقتصادی و ناتوانی از پوشش هزینه ها، خود به یک بار اضافی بر دوش صنعت و اقتصاد کشور تبدیل شده اند. مسلماً با دیدگاههای غیر اقتصادی و غیر مولدی که در این زمینه وجود دارد این سیاست ها همچنان ادامه خواهد داشت. بنابراین به راحتی قابل پیش بینی است که در صورت ادامه دار بودن این وضعیت و نگاه حاکم بر این گونه مسائل و تغییر شرایط اقتصادی کشور باز هم شاهد احداث کارخانه هایی از جنس سیاست خواهیم بود، اما یک نکته را باید در نظر داشت، صنعت و اقتصاد چارچوب و قواعدی دارد که در صورت رعایت نکردن آن ماه عسل در بلند مدت تبدیل به عزا و مصیب خواهد شد. دودِ کارنامه مردودِ سدسازی ها و صنایع آببری مثل فولاد در نقاط خشک کشور هم اکنون در چشم مردم است.
علی طجوزی
پایگاه خبری اسب بخار





تمامش ضرره و از جیب مردم وکلا غیر اقتصادی الان مثالش پژو کاغذیه که شش یا هشت سایت تولید مشه