بازار خودرو؛ ماشین فرسایش سرمایه اجتماعی

بازار خودرو در ایران دیگر صرفاً محلی برای خرید و فروش خودرو نیست، بلکه صحنهای از ناکارآمدی حکمرانی اقتصادی و سقوط تدریجی سرمایه اجتماعی است. در شرایطی که خودرو میتوانست ابزاری برای تقویت اعتماد مردم به نظام اقتصادی و دولت باشد، امروز به نمادی از بیاعتمادی و ناکامی بدل شده است.
به گزارش پایگاه خبری اسببخار، اگر سیاستگذاران طی سالهای گذشته به جای نوسانهای پرهیاهو در قیمت و مدیریت کوتاهمدت، بر عرضه خودروهای باکیفیت و قیمت مناسب تمرکز میکردند، بازار خودرو میتوانست از یک سو دست دلالان را کوتاه کرده و از سوی دیگر، سطح دسترسی اقشار متوسط و ضعیف جامعه را به خودرو افزایش دهد.
تجربه جهانی نشان میدهد که دسترسی به کالای ضروری با قیمت مناسب، نهتنها رفاه ملموس ایجاد میکند، بلکه اعتماد مردم به حکمرانی اقتصادی را تقویت کرده و سرمایه اجتماعی را افزایش میدهد. اما در ایران، مسیر دقیقاً معکوس طی شد.
دیوار بیاعتمادی که امروز بازار خودرو را دربر گرفته، حاصل تصمیماتی است که منافع کوتاهمدت و گروهی را به منافع بلندمدت ترجیح دادهاند. سیاستهای دستوری، قیمتگذاری غیرواقعی و استمرار عرضه محدود، نهتنها توانایی بازار برای پاسخ به تقاضای واقعی را از بین برده، بلکه آن را به عرصهای کاملاً سوداگرانه برای دلالان و واسطهها تبدیل کرده است.
خودرو به جای آنکه بهعنوان کالای ضروری، عامل رفاه و امید باشد، اکنون به ابزاری برای نارضایتی و حس تبعیض بدل شده است.
این بیاعتمادی گسترده، هزینههای اجتماعی عظیمی دارد. سرمایه اجتماعی، همان اعتماد و همکاری میان شهروندان و نهادهای حاکمیتی است که پایه ثبات و توسعه اقتصادی به شمار میرود، به شکل بیسابقهای فرسوده شده است. هر بار که قیمتها به شکل سرسامآور افزایش مییابد یا وعدههای دولت درباره عرضه خودروهای جدید تحقق پیدا نمیکند، نهتنها بازار خودرو دچار شوک میشود، بلکه دیوار بیاعتمادی بلندتر و بلندتر میشود. نتیجه، شکلگیری نسلی از شهروندان است که به توانمندیهای حکمرانی اقتصادی شک دارند و نسبت به وعدهها بیاعتقادند.
به این ترتیب، بازار خودرو نهتنها ناکامی سیاستگذاری اقتصادی را به نمایش میگذارد، بلکه به ماشین فرسایش سرمایه اجتماعی بدل شده است. هر یک از این ناکامیها، بر روند توسعه اقتصادی اثر مستقیم دارد؛ از کاهش انگیزه تولیدکنندگان گرفته تا محدود شدن دسترسی اقشار متوسط و ضعیف به کالای ضروری و افزایش فاصله طبقاتی.
راهحل ساده است اما اجرایی دشوار؛ عرضه محصولات باکیفیت و قیمت واقعی، حذف واسطهها و دلالان از مسیر توزیع، و سیاستگذاری مبتنی بر شفافیت و عدالت اجتماعی. این مسیر نهتنها بازار خودرو را از چرخه ناکامی خارج میکند، بلکه اعتماد عمومی را بازمیگرداند و سرمایه اجتماعی از دسترفته را ترمیم میکند.
بازار خودرو امروز آینهای از سیاستگذاری اشتباه و ناکارآمدی است، اما هنوز فرصت هست که این آینه شکسته ترمیم شود و خودرو، به جای ابزار بیاعتمادی، وسیلهای برای بازسازی سرمایه اجتماعی باشد. اگر نه، هر بار که مشتری به دنبال خرید خودرو میرود، تنها شاهد فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی خواهد بود؛ سرمایهای که بازگرداندنش به آسانی ممکن نخواهد بود.
دیدگاه ها