مرسدس‌بنز قربانی جنگ اقتصادی آمریکا و چین؟

مرسدس‌بنز قربانی جنگ اقتصادی آمریکا و چین
مرسدس‌بنز قربانی جنگ اقتصادی آمریکا و چین

تا همین چند سال پیش، محل تولید خودرو یا تعرفه واردات مهم‌ترین دغدغه خودروسازان جهانی بود. امروز اما معادله پیچیده‌تر شده است. در شرایطی که رقابت آمریکا و چین وارد مرحله تازه‌ای شده است، حتا فهرست سهام‌داران یک شرکت خودروسازی نیز می‌تواند سرنوشت فعالیت آن در بازارهای جهانی را تغییر دهد. طرحی که این روزها در سنای آمریکا درباره محدود کردن فعالیت شرکت‌های دارای سهام‌داران عمده چینی مطرح شده است، بیش از آن‌که مرسدس‌بنز را هدف گرفته باشد، از تغییر قواعد بازی در صنعت خودرو خبر می‌دهد؛ صنعتی که دیگر تنها با مهندسی و فروش اداره نمی‌شود، بلکه سیاست نیز به یکی از اجزای اصلی آن تبدیل شده است.

اگر این خبر ۱۰ سال پیش منتشر می‌شد، احتمالاً واکنش بازار محدود به چند ساعت نوسان قیمت سهام بود. امروز اما شرایط فرق کرده است. روابط واشنگتن و پکن دیگر صرفاً یک رقابت تجاری نیست؛ این رقابت به فناوری، انرژی، نیمه‌هادی‌ها، هوش مصنوعی، مواد معدنی راهبردی و اکنون به صنعت خودرو نیز کشیده شده است. مرسدس‌بنز شاید تازه‌ترین قربانی این تقابل باشد، اما به احتمال زیاد آخرین آن نخواهد بود.

بر اساس طرحی که در سنای آمریکا مطرح شده، شرکت‌هایی که سهام‌داران عمده چینی دارند، ممکن است در آینده با محدودیت‌هایی برای فروش خودرو در بازار آمریکا روبه‌رو شوند. در نگاه نخست، این موضوع عجیب به نظر می‌رسد. سهام‌داران، در بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان، از کشورهای مختلف هستند و سرمایه مرز جغرافیایی نمی‌شناسد. اما منطق واشنگتن تغییر کرده است.

در سال‌های اخیر، دولت آمریکا بارها اعلام کرده که در صنایع حساس، مالکیت و نفوذ سرمایه خارجی نیز می‌تواند ابعاد امنیتی پیدا کند؛ به‌ویژه اگر پای چین در میان باشد. در چنین فضایی، حتی سهامداری که مستقیماً در مدیریت روزمره شرکت دخالت ندارد، ممکن است به یک عامل ریسک تبدیل شود.

چرا مرسدس‌بنز؟

مرسدس‌بنز در سال‌های اخیر با دو واقعیت متفاوت روبه‌رو بوده است. از یک سو، بازار چین که سال‌ها موتور رشد این شرکت بود، دیگر رونق گذشته را ندارد. کاهش تقاضا، رقابت شدید خودروسازان چینی و جنگ قیمتی در بازار خودروهای برقی، حاشیه سود برندهای اروپایی را تحت فشار قرار داده است.

از سوی دیگر، آمریکا به یکی از سودآورترین بازارهای مرسدس تبدیل شده است. به همین دلیل، این شرکت برنامه‌ریزی کرده تا پایان دهه جاری بیش از ۷ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کند؛ سرمایه‌ای که بخش مهمی از آن صرف توسعه کارخانه آلاباما و افزایش تولید شاسی‌بلندها خواهد شد. دقیقاً در همین نقطه، سیاست وارد معادله می‌شود.

اگر قوانین جدید، حضور شرکت‌های دارای سهام‌داران عمده چینی را محدود کند، مرسدس‌بنز ناچار خواهد شد میان ساختار مالکیت، برنامه‌های سرمایه‌گذاری و آینده حضور خود در بازار آمریکا تعادل تازه‌ای برقرار کند.

سه دهه پیش، خودروسازان برای کاهش هزینه تولید، کارخانه‌های خود را در کشورهای مختلف احداث می‌کردند و سرمایه‌گذاران نیز بدون توجه به ملیت، در شرکت‌های بزرگ سهام می‌خریدند. امروز اما مفهوم جهانی‌شدن تغییر کرده است.

کشورها دیگر فقط به محل تولید خودرو نگاه نمی‌کنند؛ منشأ سرمایه، زنجیره تأمین، محل تولید تراشه، فناوری نرم‌افزار و حتی ملیت سهام‌داران نیز وارد معادلات شده است. این همان تغییری است که بسیاری از اقتصاددانان از آن با عنوان «جهانی‌سازی گزینشی» یاد می‌کنند؛ جهانی‌سازی‌ای که در آن، ملاحظات ژئوپلیتیکی بر منطق بازار غلبه کرده است.

مرسدس تنها نیست

اگرچه نام مرسدس‌بنز این روزها بیشتر شنیده می‌شود، اما فشارهای مشابه پیش از این نیز متوجه شرکت‌های مختلف بوده است. محدودیت علیه فناوری‌های چینی، ممنوعیت استفاده از برخی تجهیزات مخابراتی، محدودیت صادرات تراشه‌های پیشرفته، افزایش تعرفه خودروهای برقی ساخت چین و سخت‌گیری درباره سرمایه‌گذاری‌های مشترک، همگی قطعات یک پازل بزرگ‌تر هستند.

در چنین شرایطی، صنعت خودرو دیگر یک صنعت صرفاً صنعتی نیست؛ به بخشی از رقابت راهبردی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

سهام‌داران چینی؛ سرمایه‌گذار یا متهم؟

نکته قابل توجه آن است که سهام‌داران چینی مرسدس‌بنز، مدیریت این شرکت را در اختیار ندارند و سهم آنها نیز به‌معنای کنترل مستقیم هیأت‌مدیره نیست. با این حال، فضای سیاسی آمریکا نشان می‌دهد صرف حضور سرمایه‌گذاران بزرگ چینی می‌تواند حساسیت‌برانگیز باشد.

این تغییر نگاه، پیام روشنی برای بازارهای جهانی دارد؛ از این پس، ریسک سرمایه‌گذاری فقط به سودآوری شرکت‌ها محدود نمی‌شود و تحولات سیاسی نیز می‌تواند ارزش دارایی‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

اتفاقی که امروز برای مرسدس‌بنز رخ داده، احتمالاً فردا دامان شرکت‌های دیگری را نیز خواهد گرفت. خودروسازان جهانی طی سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند از سرمایه چینی، بازار آمریکا، فناوری اروپایی و زنجیره تأمین آسیایی به‌طور هم‌زمان استفاده کنند. اما به نظر می‌رسد دوران بهره‌برداری هم‌زمان از همه این مزیت‌ها رو به پایان است. شرکت‌ها به‌تدریج مجبور خواهند شد میان بازارها، سرمایه‌گذاران و حتی شرکای فناوری خود انتخاب‌های دشوارتری انجام دهند.

پرونده مرسدس‌بنز شاید در ظاهر درباره ترکیب سهام‌داران یک خودروساز آلمانی باشد، اما در واقع نشانه تغییری عمیق‌تر در اقتصاد جهانی است. اگر تا دیروز رقابت کشورها بر سر تعرفه، قیمت یا فناوری بود، امروز حتی ساختار مالکیت شرکت‌ها نیز به میدان رقابت ژئوپلیتیک تبدیل شده است.

برای صنعت خودرو، این تحول یک هشدار جدی به همراه دارد؛ از این پس، موفقیت یک خودروساز فقط به کیفیت محصول، قدرت برند یا حجم فروش وابسته نخواهد بود. در جهانی که سیاست بیش از گذشته وارد اتاق هیأت‌مدیره شده، گاهی ملیت سهام‌داران می‌تواند به اندازه کیفیت خودرو، در سرنوشت یک برند اثرگذار باشد.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.