تجمل چهارچرخ؛ ویراژ خودروهای میلیاردی روی روان زخمی جامعه

شکاف طبقاتی خودرویی در ایران
شکاف طبقاتی خودرویی در ایران

یک خودروی میلیاردی که از خیابان عبور می‌کند، فقط چند ثانیه نگاه‌ها را با خود نمی‌برد؛ گاهی چیزی بیشتر از یک تصویر در ذهن آدم‌ها باقی می‌گذارد. یکی موبایل‌اش را بیرون می‌آورد و فیلم می‌گیرد، دیگری با تحسین نگاه می‌کند، یکی حسرت می‌خورد و دیگری شاید با خشم از کنار آن عبور کند، اما آیا واقعاً فقط یک خودرو از خیابان عبور کرده است؟

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، خودرو در جامعه امروز، همیشه صرفاً وسیله‌ای برای جابه‌جایی نیست. بعضی خودروها تبدیل به نشانه منزلت، موفقیت، قدرت خرید و جایگاه اجتماعی شده‌اند.

هرچه قیمت، کمیابی و قابلیت دیده‌شدن یک کالا بیشتر باشد، ظرفیت آن برای نمایش موقعیت اقتصادی نیز بیشتر می‌شود؛ چیزی که در ادبیات مصرف، به مصرف نمایشی و نمایش منزلت شناخته می‌شود.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که فاصله میان صاحب آن خودرو و تماشاگرش دیگر فقط فاصله میان دو سلیقه یا دو انتخاب مصرفی نباشد؛ بلکه به فاصله میان دو جهان اقتصادی تبدیل شده و پای مقایسه اجتماعی به میان می‌آید.

آدم‌ها وضعیت خودشان را فقط با گذشته خود مقایسه نمی‌کنند؛ گاهی خودشان را با دیگران هم می‌سنجند. وقتی فردی هر روز با تصاویری از خودروهای لوکس، خانه‌های گران، سفرهای لاکچری و سبک‌های زندگی بسیار متفاوت مواجه می‌شود، ممکن است ناخواسته از خودش بپرسد: من کجای این تصویر ایستاده‌ام؟

البته دیدن یک خودروی گران‌قیمت الزاماً حس محرومیت ایجاد نمی‌کند. برای یکی جذابیت مهندسی و طراحی دارد، برای دیگری رؤیاست و برای شخصی دیگر هیچ اهمیتی ندارد. اما وقتی این تصویر در جامعه‌ای ظاهر می‌شود که بخش قابل‌توجهی از مردم با کاهش قدرت خرید و فشار اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، معنای اجتماعی آن می‌تواند تغییر کند.

بانک جهانی نیز در ارزیابی‌های خود از اقتصاد ایران، کاهش قابل‌توجه قدرت خرید خانوارها در نتیجه تورم بالا را مورد توجه قرار داده و هم‌زمان از گسترش انتقال‌های نقدی و یارانه‌ها برای کاهش فشار بر رفاه خانوارها سخن گفته است.

پس مسئله فقط این نیست که چرا یک نفر خودرویی چند ده میلیاردی دارد و دیگری ندارد. سؤال مهم‌تر این است که چرا برای بخش بزرگی از جامعه، فاصله میان آنچه می‌خواهد و آنچه می‌تواند، هر روز بزرگ‌تر به نظر می‌رسد؟

در این شرایط نمی‌توان نقش سیاست‌گذاری اقتصادی را نادیده گرفت. سیاست‌های حمایتی و شعارهای عدالت‌محور، زمانی در زندگی مردم معنا پیدا می‌کنند که بتوانند امنیت اقتصادی، قدرت خرید و امکان حرکت رو به جلو را تقویت کنند. حمایت نقدی یا یارانه‌ای می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد، اما اگر تورم مستمر قدرت خرید را فرسوده کند، مسئله فقط کمک‌کردن نیست؛ مسئله حفظ امکان زندگی شایسته و امید به بهبود است.

از این زاویه، خودروی میلیاردی مقصر نیست. صاحب آن نیز لزوماً قصد تحقیر کسی را ندارد. مسئله، معنایی است که این خودرو در یک زمینه اقتصادی و اجتماعی خاص پیدا می‌کند.

تلخ‌تر اینکه امروز نمایش تجمل دیگر به خیابان محدود نیست. یک خودرو ممکن است فقط چند ثانیه از مقابل ما عبور کند، اما تصویر آن می‌تواند بارها در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شود. یک ویراژ کوتاه، تبدیل به صدها تصویر و ویدئو می‌شود و چیزی که زمانی یک مواجهه چندثانیه‌ای بود، به بخشی از فضای دائمی مقایسه اجتماعی تبدیل می‌شود.

و اینجا تناقض عجیبی شکل می‌گیرد: همان چیزی که می‌تواند فاصله طبقاتی را به رخ بکشد، برای بسیاری جذاب و رؤیایی هم هست. ما فقط تماشاگر تجمل نیستیم؛ گاهی با فیلم گرفتن، انتشار و بازنشر آن، خودمان به بزرگ‌تر شدن ویترینش کمک می‌کنیم.

شاید مسئله اصلی این نباشد که یک خودرو چند میلیارد تومان قیمت دارد. مسئله آنجاست که قیمت آن خودرو، برای بخشی از جامعه، فاصله‌ای را به نمایش می‌گذارد که دیگر با چند سال بیشتر کار کردن و پس‌انداز کردن قابل تصور نیست.

خودرو همچنان چهار چرخ دارد؛ اما در خیابانی که شکاف اقتصادی عمیق شده، همین چهار چرخ می‌تواند به یک تابلوی متحرک از فاصله‌های اجتماعی تبدیل شود.

تازه ترین اخبار و ویدیوهای خودرویی را در کانال تلگرام و اینستاگرام اسب بخار دنبال کنید.